تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


هر وقت تو این مسیر راه میرم ، 
دلم میخواد بمیرم... 
یعنی حس میکنم آدم همین جا ، همین لحظه ، زیر همین آسمون باید بمیره تا پر بکشه تو این آبیِ قشنگش، بره سمت اون کوه ها ، بشینه نوک قله اش ، چشماش رو ببنده... 
سکوت باشه و وزش باد...
باد بزنه به تمام وجودش...
خنکش کنه... 
میشه اگر یه روزی خواستم بمیرم ، یه جایی شبیه همین جا باشه ؟ 
زیر یه آسمون صاف و آبی .... ؟ 

+مرگی که ازش نوشتم از سر خستگی و یاس و ... نیست... یه حس خاصّ شیرینه کلا برام ... مثل همه ی ادم ها در لحظه ی مرگ خواهم ترسید ، اما حس میکنم بعدش تجربه ی فوق العاده شیرینیه،مثلِ یک خوابِ خوش :)...
دلژین ۲۸ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۵ ۱۹ ۲۸۶

نظرات (۱۹)

  • جناب قدح
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۱۹
    سلام :)

    خیلی قشنگه و خیلی قشنگ نوشتی .
    اما دور از جونت دیگه از این حرفا نزن .

    کاش اتاق فرمان خودش این پست رو میخوند .
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۲۵
      چرا اتاق فرمون ؟؟
  • محسن رحمانی
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۲۰
    دکتر نگید اینطوری .
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۲۵
      :) اصلا همون لحظه تو همون مکان دلم میخواد روحم بکنه بره :)) 
      یه حس عجیبیه
  • مری
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۲۶
    سلام 
    احلی درسته نه اهلا😀😀😀😀
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۲۷
      مرسی که گفتی :) 
  • soolin :)
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۲۷
    چه باحاااله.چه بااحالیی،ینی منظورم اینه که چه باحال توصیف میکنی.
    اِممم بچه بودم از مرگ نمیترسیدم ولی نمیدونم چرا الان میترسم،از شب اول قبر و این چیزا خیلی وحشت دارم،با اینکه تو زندگیم خیلی همچنین کار و بد و خفنی انجام ندادمااا ولی از وقتی که مستند شب اول قبر  رو دیدم اصن به کل ترسیدم.:|
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۳۷
      ‌نمیدونم...
      شاید به خاطر تفاوت فکر و عقیده امه... 
      تو دبیرستان یا سوم راهنمایی ، این معلم دینیمون یه فیلم گذاشت ؛ سیاحت غرب بود فکر میکنم اسمش ! بعدش هم کتابش رو زور کرد بخونیم...
      حالا بماند راجع بهش حرف نمیزنم...
      بزرگتر که شدم واقعا نگاهم به خدا تغییر کرد ...
      از بچگی مدرسه و معلم دینی و ناظم و ... از خدا یه غول بی شاخ و دمی ساخته بودن که برای هیچ کس ارمغانی جز ترس و وحشت نداشت... 
      از اون غول بی شاخ و دمِ بی انصاف وحشتناک شکنجه گر دیگه خبری نیست :) 
      یه جایی از سخنرانی اقا میری راجع مرگ خیلی جالب بود ، دقیقش رو یادم نیست ولی محتواش این بود که این چرت و پرتا چیه مردم رو اینقدر از جهنم میترسونین... خدا مثل یه پدر مهربونه ، جهنمش اینی نیست که شما ساختین... مثل یه پدر مهربون که دست و پات رو میگیره که بندازتت تو آتیش که نفست رو تهذیب میکنه ! در عین حال مواظبتم هست... 
      درست مثل بچه ای که دوست نداره بره اتاق عمل ، اما باباهه دست و پاش و میگیره با دست خودش میبرتش چون به نفعشه... 
  • واران :)
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۲۸
    دلژین تنهایی نرو دست منم بگیر با هم بریم :))
    خوش میگذره :))
    باشه ؟:))



    دور از جونت عزیز جانم‌.
    ولی به مرگ خیلی خوب فکر میکنی یه حس خوب از حرفات گرفتم.
    مرسی 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۳۹
      پس یه شیرینی خوش مزه هم بردار ، رسیدیم اون بالا با چایی میچسبه :))
      سلامت باشی
  • مرتضا دِ
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۳۰
    شما مردن دوست نداری
    بالون سواری دوست داری :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۳۹
      اسکای دایوینگ
  • جناب قدح
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۳۳
    ببینه حرف مرگ و اینا میزنی ...
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۳۸
      تا الان دو بار کارت اهدای عصوم رو نیست و نابود کرده :))
  • جناب قدح
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۴۰
    خب حق داره بنده خدا ...
    یکی یدونه بودن این مشکلات رو هم داره .

    عمرتان دراز و قدحتان پر از می معرفت :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۵۰
      ۱۰۰۰ تا هم باشیم ترس داره فکر به این چیزا :)
      زنده باااشین
  • soolin :)
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۴۴
    وااای انقد دوسدارم یه کتاب بخونم که این ذهنیت افتضاح منو تغییر بدهه.چی پیشنهاد میدی؟
    راستی راستی،هفته ی تولد دوستمه،یه کتابِ جذاب و قشنگ سراغ نداری؟ملت عشق خونده.
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۵۰
      باید فکر کنم ! حضور ذهن ندارم الان ... 
      الان تو سرم فقط اینا میچرخه : 
      اورولوژی 
      چشم
      پروپوزال 
      شورا 
      پره 
      قیمت کپی ها 
      کتاب اصلیه؟ 
      پارسیان؟ 
      جزوه جلسه اخر رو یادم رفت :)) و ... 

      +کتاب مستقیمی در این رابطه نخوندم واقعا...
      یه جور تمرین ذهنی میخواد تغییر این ذهنیات...

  • واران :)
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۴۵
     من چایی نمیخورم تو ترکم :دی 
    ده یازده سالم تو  ترکم :))
    همون قهوه رو بیزحمت بیار با خودت :))
    مرسی بابت شیرینی :))
    اگر ناپلئونی است من دو تا برمیدارم :دی 



    ممنونم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۴۷
      به ... شیرینی رو هم من بیارم ؟؟؟؟ گفتم از اون خونگی هاش مهمون توییم :))
      ماااچ
  • واران :)
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۵۱
    باش فقط بخاطر گل روی خودت :)))

    مرسی 
    😙😙
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۵۴
      :))) 
  • جناب قدح
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۵:۵۴
    درسته ... برا پدر و مادر فرقی نمیکنه ...

    خدا همه بچه ها رو برای پدر و مادراشون حفظ کنه ان شاءالله

    مخصوصا دلژین بانو رو برای اتاق فرمان عزیز :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۵:۵۵
      خدا همه امون رو دور هم حفظ کنه 
      ممنون جناب قدح
  • soolin :)
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۶:۰۴
    وااااای پس خیلیی بد موقع این سوالو پرسیدم.
    ببخشید واقعا.
    امیدوارم خییلییی زووود دغدغهای ذهنیت از بین برن.😍 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۶:۵۲
      چه حرفیه عزیزم 
      مااچ
  • اعتمادالسلطنه
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۷:۲۲
    عنوان و که خوندم یهو نه ده سال رفتم عقب
    گفتم ااا ینی یکی هست که این کتابو خونده باشه؟D:
    اومدم تو پست خورد تو ذوقم-_-
    کتاب احلی من عسلو از کتابخونه بابابزرگم برداشته بودم، فکر کنم چاپ 1320اینطورا باید باشه
    روایتای چندخطی از عجایب و تلخ و شیرین روزگار بود
    +اگه پوچی بود اوندنیا چی؟ یا اگدوباره به دنیا برگشتیم چی؟:\
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۷:۲۵
      پوچی  ؟ خو هیچی نیست هیچی نمیفهمی دیگه :)) دود میشی میری هوا ؛ رااااحت
      +اگرم برگشتیم که دوباره از سر :)) فقط امیدوارم تو خاور میانه ظهور نکنیم :))) شانس نداریم که ، این همه جا تلپی افتادیم ایران ، دفعه بعد میفتیم سوریه :/ 
  • ام اسی خوشبخت
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۷:۵۲
    حس منم نسبت به آسمون آبی دقیقا همینه, از دیدنش سیر نمیشم. از زیباترین نعمت های خداست که بسیار هم آرامش بخشه :)
    تله فیلم "تنهایی" رو دیدین با بازی شهاب حسینی؟ انقدر مرگ رو زیبا به تصویر میکشه که آدم دلش میخواد بمیره! اگه ندیدین حتما ببینینن, اگه دیدین هم دوباره میتونین ببینین, من چند بار دیدم, بازم دلم میخواد ببینم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۹:۱۱
      خیلی خوبه...
      +ندیدمش :) 
      حتما میبینم 
      مرسییییی
  • واران :)
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۱۸:۴۴
    جوابت به کامنت اعتماد السلطنه وای دلژین چقدرررر خوب بود :)))

    عالی اصلا :))
    مرسی کلی به این جوابت خندیدم :))))

    • author avatar
      دلژین
      ۲۸ خرداد ۹۷، ۱۹:۱۳
      والا ب خدا :)) 
      اون دفعه به بابام میگفتم ، این همه جاااا ! ااا انداختمون ایران خدا :)))
      گفت برو خدات رو شکر کن افریقا نیفتادی :))
  • نرگس
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۲۲:۱۱
    سلااام
    من یک عدد کامنت داشتم که نمیدونم زیر کدوم پستت گذاشتم:))
    + انشالله امتحانا عااالی تموم شن!
    + هوممم... آره طبیعت کشش مرموزی داره، آدم دوست داره یکی شه باهاش!
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ خرداد ۹۷، ۰۰:۵۹
      سلااام
      منم یادم نمیاد :))) 
      ممنونم 
      دقیقا همینه
  • ناشناس
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۲۲:۴۱
    واااااااااااااااااااااااااای منم یه بار همچین جایی این آرزو کردم
    http://uupload.ir/files/zrnj_photo_2018-05-10_22-45-40.jpg
    دوستام گفتن نرمال نیستی چون نتونستن درک کنن من چی میگم
    خوشحالم یکی مثل خودم پیدا شده که مردن همچین جایی رو رسیدن به جای بهتری میدونه:)
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ خرداد ۹۷، ۰۰:۵۹
      چه خوبه یکی حس مشترک داره 
  • ناشناس
    دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۲۲:۴۵
    http://uupload.ir/files/7hq_photo_2018-05-15_00-37-18.jpg
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ خرداد ۹۷، ۰۰:۵۹
      عالی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان