عطرِ زندگیِ دلژین

بنشین لحظه ای ، رو در روی من...

دمپایی های عزیز

یه دمپایی پلاستیکی قرمز خریده بودم که روش گل زرد داشت ... 

همیشه ی خدا در اتاق رو باز میکردم و میدیدم نیست و داد میزدم باااز کی این دمپایی های من رو برداشت و میدیدم یکی دوون دوون از ته راهرو داره میاد که دمپایی هام رو پس بده :)) 

گاهی هم دو ساعت بعد میومد ! 

حالا جلو در اتاق پر دمپایی بودها ! ولی مال من رو میپوشیدن :)) 

تا اینکه چند ماه پیش که میخواستیم بریم شهر دانشجویی دو خوابگاه یک ماه بمونیم ، دو جفت دمپایی برای خودم و بانو خریدم ...

که حالا رفتیم دیدیم ااا ، دمپایی گذاشتن برامون ... :)) ولی خب باز مال ما متفاوت بود...

هیچی یه شب در اتاق رو باز کردم که برم بیرون دیدم دمپاییام نیست...

تو اون طبقه هم به جز من و بانو فقط دو تا دیگه از دوستامون بودن ، یه سر به اتاقشون زدم گفتم دمپایی های من رو ندیدین ؟ 

اونا هم گفتن نه ! کسی اینجا نیست دمپایی ببره ...

منم عصبانی تو راهرو راه میرفتم به دزد فحش میدادم و هعی آی دزد آی دزد میکردم و به سینه ام میکوبیدم و نفرین میکردم 😂 میگفتم دزد بدبخت اون دمپایی ها خاطره ما بوووود 😂

تازه کلی هم به بچه ها توصیه کردم در اتاق هاتون رو قفل کنین ، یه موقع نیان سرمون رو ببرن ...

همونجوری داشتم تو راهرو اینور و اونور میرفتم و جیغ و داد و آه و نفرین دزد که مواجه شدم با این صحنه ! 


اون دو تا شیطون از خوابگاه یادشون بود که من سر دمپایی هام همیشه جیغ و ویغ میکردم و دمپایی ها رو گذاشته بودن بالای دیوار دم پنجره و عبضی ها تو اتاق غش کرده بودن از خنده 😂 

+نمیدونم چرا یهو یاد این خاطره چند ماه پیش خوابگاه افتادم... :) 

از خوابگاه ۵ سال پیش که کلییییی خاطره خنده دارم :)) حالا گهگاهی تعریف میکنم ... 

 +آقو من رو دمپایی هام حساااسم :دی 

۱۵ نظر
محسن رحمانی
۰۵ فروردين ۰۸:۵۵
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

پاسخ :

:))
ح. شریفی
۰۵ فروردين ۰۹:۴۲
سلام
سال نو مبارک
حساس بودن سر یک چیز معضل بزرگیه :)
ما تو سربازیی بالعکس این جریان بود، چیزی که می رفت دیگه دنبالش نمی گشتیم :)

پاسخ :

:))) من فقط جیغ و ویغ میکنم
نیوزا
۰۵ فروردين ۱۰:۰۱
نمیدونم چه واکنشی نشون بدم 

پاسخ :

هیچی :/
میرزا مهدی
۰۵ فروردين ۱۰:۲۴
:)) 
واسه همینه میگن نذارین کسی بفهمه رو چی حساسین و از چی نقطه ضعف دارین

پاسخ :

:))) ب خداا
آقای دیوار نویس
۰۵ فروردين ۱۰:۲۴
الان کجان؟ بیام ببرمشون :)

پاسخ :

:))) الان دیگه خوابگاه نیستم :دی
زهرا غلامی
۰۵ فروردين ۱۰:۵۸
عالی بود کلی خندیدم تچکر :))
اصلا دو نقطه و کلی دی ! 😂😂

پاسخ :

😂😂😂 نوش جان
واران ...
۰۵ فروردين ۱۱:۰۱
سلام
خاطره ی بامزه و شیرینی بود :)
در این حد شیرین که دوست داشتم همون لحظه دمپایی هاتو ببرم و خنده زنان  از صفحه ی کادر خارج شوم :))))

دیگه رو چی حساسی دلژین ؟:))


پاسخ :

دمپاییام رو بذاااار سر جااااش 😀😂😂😂😂
+نمییییگم کهههه
آیـ ـدا
۰۵ فروردين ۱۱:۲۲
کلا باید یدونه از قوانین خوابگاه داشتن سند مالکیت برای دمپایی باشه
کم مشکلی نیستا!!

پاسخ :

😂😂😂 بوخوووودا
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۰۵ فروردين ۱۱:۳۴
:-)))))))
چرا دمپایی هارو نمیگذارین تو اتاق؟

پاسخ :

وای حال داری هربار هعی خم شی برداری ، خم شی بذاری 😀😂😂😂😂
گوناگون
۰۵ فروردين ۱۲:۰۲
همیشه اینطوریه چیزی رو که از همه بیشتر دوست داری یا خیلی زود خراب میشن یا گم میشن یا چشم دیگران هم دنباشه و میخوان یه جوری از چنگت د ش بیارن

پاسخ :

😂😂😂 مثل دمپایی ارزونای من
برگ سبز
۰۵ فروردين ۱۲:۲۰
دم پایی قرمز با گل زرد؟ هی با عکس چک کردم هی گفتم این نیست :|
کیفیت عکس هم انصافا بد بود تا توضیحات زیرش را نخوندم نگرفتم کفشاها عمودی تکیه شدن به پنجره!

پاسخ :

اونا مال ۵ سال پیش بود 
+:)))
فاطمه
۰۵ فروردين ۱۴:۰۱
وای من بعضی وقتا که می رفتم خوابگاه پیش بچه ها می خواستم بشینم گریه کنم. اصلا با روحیه من سازگار نیست

پاسخ :

خوشی و سختی توامان 
"حانیه :)"
۰۶ فروردين ۱۲:۲۸
ایول جاسازی 😂😂😂

پاسخ :

نخنداااا 😂😂😂😂
هانیه
۱۰ فروردين ۱۷:۴۲
مامان من بود می گفت من دیگه اون دمپایی رو نمی پوشم چون همه پاشون کردند:)

پاسخ :

😂😂😂😂 با قدرت تمام میپوشیدم 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان