تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


یه حال عجیبیم...
یه حس شناور بودن ، دلتنگی ... 
قطعا و حتما این هورمون های لعنتین که دارن مانور میدن الان ... 
هعی میخوام برم سراغ اون قرص عزیزتر از جانم برای سر جا نشوندن این هورمون ها ، و هعی مقاومت میکنم ... الآن قشنگ میفهمم میگن اعتیاد یعنی چی ... حالا این اعتیاد آورم نیست ولی من الان قشنگ حس میکنم معتادشم و قطعا بعد از اتمام این پست میرم میخورمش :)) (نگین وای قرص نخور و فلان و بهمان که قرص خاصی نیست و زیر نظر پزشکه) 
و خب چیزی که حالم رو خوب میکنه اینه که فردا صبح باید برم از خونه بیرون و دانشگاه ... 
یک روز خونه بودم ولی جوری بهم گذشت که انگار یک عمر خونه موندم ! 
تنها چیزی که امروز باعث میشد روحیه ام تغییر کنه ، بوی خوب گل هاییه که دیروز برام آوردن...


از اتاق خواب که وارد سالن میشم یهو بوشون رو حس میکنم و ناخودآگاه لبخند میزنم...
دیروز صاحب خونه ی قبلیم و دخترش با این گل ها اومدن سر سلامتی ... 
مجبور بودم لباس مشکی بپوشم و برای پذیرایی خرما بذارم ...
نمیدونم چرا این مدلیم ...
اما انگار که باورم نشده که مرده باشه ، حرص میخورم مشکی بپوشم به خاطرش یا مثلا ادای عزادار ها رو در بیارم ...
حتی بعد رفتن مهمون هام سریع کاغذ و روبان مشکی گل ها رو کندم و ریختم دور و اگر ربان قرمزم رو پیدا میکردم ، قطعا میبستم بهشون ... 
یه موقع ها که مرور میکنم اتفاقات ۹ ماه اخیر و خصوصا دو هفته ی قبل از فوتش رو ؛ عین رویا و خواب میمونه برام‌ و باورم نمیشه انگار ... 

+دارم به صورت خودآموز زبان فرانسه یاد میگیرم ... یک کلاس هم پیدا کردم که با اسکایپ خصوصی درس میده ولی جلسه ای ۷۰ تومنه و از پسش بر نمیام فعلا... و خب فکر کردم کمی خودم پیشینه دارم از مدرسه که بهمون یاد میدادن ، خودم تا جایی جلو ببرم و بعد معلم بگیرم... 
چرا دارم فرانسه یاد میگیرم ؟ دلیل خاصی جز علاقه نداره ... 
+چند تایی فیلم دیدم که از اونها فیلم "lady bird" رو خیلیی دوست داشتم 
به طرز عجیبی بعضی تکه هاش من رو یاد فرهنگ خودمون مینداخت ...
یک دختر کاتولیکِ بلند پروازِ کالیفرنیایی که آرزوی رفتن به جایی مدرن تر و بهتر مثل نیویورک برای دانشگاه رو داره و داستان حول روابط خانوادگی و مشکلاتشون میچرخه ... 
دلژین ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۵۹ ۱۹ ۲۴۴ فیلم

نظرات (۱۹)

  • قـ د ح
    جمعه ۴ اسفند ۹۶ , ۲۳:۲۷
    وای قرص نخور و فلان و بهمان:)
  • قـ د ح
    جمعه ۴ اسفند ۹۶ , ۲۳:۲۷
    ببخشید یادم رفت ...
    سلام :)
    • author avatar
      دلژین
      ۴ اسفند ۹۶، ۲۳:۴۰
      سلام 
      +ببخشید شما خانومی ؟ :)
  • پشمآلِ پشمآلو
    جمعه ۴ اسفند ۹۶ , ۲۳:۳۶
    من مرگ پسرعممو هیچوقت باورم نشد ینی خودم سر خاکسپاریش بودم میدیدم ولی حس نمیکردم نمیفهمیدم مرده ینی چی .. مرخصی سربازیشو اومده بود که رفته بود زیر ماشین قبل اینکه برسه خونه.. بنظرم طبیعیه که دلت نخواد حس کنی از دستش دادی و اگه زندگیتو فلج نکنه عیبی نداره فک کنی هس ولی تو فلن نمیبینیش
    وای منم چنبار با duolingo سعی کردم فرانسه یاد بگیرم ولی خب هیچ چی از فرانسه بلد نبودم و به دلم نمیشست فق لغت یاد بگیرم. . دلم گرامر میخواس .. ینی پایه ای یاد بگیرم بدون کلاس البته [وقتشو ندارم] .. روش خوبی پیدا کردی؟
    • author avatar
      دلژین
      ۴ اسفند ۹۶، ۲۳:۴۰
      من با همین دولینگو پیش میرم 
      چون یه پایه ای داشتم  برام راحته 
      کنارش گهگاهی سرچ میزنم تو گوگل و سایت های خودآموز و میخونم... 
      به نظرم که داره خوب جواب میده
      +چقققدر سخت بوده براتون 
      روحش شاد

  • محبوبه شب
    جمعه ۴ اسفند ۹۶ , ۲۳:۴۰
    همین نیم ساعت پیش به یادت بودم و اینکه عزادار عزیزتی و یحتمل سیاه پوشی. چقدر این رسم و رسومات، مسخره و مضحک به نظر میان وقتی که فرد تا وقتی زنده س قدرشو نمیدونن و همین که سرشو گذاشت زمین و فوت کرد براش سیاه می پوشیم و به احترامش! یه کارهایی رو انجام نمیدن :|

    چند ماهی میشه که پدر زندایی م فوت شده و مایی که سال به سال خود زندایی مو نمیدیدیم چه برسه به پدرش، الان به احترام متوفی و خانوادش نمی تونم هفت سین بذارم :(
    منی که از نیمه دوم سال به فکر خاص بودن سفره و هفت سینم بودم. اه :/
    وصیت کردم بعد از هفتَم ملت لباس عزا رو از تنشون در بیارن و اگه جاش بود و زوجی بود و اینا عروسی بگیرن نذارن بعد ماه و چهل و سالگرد و اینا :/ و از همه مهمتر مقوله عید. که وصیت کردم حتما عیدا رو جشن بگیرن : )) 
    دیگه همینا :دی
    • author avatar
      دلژین
      ۴ اسفند ۹۶، ۲۳:۴۸
      خدا رحمتشون کنه 
      ولی اشتباه میکنیا 
      اولین عید که بعد فوت اون عزیز بشه ، باید از عزا در بیاین و بهش میگن نو عید ... مذهبی ها اعیاد مذهبی مثل ولادت و ... رو این کار میکنن... 
      الان ما ۱۸ ام میشه نو عیدمون که نزدیکا باید عزادار ها رو از عزا در بیارن... 
      الان ۱۸ ام باز میشه نو عید شما و نوروز هم باز عیده 
      و باید لباس عزا رو در بیارین دیگه... سفره هفت سینم بچینین.... 
      البته نمیدونم رسم بقیه چجوریه :) 
      +منم اصلا دوست ندارم این حالت رو 
  • ام اسی خوشبخت
    جمعه ۴ اسفند ۹۶ , ۲۳:۴۰
    به نظرم وقتی عزیزی فوت میشه, برای نزدیکانش هرگز فوت نمیشه و این اتفاق برای بقیه است, فراموش هم که اصلا نمیشه.
    سلامتی و نشاط براتون آرزو میکنم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۴ اسفند ۹۶، ۲۳:۵۰
      اره همینه...
      الان فقط گاهی یادم‌ میفته که ااا به مامانی زنگ نزدم و میفهمم که اصلا دیگه نیست که زنگ بزنم بهش ... و واقعا یادم میره نبودنش و انگار که هست
  • قـ د ح
    جمعه ۴ اسفند ۹۶ , ۲۳:۴۴
    قدح میشه کاسه نمیدونم دختره یا پسر ؟
    • author avatar
      دلژین
      ۴ اسفند ۹۶، ۲۳:۵۰
      نمیدونم
  • قـ د ح
    جمعه ۴ اسفند ۹۶ , ۲۳:۵۴
    شوخی کردم خانم دکتر :)

    اگه قابل باشم برادر کوچک دوستان بیانی

    از مصاحبت با سرکارعالی خوشوقتم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۰۰:۰۳
      همچنین 
      موفق بااشید
  • محبوبه شب
    جمعه ۴ اسفند ۹۶ , ۲۳:۵۸
    ببین بعد چهلم تمام بزرگترای فامیل به خونه صاحب عزا میرن و به صورت نمادین یه لباسی یا یه قواره چادری می گیرن و میبرن تا مثلا از عزا در بیارنشون. همین رسم رو هم تو اولین عید هم داریم. مثلا عید فطری، قربانی و یا غدیری.
    ولی خب اولین سال نو و عید نوروز رو رسمه که خانواده مرحوم و اقوام درجه یک و دو (ما میشیم سه خخخخ) یکم سنگین تر برگزار کنن. فکر کن حتی شیرینی و آجیل هم نمی گیرن (این از بعد اقتصادیش که به صرفه ست خخخخ)
    ولی با همه اینا من مخالف مخالفم می فهمی؟ :/// 😂
    بازم میگم که چقددددر مسخرن اه :/
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۰۰:۰۳
      ااا 
      خب نه دیگه ما اینو نداریم ... 
      :)) قشنگ معلومه همه برنامه ریزیات رو پوکونده :))
  • تسنیم ‌‌
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۰:۰۳
    من تو انگلیسیش موندم! خانوم دکتر داره فرانسه میخونه :(

    یادمه سر فاینال، مریض دوستم خارجی بود، فک کنم مال آفریقا بود ولی نمی‌دونم کدوم کشور. همه می‌خواستن باهاش انگلیسی صحبت کنن ولی بلد نبود. تو فاینال یه استاد کله‌گنده باهامون بود و یه استاد کوچولو که دانشجوی phd بود. بعد این استاد کوچولومون باهاش فرانسه صحبت کرد و فهمید! طفلک پرایمی هم بود اصلا نمی‌دونست باید چیکار کنه، استادمون هم آرومش کرد هم خیلی خوب با دوستم زایمانشو گرفت! از بچه‌ش عکس هم گرفتم من :))
    این بود انشای من در مورد زبان زشت فرانسه😏
    اگه خدا خواست و بعد از ده سال آینده که تونستم الفبای انگلیسی رو یاد بگیرم خواستم سراغ زبان سومی برم، احتمالا یکی از زبان‌های خاور دور رو انتخاب کنم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۰۰:۰۸
      نه من انگلیسی فولم...
      میدونی یه زبان رو که کامل یاد بگیری ، یادگیری باقی زبان ها خیلیی راااحت میشه... 
      تو مدرسه هم که بودم ، سر زنگ فرانسه همه مسخره بازی در میاوردن ، ولی من با جدیت میرفتم جلو ، اون موقع معلمم گفت بذار بیام خصوصی بهت درس بدم تو خیلی سریع پیش میری ، عین بچه خرخون اسکلا گفتم وقت ندارم ! :)) 
      +چقدر خوب که یکی بوده اونجا بالاخره تونسته ارتباط بگیره باهاش‌... 
      +خاور دور ؟ مثلا چه زبانی ؟ 
  • تسنیم ‌‌
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۰:۱۲
    مِدِنُم خانوم دکتر که فوووولی :))) بیا به مو درس بده که مویوم مث خودت فووول شُم :)
    مردم چه مدرسه‌ها میرن --__--
    مثلندش چاینیز ^_^
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۰۰:۱۳
      یاااا خداااا 
      اونم هیچییییی چاینییییز 
      فک کنم ۵ سال طول بکشه الفبا یاد بگیریم 😂😂 ولی دروغ چرا ، خودم سعی کردم قبلا ژاپنی یاد بگیرم ولی لامصب نمیشد 😂😂😂😂
  • تسنیم ‌‌
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۰:۱۸
    آرهههه! اگه واسه تو پنج سال بشه واسه من پنجاه سال میشه :/
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۰۰:۲۶
      حرف نزن 
      دل نمیدی به کار 
      اینجا حیف خانواده نشسته ؛)) وگرنه فوحشط میدادُم که اینقدر خودت رو خنگول فرض نکنی
  • محبوبه شب
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۰:۱۸
    اصن یه وضی :/
    میدونی من چیدن میز هفت سین رو عاشقم ^_^
    و تقریبا هر سال ما به همین صورت عزادار بودیم یه سال دایی بزرگه دومادمون.. سال بعدش دایی کوچیکه دومادمون.. سال بعدش پسر عموی خوشکلم و امسالم که...

    +دومادمون پسر عمومه :|
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۰۰:۲۰
      اوه چه پیچیده...
      انشاءالله که غم نبینیییین سال دیگه
  • "حانیه :)"
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۰:۲۲
    شب خوش 💞 
    روحش شاد ❤
    منم عاشق زبان آلمانی ام 💋
    البته خیلی کم با سی دی یاد دارم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۰۰:۲۶
      شبت ب خیر و خوشیییی 
      چه خوووب 
      ادامه بده 😍
  • محبوبه شب
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۰:۲۳
    فدات همچنین :* 

    +با احترام به تسنیم عزیز..
    دلژین دقت کردی دو تا مشهدی لنگرشون به وبلاگ تو گیر کرده؟ 😂
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۰۰:۲۴
      کلا هر چی مشهدیه رو قوربان که لنگرشون گیر کنه به ما 😍
  • باران ...
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۰:۲۸
    سلام 
    من عاشق زبان فرانسه ام :)
    به نسبت زبان انگلیسی تو تلفظ لغات سخته ولی شیرینه :)
    من ۹ واحد تو دانشگاه زبان فرانسه داشتم:)
    یادش بخیر.


    +

    من برای مادرم تا ۷ ام  شایدم سوم سیاه تنم بود نه بیشتر.
    اونم جلوی مردم وگرنه اونم نمی پوشیدم.
    مامانم وصیت کرده بود سیاه نپوشم.
    اون ۷ روز (شایدم سه روز) 
     هم بیشترش مانتو پوشیده بودم شبا لباس مشکی رو میپوشیدم اونم بعد اون چند روز ،  همین که به کل فامیل های نزدیک فهموندم مادرم وصیت کرده مشکی نپوشم درآوردمش.
    رنگ مشکی واقعا افسردگی برای آدم میاره.



    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۸
      خیلی شیرینه...
      به به خب پس حتما پایه داری و میتونی ادامه بدی 
      رشتت چی بوده ؟ (البته این یک فوضولیه و میتونی جواب ندی ) ❤ 
      خدا رحمت کنه مادر بزرگوارت رو 
      روحشون شاد 
      واقعا این مشکی پوشیدن و اینها آدم رو خود و خسته میکنه... 
  • تسنیم ‌‌
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۰:۳۱
    نگا من میخوام با این خانمه که قرمز پوشیده این پایین داره راه میره حرف بزنم! هر وقت زبانشونو یاد گرفتی ازش بپرس لباسشو کجا داده دوختن، منم از اونا میخوام :)

    + محبوبه خاتون ;))
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۸
      😂 اون خود منم که 
      بیا با هم مذاکره کنیم...

  • "حانیه :)"
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۱:۲۰
    فراموش کردم بنویسم گل هات عالیه 😘
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۸
      تقدیم به شما که خودت گلی 
  • محسن رحمانی
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۸:۴۹
    گل و گیاه خیلی تاثیر داره تو روحیه ی آدما یادمه یه بار یه باغبونی رو تو اخبار نشون داد که همین
    گل و گیاه  درخت خیلی تو درمان بیماریش تاثیر داشت و سلامت به زندگیشون ادامه میدادن .
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۹
      خیلی... 
      من خیلی گل دوست دارم 
      گهگاهی برا خودم گل میخرم میذارم جلو چشمم
  • خانم مهندس
    شنبه ۵ اسفند ۹۶ , ۰۹:۳۸
    سلام دلژین جانم
    حس ات کاملاً قابل درکته، یادمه پدر بزرگم که فوت شد باورم نمیشد ، حتی تو مراسمش هم کلی شاد بودیم ، پدر بزرگم برای اولین بار در زندگیشون یک هفته بیمارستان بستری شد و بعد فوت کردند، یعنی اینقدر سرحال بودند ، ولی الان که ١٠ سال میگذره تازه باورم شده که دیگه نیستن و گاهی خیلی دلم واسشون تنگ میشه ، خدا همه ی خوبان رو بیامرزه 
    در مورد فرانسوی هم من ٢-٣ ترمی کلاس رفتم و چند باری هم خودآموز خواستم بخونم ولی نتونستم و فکر میکنم فرانسه حتماً نیاز به کلاس داره ، و من هم شدیدا عاشق این زبان دوست داشتنی ام ، امیدوارم تو موفق باشی توی خود آموز خوندنش
    • author avatar
      دلژین
      ۵ اسفند ۹۶، ۱۲:۰۱
      سلام مهربونم 
      خوبی ؟ شوهرم خوبه ؟ مراقبش باش زود بزرگ شه بریم سر خونه زندگیمون :دی 
      +خدا رحمتشون کنه... 
      +یه سری نکات basic داره که بلدمشون و خب الان با خودآموزی اوکی ام .... قطعا به جایی برسونمش کلاس خصوصی میگیرم برای چند ماه ... 
      ممنوونم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان