تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


دیروز استادم اتفاقی براش یک سری مسائل ناگهانی و مربوط به هم پیش اومد و از واژه ی "تصادف" براشون استفاده کرد... 

امروز من داشتم به "تصادفات" فکر میکردم...

دیدین مثلا یهو به دلتون میفته که برین فلان کار رو انجام بدین و در مسیر انجام اون کار براتون اتفاقات زنجیره ای مربوط به هم میفته ؟ 

مثلا من تو خونه ام نشسته باشم ، هوس کنم یک قسمت از سریال friends رو ببینم ... 

بعد عصر همون روز برم کتاب "وریا" رو تحویل بگیرم و تو کتاب فروشی چشمم بیفته به کتاب "بهم میاد؟" که چند ساله دلم میخواد بخونمش ، بازش کنم و همون صفحه ی اول ببینم داره راجع به friends حرف میزنه :)) 

بعد بیام خونه وریا رو بخونم ببینم اااااا، موضوع اصلی این هم مثل همون کتاب بهم میاده که :)) 

یا مثلا امروز بعد جدا شدن از بانو و اومدن به اونور خیابون یهو به دلم بیفته که از چند تا کوچه پایین تر برم خونه ...

تو دلم بگم من چقدر دلم از اون شیرینی دانمارکی های داغ چند روز پیش میخواد که خانم شیرینی فروش داد بهمون...و بعد هم همزمان تو دلم بگم چی میشد مثل بلاد کفر اینجا پر بود از کارگاه های درست حسابی شعر و موسیقی و نقاشی، تو این شهرستونِ کویری بی رحم ، و یهو سرم رو بیارم بالا و ببینم درست زیر خانه ی هنر شهر ایستادم... 

جایی که ۳ ساله دارم هر روز ازش رد میشم اما تا به حال ندیده بودمش !! 

رفتم داخل و رفتم طبقه ی بالا ، دیدم خر پر نمیزنه ، اومدم برگردم که یه آقایی از اتاقش اومد بیرون و دقیقا رو به روم درومد ... 

نگاهم کرد و ازش پرسیدم ببخشید فعالیت های اینجا چیه ؟ 

گفت کارگاه شعر و داستان نویسی داریم ، کوچه رو به رو هم نقاشی و سفالگری و ... 

گفتم ممنون و اومدم برم که گفت وایسا وایسا :)) و رفت از اتاقش یه جعبه شیرینی دانمارکی آورد ، از همون شیرینی فروشی بود... همون قدر داغ و همونقدر تازه ... 

این ها تصادفات خیلی عادی و معمولی بودن... 

خیلی اتفاقات زنجیروار مهمتر دیگه برام پیش اومده... 

شما به این ها چی میگین ؟ :) 


دلژین ۰۸ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۲۴ ۳۰ ۳۹۴

نظرات (۳۰)

  • جناب قدح
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۷:۲۶
    سلام :)
    بعد ظهرتون بخیر
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۱۷:۵۹
      سلااام 
      عصرتون به خییر 
  • جناب قدح
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۷:۲۹
    منکه کاملاً گیج شدم از این همه "تصادفات"

    ولی خودمونیم شما هرجا میری خوراکی جلوتر از شما اونجاست :))

    راستی حالتون چطوره ؟ بهتر شدین ؟

    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۱۷:۵۹
      خوراکی که جزء لاینفک این خرشانسیمه 
      هرچی هوس کنم برام از آسمون ظاهر میشه :)))
      +شکر کاملا خوبم
  • برگ سبز
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۷:۳۳
    :| 
    چون برامون پیش نیومده هیچی نمیگیم 
    خرشانس :| 
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    😁😁😁😁
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۱۷:۵۸
      😂😂😂
  • ناشناس
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۷:۴۷
    خرشانسی!!!!

    فقط همین!!!!!
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۱۷:۵۸
      😂😂😂
  • جناب دچار
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۷:۵۷
    صداقت داشته باشیم باهات میگیم خرشانسی :)
    + خوش به احوال شما :)

    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۱۷:۵۸
      نظر دوستامم همینه 😂😂😂😂
  • جناب دچار
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۸:۰۱
    واژه مورد نظر رو کنترل اف گرفتم نتیجه اش شد اوووف! :))
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۰۶
      😂😂😂😂😂
  • خاتون ..
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۸:۲۳
    متاسفانه من تاحالا از این خوش شانسى ها برام پیش نیومده که بدونم بهش چى میگن :|
    بیا یه دست رو سر من بکش :|
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۰۸
      حالا اینا خوش شانسیه ولی گاهی یه سری اتفاقات پشت سر هم سریال طور برا ادم میفته ... 
      فکر میکنم خیلی تجربه کردیم همه.... 
  • "حانیه :)"
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۸:۲۸
    خوش شانسی دیگه :)
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۰۸
      خر شانس دیگه ؟؟ 😂
  • هــَمــٰزاٰد مـَـرگـــ... ...
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۹:۰۴
    شــ ا نـــ ســـ ...


    البت اینک میگن خر شانسی رو دروغ میگن !! بلک کمپلت تو خود شانسی خخخ

    +ی دستی ب سر ما هم بکش 
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۰۸
      😂😂😂😂
  • فاطمه
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۹:۰۶
    من که انقدر برام پیش اومده دیگه برام عادی شده. نمونش همین امروز ظهر
    اما
    می بینم که همه به این می گن خرشانسی
    اما این یه مسئله علمیه به اسم هاله های انرژی
    سخنرانی دکتر فرهنگ خیلی خوب توضیح میده. این یه تیکه از متن سخنرانی رو بخونید:

    تا حالا شده یه چیز کوچکی رو از خدا بخواین و خیلی زود بهش برسین؟

    یه مثال بزنم:
    تابستونه و نشستیم تو اتاق.

    گرمه.
    پیشونی مون عرق کرده اندازه ی اشک های “سرندی پیتی”!

    میگیم “آخ که یه بستنی می چسبه! آی می چسبه!”

    به دو دقیقه نمیکشه که پدر با یه کیسه بستنی میاد خونه!

    بعد ما چی میگیم؟

    “کاشکی از خدا یه چیز دیگه خواسته بودم”

    منظورمون این نیست “کاشکی فالوده خواسته بودم!”

    منظورمون اینه که اگر من می دونستم مستجاب دعوه هستم، یه چیز بزرگ تری از خدا می خواستم.

    مثلا می گفتیم “یه خونه ی ۳۰۰ متری تو زعفرانیه آی می چسبه!”

    بعضی ها میگن “خدا خواسته های شکمی رو زود اجابت می کنه”!

    ولی اگه می گفتیم “آخ یه شوهر خوب می چسبه” که نمی داد!

    چون بستنی خوردنیه داد ولی شوهر چون خوردنی نیست، نداد!

    دوستان من بستنی رو شما خواستید و کائنات آن رو به شما هدیه داد.

    کائنات بار ها به ما نشون داده که “بخواه تا در دو دقیقه بهت بدم”!

    ولی ما متوجه نیستیم که اگر خواسته های دیگه مون رو هم مثل بستنی بخوایم، به سادگی بستنی بهشون می رسیم مگر اینکه خدا به صلاح نداند.

    قبلا هم گفتم که این جوری نیست شما هر چیزی رو بخواید و خدا بگه به صلاح نیست.

    خوب اونی که به صلاح هست رو چرا بهش نرسیدیم.

    بزارید ببینیم که بستنی رو چه جوری میخوایم تا یاد بگیریم خواسته های دیگه مون رو مثل بستنی بخوایم.

    ۱) ما بستنی رو با تمام وجود و اشتیاق کامل خواستیم. “یه بستنی آی می چسبه
    ۲) برای رسیدن به بستنی نگران نبودیم.

    ۳) آیا به نتیجه ی بستنی وابسطه بودیم؟! یعنی اینکه حتما باید کسی بستنی رو میاورد ما می خوردیم؟!

    امام رضا (ع) فرمودند “هرگاه از اجابت و یا عدم اجابت خواسته ای به یک اندازه راضی بودی، فوق العاده به اجابت خواسته نزدیک هستی.”

    شما هم شیرینی و کلاس شعر رو همینجوری خواستی:)

    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۰۹
      فکر کنم من همه چیزم رو همینجوری میخوام 
      مرسی از دو کامنت قشنگت :) اجازه بده دومی رو بی پاسخ تایید کنم تا بقیه هم استفاده کنن ❤❤❤
  • الی .
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۹:۱۷
    حقیقتا چیزی به اسم تصادف وجود نداره فقط تک تک این اتفاقات کوچیک برنامه‌ریزی دقیق خدان برا اتفاقات بزرگ‌تر. وقتی اینجوری فکر میکنم آرامشمم بیشتره. اما نوش جونت :)
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۰۹
      ❤❤❤❤❤ ایشالا زندگیت پر باشه از برنامه ریزی های دقیق قشنگ خدایی که دوست داری
  • لیمو جیم
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۹:۱۸
    قانون جذب
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۰
      دقیقاااا 
      چسبه لامصب
  • لوسی می
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۹:۲۶
    با نهایت احترام و با وجود تکراری بودنِ پاسخ،
    اما خدایی منم میگم خرشانسی!
    :))
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۰
      تشکر فراوان عصن 😂😂😂😂
  • فاطمه
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۹:۲۸
    اینم ادامه اش برای کنکوری های اینجا:)

    دوست عزیزی که کنکور دادی.
    تلاش هات رو کردی.
    درس هات رو خوندی.
    تست هات رو زدی.
    فشار ها رو به خودت آوردی.
    بگو “من کنکور رو دادم. قبول شدم خدا را شکر. نشدم هم هیچ اتفاقی نمی افته. ایشالا می خونم سال آینده یه رشته ی عالی قبول میشم.”
    با این تفکر شما فوق العاده نزدیک میشی به اینکه همین امسال رشته ی بسیار خوبی رو قبول بشی.
    ولی کسی که میگه “من باید امسال قبول بشم …” احتمالا باید سال دیگه هم پشت کنکور بمونه.
    ما در خواستن بستنی به نتیجه وابسته نبودیم.

    در خواسته های بزرگ تلاشت رو بکن ولی نتیجه رو رها کن.

    نگفتم نتیجه برات مهم نباشه. چون اگه مهم نباشه که اصلا تلاشی نمی کنی.
    تلاش بکن، نتیجه برای تو مهم باشد ولی اگه بهش هم نرسیدی، نرسیدی.
    اگر این رو از ته دل بگی، فوق العاده به رسیدن به نتیجه نزدیک میشی.

    ۴) بستنی رو میارن. میگن هیچ کس به بستنی دست نزنه. میرن زنگ خونه همسایه ها رو میزن. بیاین بیرون. چشم تون در آد. داریم بستنی میخوریم.

    ما با بستنی حال کسی رو می گیریم؟

    ما بستنی رو به رخ کسی نمی کشیم ولی خواسته های بزرگ مون رو میخوایم به رخ دیگران بکشیم و با اون ها حال بقیه رو بگیریم.

    “قبولی تو کنکور آی می چسبه! آی می چسبه! مخصوصا آدم یه ضرب قبول بشه صنعتی شریف تهران! بعد بره خونه پسر عمو بگه «فوق دیپلم کتابداری! شریف! دیگه نگو احمد! بگو آقای مهندس!»”

    “یه خونه ی ۱۸ خوابه تو زعفرانیه آی می چسبه! مخصوصا همه ی فامیل رو دعوت کنی! این اتاق خواب اول مونه! این اتاق خوب دوم مونه! این اتاق خواب گربه مونه! این یکی رو شبها شست پامون رو میزاریم توش بخوابه! چشم تون در آد! آی حال میده! اینا بترکن!”

    “یه ماشین بنز الگانس چه می چسبه! مخصوصا یه وری بشینی! بعد بوق بزنی پیکان لکنته گم شو کنار! خط رو بنزم نندازی ها!”

    ما خواسته ها مون رو می خوایم بکنیم تو چشم مردم ولی خدا وکیلی بستنی رو فقط می خواستیم بخوریم.
    خواسته هاتون رو عین بستنی بخواین.
    به همون سادگی و به همون راحتی.

  • ام اسی خوشبخت
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۹:۴۱
    به این زنجیره تصادفات میگن زندگی :)
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۰
      اوهوم.... چه تعبیر قشنگی
  • تینا
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۰:۴۰
    همچین اتفاقی واسه من نفتاده راستش
    شما خدا خیلی دوستون داره  (:
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۱
      خدا اگر من و دوست داشت ، الان احتمالا با این خرشانسیم ، پیامبری چیزی بودم 😀😂
  • زهرا غلامی
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۱:۱۳
    من نمیگم... شانس زشته خو🙈
    از خوش شانس هم یه قدم اون طرف ترین خانم دکتر
    شیرینی دانمارکی داااااغ😍
    یادش بخیر اول دبیرستان کنار مدرسه ام شیرینی فروشی بود من با مامانم برمیگشتم خونه بنده خدا مامانم رو مجبور میکردم بریم بخریم دقیقا هم بگه خانم چهارتا دونه دانمارکی داااغ میخوایم:)))

    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۱
      😂😂😂
      +خیلی خوبه عصن .... 

  • محسن رحمانی
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۱:۳۳
    اتفاقت خوب زندگی. یا امدادهای غیبی خدا.
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۱
      تصادف ... شانس ... نمیدونم
  • پشمآلِ پشمآلو
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۱:۴۶
    ما میگیم "کلید اسرار، این قسمت : تصادفات" :دی
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۲
      😂😂😂😂 کلید اسرار 
  • صاد
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۲:۳۰
    والا من عموما تو این وضعیتا میگم عععععععع دیدی چه شد!
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۲
      عععععععععع دیدی چی شدددد ؟؟؟
  • عاشق بارون ...
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۴
    من فقط می‌گم خوشبحالت! همین! :)))
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۲
      ایشالا قسمتت ❤❤❤
  • باران ...
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۳:۲۵
     همون حرفای جناب دچار و ناشناس :)




    بهترم ولی با این وجود که دست چپم همچنان تیر میکشه و تپش رو دارم همچنان .
    ولی نسبت به دیروز خدا رو شکر بهترم.
    ممنونم دلژین جان💚
    • author avatar
      دلژین
      ۸ اسفند ۹۶، ۲۳:۲۹
      عزیزی 
      الهی شکر که بهتری 
      تونستی حتما یه دکتر برو عزیزم
  • ناشناس
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۳:۳۱
    سلام 
    من دانشجوی ترم ۴ پزشکی ام امروز مبحث خون گیری رو داشتیم و به طور کاملا "تصادفی" سوزن سرنگ یکی از همکلاسی ها خورد به دستم و خون اومد ! سر کلاس خیلی اهمیت ندادم و به استادم نگفتم اما الان یه خورده استرس گرفتم که نکنه خطرناک باشه ...
     به نظر شما خطرناکه ؟ باید کاری بکنم یا نه ؟
    • author avatar
      دلژین
      ۹ اسفند ۹۶، ۰۸:۳۲
      سلام 
      چون نسل شما دیگه حتما واکسن هپاتیت رو زدین و بیشترین ویروس منتقله هپاتیته چیزی نمیشه ایشالا 
      حالا به استادت بگو و پیگیری کن لازم بود ازمایش بده
      ولی چیزی نیست 
  • من
    سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۳:۳۸
    سلام
    هرچیزی غیر از شانس
    اینکه خواسته تون عمیقا از ته دل بوده و خدا راه رسیدن و شناختنش رو براتون گذاشته
    بقیه اش هم یه شوخی کوچولو که دنیا صاحاب داره‎:D
    • author avatar
      دلژین
      ۹ اسفند ۹۶، ۰۸:۳۲
      😂😂😂😂😂
  • مامان طهورا
    چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۰۱:۱۰
    صدفه در نظام هستی وجود نداره
    این چیزایی که گفتید مربوط به قانون رازه
    یعنی به هر چیزی فکر کنی کائنات دست به دست هم میدن تا اونو برات بوجود بیارن
    • author avatar
      دلژین
      ۹ اسفند ۹۶، ۰۸:۳۳
      بله بله به قانون راز عمیقا اعتماد دارم
  • "حانیه :)"
    چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۱۲:۴۳
    نه نه همون خوش شانسی :)
    تابحال نشده بگن خر شانسی ؛))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ اسفند ۹۶، ۱۲:۰۲
      زیاد بهم میگن اتفاقا :)))
  • هانیه
    چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۱۴:۴۴
    سلام این اتفاقا تصادفی نمیشه خدا انگار صدای دل آدم رو میشنوه و بر اساس یه منطقی یه چیزهایی دست به دست هم میده تا اون کار به وجود بیاد.مثلا من یه بار دلم دلمه خواست همون لحظه خانم همسایه واسمون دلمه آورد
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۹
      شاید 
      من خوراکی زیاد برام اتفاق میفته :))
  • خاله ریزه
    چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۱۵:۰۴
    همه رو بیخیال شدم و فقط چسبیدم به اون شیرینیها داغ و خوشمزه :) واقعا چه سعادتی داشتی:))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۹
      اخ اخ 
      جاااات خاااالی
  • ریزوریوس ❤:)
    چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۱۵:۲۴
    برای من دقیقا بر عکس این اتفاقات می افته ...
    تا جایی که یه کاری بی ایراد و بدون هیچ مشکلی انجام میشه یه گوسفند قربونی میکنم:))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۹
      :)) مثل زینبمونی 
  • reza sf
    چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۱۶:۳۰
    تا دلت بخواد از این اتفاقات برام افتاده بیشتر به نظر میرسه داری سرنوشت یکی دو روز آینده خودتو جلو جولو مینویسی.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۸
      اره ولی برا من انگار لحظه ایه چون خیلی در لحطه اتفاق میفته...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان