عطرِ زندگیِ دلژین

بنشین لحظه ای ، رو در روی من...

دلژین برگشت خونه اش :)

یا اسطوخودوس ! 
الآن تازه به عمق فاجعه ی خونه ام پی بردم :دی 
باید خونه تکونی بشه ؛ از اون مدل ها که کلی لباس کهنه و وسائل بی مصرف از کمدها در بیاد و بره بیرون ...
و خب الآن که با موهای خیس تمیز روی تخت خودم بعد از ۲۰ روز دراز کشیدم ، تازه میفهمم که چققققدر خسته ام :))) 
و این خونه تکونی اساسی رو باید طی چند روز تا چند هفته تکه تکه انجام بدم که شروعش میفته برای یکی دو روز دیگه ...

+شما هم مثل من بعضی لباس های کهنه اتون رو اونقدر دوست دارین که تیکه تیکه هم بشه باز بپوشین ؟؟؟ 
نسبت به بعضی لباس ها اینجوریم ! خصوصا لباس های تو خونه !
مورد داشتم دیگه سوراخ شده و رنگش داغون ! اما من ممارست میکردم بپوشمش ...
این دسته از لباس ها قبلا توسط مادرخانومی تکه تکه میشد و به دستمال گردگیری تبدیل میشد ! :)) 
۳۸ نظر
جناب قدح
۱۴ فروردين ۱۳:۳۲
سلام دلژین بانو :)

پاسخ :

سلام بر جناب قدح
جناب قدح
۱۴ فروردين ۱۳:۳۴
محموله کی میرسه ؟ :))

پاسخ :

محموله صبح با خودم رسید :))) 
ار کیده
۱۴ فروردين ۱۳:۳۴
وای آره... لباس های خونه رو آدم بهش ارادت خاصی پیدا میکنه :)))

پاسخ :

لامصبا خیلی خوبن...
جناب قدح
۱۴ فروردين ۱۳:۳۸
دل کندن از خیلی چیزا سخته !

در اینگونه موارد فقط اتاق فرمان ها میتوانند با اقدامات غافلگیرانه آدم رو در عمل انجام شده قرار بدن :)

اونجوری که شما در تعطیلات بصورت شبانه روزی مشغول استفاده بهینه از ایام بودین باید هم خسته باشین !

بعد از آن شام سنگین در تهران معده مبارک هم نیاز به استراحت دارن :)

پاسخ :

خصوصا دل کندن از شلوار و لباس پاره :)))) 
خدایی الآن میفهمم چه جونی کندم تو تعطیلات :)))
واااقعا...
دیگه معده هه رفت تو استراحت...
نیوزا
۱۴ فروردين ۱۳:۴۵

بازگشت همه به سوی اوست :/

پاسخ :

:))
پرستش
۱۴ فروردين ۱۴:۳۲
سفر بخـــــیر مریمـــی !!
واقعیتش من تا چندی پیش لباسارو مینداختم ک بره ها یهو میگفتم ن لازمشون دارم من نمیتونم دل بکــنم روز روزم میدیدم کمدم جا نداره ن دلشو داشتم بندازم ن دلشو داشتم کسی بپوشع چون چیزی رو برا خودم نمیپسندم برا بقیه ام نمیپسندم ی لباس رو دایی جانم از ایتالیا گرفته بود برام اندازم نشـــد گفتم بذارم لاغر بشم ب این نتیجه رسیدم ک چاق تــر هم شدم و لاغر نشدم !! ب این دلیل ک دیدم خیلیاشونو دیگه نمیتونم بپوشم قبل از اینکه اتاق فرمان بگه خودم دادم برل گردگیــــری !!بعضیام ک یکبار پوشیده بودم  البته بیشتریا لباس مجلسی بودن ک فقط یکبار پوشیده شده بودن !!دادم بیرون...خلاصه کـلی لباس نو و کهنه رو امسال ازشون دل کندم بدون ک اتاق فرمانمـــون دستور بده !!بگم برات ک برا بقیه اشم نقـــشه ها دارم !! من ک پرستشی اشغال جمع کن معروف بودم حـــالا دست و دلباز شده ام (((: ایکــــون نیــش باز !!

پاسخ :

حالا من دسته میکنم همه رو میذارم تو کیسه تمیز سر کوچه ، الان یه عالمه مانتو شلواره که دیگه نمیپوشم... 
:))) 
حیف اون لباس ایتالیایی نبوووود ؟ میفرستادیش اینور خودم میپوشیدم :))) 
نه من اتفاقا معروفم به بیرون انداختن وسائل و نگه نداشتن ، اما لباس رو نمیدونم لامصب شلوار سوراخ تو خونه یه مزهههه ای میده عصن نگو :))))
جناب دچار
۱۴ فروردين ۱۴:۳۷
بلی بلی
در حدی که بانو مجبور میشود آنها را به قسمت های نامساوی تقسیم و به آشپزخانه تبعید کند :)


نمی دونم بقیه از این فونت راضین یا نه؟
من که راضی نیستم!

 

پاسخ :

:))) 
چشم من فونت رو تغییر میدم :) 
درشت تر کنم ؟ 
فاطمه
۱۴ فروردين ۱۴:۳۹
این تنها پستیه تو کل وبلاگ های بیان که با تک تک سلول هام درکش کردم :دی من برای اینکه فاجعه ی دستمال گردگیر شدن برای لباس های عزیزم پیش نیاد تو ماشین لباسشویی نمیندازمش. جلوی مامانمم نمیپوشمش موقع خواب میپوشم :دی و تو شیش سوراخ قایمش میکنم 

پاسخ :

:))))))) 
لامصب چی دارن این لباس سوراخ کهنه ههاااا 
خصوصا شلوارا که از وسط سوراخ میشن :)))))
servin
۱۴ فروردين ۱۵:۰۲
مادرخانومی نه ؛ باید بگی اتاق فرمون :))

پاسخ :

اره اره :)))))
لیمو جیم
۱۴ فروردين ۱۵:۴۸
خوش برگشتی مریم جان :-) 
منم الان برگشتم , خود تکونی کنم و دوباره شروع ;-)

پاسخ :

به به 
ببین کی برگشته 
خوش اومدییی
life around me
۱۴ فروردين ۱۵:۵۸
من تیشرت سوراخ دارم،و همچنان با مشت های گره کرده میپوشمش!!!


من عاشق خونه تکونی ام:|درست مثل مانیکا تو سریال فرندز!

پاسخ :

من خود مونیکام :/ :))) 
اون وسواس تمیز کاریش کپی منه ، مامانش اخلاقش کپی مامانمه :)) 
از نظر گاهی بد دهن شدن و شوخی ها و عاشق غدا بودنم شبیه جویی ام :)))
من منم
۱۴ فروردين ۱۶:۱۹
خوش اومدین به خونتون!
آره منم پاره پوره میپوشَم هی هم بهم میگن  تو هرماه حداقل دوتا لباس میخری این چه وضعیه، آبروبَری تو :D


پاسخ :

:))))) 
به قول life around me مشت ها رو گره میکنیم و پاره پوره میپوووشیم :)))) هوووراااا 
جناب دچار
۱۴ فروردين ۱۷:۰۰
کلا قالب های قبلی ات خوبتر بودن

پاسخ :

خودمم بیشتر دوست داشتم ولی یه عده میگفتن سنگینه! برا همین اینو گذاشتم سبک شه
مستر صفری
۱۴ فروردين ۱۷:۰۸
اخی، خونه تکونی جدید بعد عیدی رو بهت تبریک میگم!:)
و وضع اجیلاا چطوره؟
و کلاا من لباس های کهنه ام میشن گردگیر خونه وقتی یکم سست شدن همین:)

پاسخ :

ممنون :))) 
یه چند مشتی خوردم :)) 

لوسی می
۱۴ فروردين ۱۸:۲۴
آره واقعا بعضی لباسهای خونه با آدم حرف میزنن. میگن من که تنت میشم قشنگ! بذارم برم؟
بعد آدم میگه نه نه تو هم بمون :)))

+ یهو دلم خونه مجردی خواست!

پاسخ :

:))))) واقعاااا 
+الان در حال یخچال تکونیم 
دارم برفک فریزر آب میکنم و یخچال فریزر و تمیز‌ میکنم 
بیا پیش‌من چند روز در میری :))
April April
۱۴ فروردين ۱۸:۵۴
یه شلوارک صورتی داشتم که مادر ازش متنفر بود و پس از سال ها مقاومت امسال در جهت نیکی به مادر خود، انداختمش دور😂

پاسخ :

من یه بلوز استین بلند بنفش داشتم 
اخرش یه روز اومدم دیدم مامانم آستیناش رو قیچی کرده از وسط نصف کرده آویزون دستگیره در اتاقم کرده :))) 
من به این راحتی ها تسلیم نمیکردم وسائلم رو 
پرستش
۱۴ فروردين ۱۸:۵۷
مزه شلوار سوراخ !!برا اینه ک وقتی درس میخونی تو فکر میری دس کنی تو سوراخاش و هی بازترش کنـــی اینا همش بدلیل اون اسکاریسس ک ماها هنوز پی نبردیم بهشا میگیم نداریم جمعا داریمش !!^_^

پاسخ :

اخ اخ اخ 
گفتیییی :)))))
محبوبه شب
۱۴ فروردين ۱۹:۵۳
میبینم که همه مثل همیم :دی

پاسخ :

ماشالا همه از دم :))))
من منم
۱۴ فروردين ۲۰:۳۲
پوکیدم از کامنت پرستش:D
همینکار رو میکنم منم

پاسخ :

همه عین همیم 
به رو خودمون نمیاریم :)))
نیوشا یعقوبی
۱۴ فروردين ۲۰:۵۵
سلام عزیزم رسیدن بخیر
منم اینجوریم عمه ام هم انقدررررررر نق میزنه اصلاااااا درک نمیکنه

پاسخ :

سلااام عزیزم 
سلااامت باااشی 
واکنش اطرافیان همه یه جوره 
ایشالا به سرت نیاد بیای ببینی آستین لباست قیچی شده آویزون دره 
واران ...
۱۴ فروردين ۲۰:۵۸
سلام 
رسیدنت بخیر عزیزم 
خوش برگشتی 💚

+

آره بوده و هست و خواهد بود :)))
البته بوده اونقدر دوستش داشتم ولی اندازه ام نبوده دیگه با همون نویی اش ریا نشه🙈  اهدا کردم :)
ولی اون حس خوب رو بهم داده :)

پاسخ :

سلاااام 
سلاااامت باااشی 
:))) 
خیلی خوبه عصن 
+ماااچ
واران ...
۱۴ فروردين ۲۱:۰۵
چه سلام پر انرژی :))
ایشالا همیشه پر انرژی باشی دلژینم 💚💚
انرژی رو منتقل کردی  بهم ها ؛)
مرسییی :**

پاسخ :

ماااچ مااااچ 
همچنیییین
سپیده
۱۴ فروردين ۲۱:۰۷
واای هیچ جا خونه خود آدم نمیشه ! 
والا منم خونه تکونی کرده بودم ولی فکر کنم وضعیت الان خونه ی من مثل خونه ی تو باشه 😀 
در مورد لباس کهنه هام تا چند سال پیش منم دلم نمیومد ولی از وقتی از خانواده جدا شدم , برای تمییز کردن خونه ام  بهشون نیاز داشتم !!! خب بعضی هاشون گزینه ی خوبی برای تمییز کردن کف خونه و تراس بودن 😁 

پاسخ :

من پارسالم تو کمدها رو زیاد دست نزدم اخه :)) 
+همووون ، من دستمال کهنه یه عالمه از خونه امون آوردم :))) 
خدایی بعضیاشون خیلی خوب آبگیرن :)))
من منم
۱۴ فروردين ۲۲:۲۵
فقط دراز شدیم وگرنه 5 سالمونه :D

پاسخ :

والا بوخودا :))
باد پاییزی
۱۴ فروردين ۲۲:۵۷
سال نو مبارک باشه
خواهرمنم دل از لباس نمیکنه برای همین من لباس کهنه هاشو قیچی میزنم که نتونه بپوشه

پاسخ :

سلااام
نقش مامان ها رو بازی میکنی دیگه :)))
گوناگون
۱۵ فروردين ۰۰:۱۱
سلام کلم رسیدن بخیر تا باشه همیشه از این مسافرتها و گردشها و خسته گیها😘
اخ گفتی مخصوصا لباسهیی روکه بیشتر دوستون داری ازشون خوشت میاد و ازشون خاطره داری زودتر و بییشتر خراب میشن حالا خوبه که چند سال پوشیدی و ازشون استفاده کردی من که فکر کنم عید سال 1366بود برای عیدم سرافون تقریباوکرمی رنگ خریدم برای زیرش هم یه بلوز سفید رنگ گه کلی هم توی زمستان و هوای سرد توی بازار گشتیم بماند خلاصه عید خانوادگی با خانواده های دایی و خالی رفتیم بوشهر خونه خالم البته با ماشین های خودمون یه شب که هتل خابیده بودیم یادم نیست شیراز بود یا اصفهان چمدان لباسهامون رو از پشت ماشین دزدیدن خلاصه حسرت لباسهای عید به دلمون مون فقط یه عکس ازش مونده که قبل از مسافرت رفتن لباس عیدم رو 10 دقیقه  پوشیدم تنم با یکی از دخترای فامیل که اونم خدا رحمتش کنه چند سالیه فوت کرده عکس گرفتم که هر وقت عکسو میبینم کلی حرص میخورم و میگم حالا خوبه چند دقیقه پوشیدم باهش عکس گرفتم امیدوارم برای کسی پیش نیاد امین

پاسخ :

سلااام
الهیییییییی 
چقدر بددددد 
ادم همه اش چشمش دنبالشونه اونوقت 
ایشالا که برا کسی پیش نیاد 😍
صحرا
۱۵ فروردين ۰۱:۲۰
سلام خانم دکتر
ن امسال کنکور دارم 
چند روز پیش متوجه شدم که برام خواستگار اومده
حس خیلی بدیه
افتضاح تر از اون که بشه توصیفش کرد
من نمیخام
من میخام پزشکی قبول شم
من میخام دکتر شم
نمیدونم چرا صفحه وبلاگ شمارو باز کردم و اینارو نوشتم فقط میخاستم اروم شم 
راستش من مقاومت میکنم و به ارزوم میرسم رمز وبلاگ خودم رو فراموش کردم متاسفانه
ببخشید اگه در و دیوار شما رو خط خطی کردم

پاسخ :

دیو دو سر نیس بالام جان که 
خواستگاره 
بعد هم پزشک شدن منافاتی با ازدواج نداره ، نگران نباش
حالا بعد کنکورت بهش فکر کن ♥️♥️♥️
موفق باشی 
ح. شریفی
۱۵ فروردين ۰۲:۳۱
رسیدن بخیر
من فکر می کردم فقط خودمون این بلا رو سر لباسامون میاریم، پّ نگو همه گیره 😀

پاسخ :

همه لو رفتن :)))
mona
۱۵ فروردين ۱۰:۴۸
سلاااااام بر گل دکتر
وای چقدر خندیدم با این پستت و کامنت های دوستان
همتون محشرین

پاسخ :

سلااام 
:)) 
+دو تا از کامنت هات خصوصی اومده تو وبت جواب بدم دیگه ؟؟
mona
۱۵ فروردين ۱۱:۱۱
مریم تو وقتی که دکترشدی...کسی ازاشناها اومد پیشت بهش برگه مرخصی میدی یانه؟
یا مثلا ازاشناها واسه سرماخوردگی واینا بیان پیشت تو خونه ویزیتش میکنی یا میگی باید بیای مطب.خونه جای ویزیت بیمارنیست وازاین حرفا؟
اخه یه بنده خدایی رو اینجوری دیدم که میگما

پاسخ :

اون بنده خدایی که این کار رو کرده کارش خدایی خیلی درسته 
چون غیر قانونیه همینجوری برگه ترخیص دادن 
خدایی هم خونه جای ویزیت نیست 
طرف میاد استراحت کنه زرتی زنگ بزنن بیا ما رو ویزیت کن :/ خیلی توقع بیجاییه 
مثل این میمونه تو بری در خونه کارمند بانک رو بزنی چون آشناته که الان بیا برا من فلان پول رو حواله کن :) 
این فرهنگ و ذهنیت غلطیه که نسبت به پزشک ها ایجاد کردن و باعث توقع بیجای مردم شده 
پرستش
۱۵ فروردين ۱۶:۳۶
گـــوناگون امده شهر مـــن (: مریمی تو نمیای بوشهر !!

پاسخ :

ااااااا 
برای سفر ؟؟؟؟ 
+خیلیییی دوست دارم پرستش 
ایشالا یه روز حتماااا میام
ام اسی خوشبخت
۱۵ فروردين ۱۹:۵۷
یعنی کسی هست از این لباس ها نداشته باشه؟ مگه میشه؟

پاسخ :

مگه میشههه ؟ مگههه داااریم :)))
mona
۱۵ فروردين ۲۰:۳۷
حالا که جوابتو خوندم میبینم حق باتوئه مریم

ببین چه سوال خوبی پرسیدم...بقیه هم توقعشونو بیارن پایین {شکلک لبخند}

اما این شخص مورد نظر من جلوش پرپر هم بزنی نگات نمیکنه میگه فقططط مطب...پول اولویت اوله براش

پاسخ :

عزیزی 
خب نه خدایی مثلا مورد اورژانسی ای باشه ، کمک میکنم 
یا بیان مطبم عمرا از دوست و آشنا و همکار ویزیت نمیگیرم که ! 
ولی این که توقع داشته باشن هروقت خواستن الکی پاشن بیان خونه ویزیت بشن ، یا هر گواهی ای براشون دروغی نوشته بشه ، نه ممکنه همکاری نکنم... 
+ایشالا سر فرصت میام تو وبت جواب رو میدم عزیزم 
"حانیه :)"
۱۵ فروردين ۲۳:۰۸
سلام دلژین خانوم :)
رسیدن بخیر -_^
وای اره منم اینجوری ام -.-

پاسخ :

سللاااام 
همه سوراخ پوشااا 😂😂😂
tarane fn
۱۶ فروردين ۰۰:۵۳
من جای شما بودم خونه تکونی نمیکردم ادم خونه مجردی رو خونه تکونی نمیکنه که ( جملات قصار یک تنبل) 
پر انرژی باشید خانم دکتر 

پاسخ :

:))) از پارسال کمدها رو سر و سامون ندادم که این شده دیگه😂
پرستش
۱۶ فروردين ۰۳:۱۵
منتظــــرتم مریمـــی (: ولی ی توصیه اگ خواستی بیای یا اسفند بیا یاهم فروردین ولی اسفند بهترین گزینه اس امدن بوشهر چون قیمتها اف خورده اس جنس جدید میرسه...رفتن هرجایی تو اسفند عالیه قشنگ میتونی از محیط لذت ببری ولی فروردین جای قدم برداشتن نیس هیچ چیزی قشنگیش لذت چندانی نداره (: پرستش منتظر خانم دکــتر دلژین هستن (: 

پاسخ :

ممنووووون از توصیه ات 
ایشالا حتمااااا 

تسنیم ‌‌
۱۶ فروردين ۱۱:۵۴
میگم مریم خسته نمیشی هزار نفر میان میگن منم لباس سوراخ می‌پوشم؟ :| اصلا نویسنده‌ی وبلاگ پرخواننده بودن حال نمیده :/
سلام :)

پاسخ :

نه راستش :) 
خواننده هام زیادن ولی تعداد افرادی که نظر میذارن ثابت و کمه :)
سلاااام عزییییزم 
Hope ful
۱۶ فروردين ۱۳:۰۳
اون مانتوی آبی خال خالیم رو که باهاش کنکور دادم رو، حاضر نیستم با هیچ مانتوی گرون قیمت دیگه ای عوض کنم... دلم میخواد قابش کنم اصلا😁

پاسخ :

اخ اخ 
لابد از اون خنک هاس که رو تن پارچه اش رااااحته لامصب 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان