تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


له ترینم ! 

صبح که دو ساعت داشتم با مسئول آموزش سر برنامه ریزی چک و چونه میزدم ! 

از ساعت ۴ هم اتاق فرمون من رو کشوند به خونه تکونی تا همین الآن که ساعت ۹ باشه :)) 

تو چرت ظهرگاهی بودم یهو اومد از پایین پام رو گرفت کشید ، نصفم از تخت افتاد پایین ! بعله‌... اتاق فرمون اینجوری وارد عمل میشه ! 

پشت بندشم همه کار ها رو تنهایی خودم کردم ، کل کتاب خونه و میز ارایشی رو اوردم پایین و تمیز کردم و گذاشتم سر جاش و جارو و تی هم کشیدم ، اتاق فرمون هم فقط یه تیکه رو گردگیری کرد و غر زد :))) یعنی عین شیر ایستاده بود بالا سرم غر میزد به جونم و فحشم میداد و منم هن و هن کنان میسابیدم و مرتب میکردم  :/ :)) 

موقعی که داشتم کتاب خونه ام رو مرتب میکردم ، کتاب های ترم های قبلم رو میدیدم ، دو سه جلد کتاب های ترم ۱ مهندسی پزشکیم ، اتیکت اسمم برای دوره ی  فیزیوپات ، گوشی پزشکی ... یه لحظه خنده ام گرفت که چقققدر ذوق داشتم برای رسیدن به این ها...

دو تا کتاب مهندسیم برام زنده کرد فکر و خاطر اون روزها رو که چقدر همون ترم ۱ مهندسی برای خودم برنامه ریخته بودم که اگر پزشکیه نشد ، معدل الف بشم و بی کنکور برم ارشد و برم با فلان استادم کارهای تحقیقاتی بکنم و به فکر یه شرکت باشم و بزنم به کار توپ و ... 

اومدم پزشکی...

ترم یک پزشکی با حسرت به کسایی که روپوش سفید پوشیده بودن و میرفتن تو بیمارستان نگاه میکردم و میگفتم یعنی منم یه روزی میرسم به اینا ؟ 

چقدر ذوق داشتم برای اون روزی که اتیکت رو بزنم به روپوشم و برم بیمارستان ، برای گوشی ای که کلی سلیقه به خرج دادم برای رنگش ، مدلش ، کتاب هایی که بعضی هاشون رو هنوز که هنوزه عاشقم، کتاب هایی که از بس ورق خوردن از ریخت افتادن... 

الان از اون روزها گذشته ... خیلی گذشته ... به چشم به هم زدنی گذشت و حالا نگاه میکنم به کسایی که آخرهای درسشونه ، فارغ التحصیل ها ، اونایی که با گل و شیرینی میرن سر دفاعشون و میگم یعنی میشه یه روزی منم برسم به اینها ؟؟ 

و الان چقدر در کنار ترس ،ذوق دارم برای چند ماه دیگه که میریم مهر میگیریم و صفت دکتر میاد کنار اسممون روی اتیکت هامون :) حالا نه تو اون مقطع مهر کوچکترین ارزشی داره و نه صفتش ... ولی خب ذوق داره ... رسیدن به چیزهایی که یک عمر منتظرشون بودی  ... 

نزدیک شدن به چیزهایی که منتظرشونی ... 

به چشم به هم زدنی این ها هم میگذرن ‌...

اما اون حسّ شیرینِ اولین ها همیشه با آدم میمونه ...

دلژین ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۳۷ ۲۲ ۳۳۰

نظرات (۲۲)

  • سپید
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۴۱
    انشالا به سلامتی
    ولی خوش به حالتون. دانشگاه ما تو اینترنی بهمون مهر نمیده و رو اتیکتمون هم فقط اسممون رو مینویسن و زیرش مینویسن کارورز پزشکی :/

    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۱:۴۹
      جدییی ؟؟ 
      جاهایی که میشناسم مهر میدن... البته نمیدن ، خودت باید بری بسازی 😂 
      ولی رو اتیکت اینترنا میزنن دکتر فلانی و زیرش کارورز 
  • برگ سبز
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۴۶
    میگفتم میشه منم برسم به رد روپوش سفیدها 
    من یادمه با خودم میگفتم وای خدایا منم باید برم بیمارستان؟ کجا دستامو بشورم؟ همه جاش نجسه :/ :( 
    نزدیک شدن به چیزایی که منتظرشونی 
    آه خدا که رشته ام چیزی نبود که منتظرش بودم 
    و این زندگی هم 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۱:۵۰
      ایشالا زودتر ازدواج کنی و بشه اونی که منتظرشی ♥️❤
  • آبان ...
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۵۲
    برای ما دکتری ..مهر و اتیکت هم نمی خواهد 😘
    ایشاالله سرشار از حس خوب باشی همیشه
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۱:۵۳
      برای شما دلژینم :) 
      همچنییین
      مااچ
  • محبوبه شب
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۵۵
    مریم شیرینی 😍

    یعنی عاشق اتاق فرمونم و دوست دارم یه بار از نزدیک برخوردشون، با تو رو ببینم 😂
    از لنگت می کشه و بیدارت می کنه 😂😂
    دمش گرم 👏
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۱:۵۶
      بذار برسم :))) شیرینیم میدم :)))

      وای وای محبوبه یعنی یه چیزیه ها 
      وقتی از لنگ بکشه یعنی یک خطر در راهه :))) اون خطر امروز خطر خونه تکونی بود :))) 
  • محبوبه شب
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۰۰
    عاشقتونم مریم
    جدی میگم
    این دست از خاطراتتو خیلی دوست 😍😍😍

    خدا برای هم و برای ما حفظتون کنه 😘😘
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۲:۰۳
      :)))) عزیییزم 
      سلااامت باااشی 
      مممماااااااچ
  • Hope ful
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۰۹
    من هیچ وقت دوست ندارم روز فارغ التحصیلیم برسه😐 دوست دارم همیشه دانشجو بمونم 😬
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۲:۱۹
      احتمالا بعدش هم دانشجوام :)))) 
  • ام اسی خوشبخت
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۳۰
    ان شالله این مراحل هم به خوشی میگذرن :)
    مادر چه جدی هستن در امر خانه تکانی!
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۳:۴۷
      ایشالا....
      اوه اوه اوه هیولای تمیزکاریه ...
  • sophia momy
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۳۱
    اصلا انگار مدت زمان دانشجویی ما از بین نمیره  فقط از ترمی به ترمی دیگه تبدیل میشه D:

    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۳:۴۸
      😂😂 دقیقا
  • لوسی می
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۴۸
    آخی چه رویایی!
    وااای از تصور لحظه های خونه تکونیت غش کردما.:)))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۳:۴۸
      :)) 
      ای بلااا :))) دفعه بعدی همتون رو میکشونم اینجا به کار :)))
  • تسنیم ‌‌
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۴۸
    حست خیلی آشناس! اما ما خوشبختانه خیییلی زود به بیمارستان رسیدیم‌. ترم دو! رگ و سرم و آمپول و اینا ^__^ اول ترم اول یه اردو بردنمون که اونجا ترم بالایی‌ها بهمون گفتن تو بیمارستان خبری نیست و وقتی مجبور باشین هی شیفت بدین و شب وایستین و اینا پشیمون میشین از خواسته‌تون. منم هی منتظر شدم اون وقتی برسه که از بیمارستان و زایشگاه لذت نبرم، اما نرسید که نرسید! برای هم‌کلاسی‌هام خیییلی زود رسید، از همون اول اونقدر همیشه از کار و خستگی و زورگویی پرسنل و اساتید غر می‌زدن که خسته می‌شدم :| ولی برای من تا آخرین شیفتم و آخرین آمار زایمانیم همچین اتفاقی نیفتاد. من عااااشق زایشگاه بودم واقعا :)))
    ان‌شاءالله تو هم بیشترین لذذذذت رو از این دوره و همچنین دوره ی رزیدنتیت ببری ^__^ چون شنیدم و کمتر دیدم که رزیدنتای زنان با سال پایینی‌ها چندان خوب نیستن. ان‌شاءالله که اینم فقط جزء همون غرغرهای الکی سال بالایی‌ها باشه :)
    حالا انگار تو صددرصد می‌خوای زنان بخونی =)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۳:۴۹
      منم فکر کنم هرگز خسته نشم... دوست دارم.... 
      دعا کن برام ... 
      +خودمم زنان دوست دارم اخه ... ولی از بس ازش بد میگن میترسم :/
  • جناب قدح
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۵۹
    سلام :)

    مرور خاطر قشنگه ... گاهی تلخ و گاهی شیرین :)

    این عنوان برازنده خانم متشخصی مثل شماست ... لیاقتشو داری مریم خانم :)

    کی ما رو ویزیت میکنی ؟ یادت باشه مجانی ، پول مول نگیری !

    بهترین ها براتون خواهر خوب و بزرگوار :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۳:۵۰
      اوهوم 
      شما به من لطف دارین جناب قدح... 
      ایشالا که تنتون سلامت باشه هیچ وقت گذرتون به سمت ما نیفته :)
  • هانیه
    يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۰۶
    اون روز هم حتما میرسه فقط الان از این روزهای دانشگاه لذت ببرید

    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۲۳:۵۲
      دقیقا...
  • هوپ ...
    دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۳۶
    وای دقیقا میشینم پستهای وبلاگم رو میخونم میگم وای چقدر برای گذر از هر مرحله زندگیم ذوق داشتم ولی الان برام عادی شده اون مرحله...
    :-))) اتاق فرمون عالی بود!
    • author avatar
      دلژین
      ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۰۸:۵۰
      دقیقا‌‌‌....
      :))) نگو که دلم خوونه :))
  • من؟
    دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۲۸
    سلام، نظرت راجبه اسم اعتمادالسلطنه چیه؟ دوسش میدارم^_^
    هی جوونی
    پارسال همش خودمو تو دانشگاه و یک بوق ترم پزشکی میدیدم..
    ولی امسالبا اینکه تلاش میکنم ولی مهم نیست چی بشه تهش..یه جورایی هرچه پیش آید..
    ینی یه روز میشه که دلم برای پشت کنکور بودن تنگ بشه؟ 
    ب نظر خودم حتا اگه تنگ بشه هم دلم نمیخاد برگردم به این زمان...
    • author avatar
      دلژین
      ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۰۸:۴۹
      برو کنکورت و بده بچه ! اسم چیه این دم کنکوری ! 
  • ریزوریوس ❤:)
    دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۰۷:۳۸
    و من الان در انتظار رسیدن اون لحظه ای هستم که علوم پایه رو دادم ، بعدش گرفتم خوابیدم! فقط منتظر اون خواب عمیق بعده علوم پایه ام!
    به درجه ای از عرفان نرسیدم که خواب مهر و اتیکت و این داستانا رو ببینم:دی
    • author avatar
      دلژین
      ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۰۸:۴۹
      منم امتحان پره دارم  :)))
      چندمه تاریخش ؟ ۱۵ شهریور ؟؟ 
  • خاله ریزه
    دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۰۸:۵۶
    خدا رو شکر که داری به این روزای قشنگی که توصیفشون کردی میرسی. امیدوارم مدارج بالاتر رو به چشم بر هم زدنی طی کنی  دکتر جان:)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۱۴:۲۰
      ممنووونم مهربووون
  • تیلوتیلو
    دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۱۰:۴۳
    خانم دکتر
    مواظب این مامان خانم باشیا... خسته نشن یه وقت... :)))))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۱۴:۲۰
      :))))) بعله بعله 
      چشم چشم
      ماااچ به لپ شما
  • ریزوریوس ❤:)
    دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۱۵:۵۳
    علوم پایه من شهریور ۹۸ می باشد. نمیدونم چندم میشه😅.

    بسی موفق باشید 😀
    • author avatar
      دلژین
      ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۱۶:۴۷
      اووووو 
      گفتم همین امسال با ما داره 😂😂😂 
      امسال اول ۵ ام قرار بود باشه 
      گویا شد ۱۵ 
      همچنییین
  • ار کیده
    دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۱۹:۲۵
    آخی... ینی چند ماه دیگه‌ تموم‌ میشه اون ۷ سال؟ 
    چه خوب، چه شیرین 
    مبارک باشه :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۲۰:۰۱
      نه بابا تازه اینترن میشم :) 
  • ار کیده
    دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۲۰:۱۷
    عه.. خب من مراحلشو نمیدونم
    چقدر دیگه‌ میمونه؟ :دی
    • author avatar
      دلژین
      ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۲۰:۳۶
      از اینترنی تا تهش ۱۸ ماه 
  • گوناگون
    چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۳۶
    ان سالله که به اونجها هم میرسی و یه روزی مطب میزنی و اولین روز کار و اولین بیمار و اولین... 
    و یه روزی هم میرسه که بازنشسته میشی و اولین روز بازنشستگی  و اولین سال بازنشستگی و اولینهای دیگه 
    بهرحال ان شاالله که توی همه ی کارهات اولین و بهترین باشی و عاقبت بخیر و سالم و سلامت باشی الهی امین😍😘😂😂😂
    • author avatar
      دلژین
      ۱۹ ارديبهشت ۹۷، ۱۱:۴۷
      عزیز دلمممممی
      الهی که سلامت باشی و از خدا هرچی که میخوای بهت بده با این قلب پر مهر و مهربووونت
  • گوناگون
    چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۲۴
    😍😘💐
    با اتاق فرمان خوش میگذره؟!🎊
    مامان من که دیروز رفت هرچند که 8-9روزی که اینجا بود خیلی زود گذشت و نصفش رو هم رفت خونه اقرام ولی بازم از هیچی بهتر بود💐
    • author avatar
      دلژین
      ۲۰ ارديبهشت ۹۷، ۱۱:۱۱
      الهی شکر 
      اتاق فرمون منم فردا میره :) 
      جاشون خااالی نباشه رنگین کمووونم.... 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان