تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


تا به حال از خودتون پرسیدین که اگر تو شغل و جایگاه فعلیتون نبودین به هر دلیلی ، چه کاره میشدین ؟ 

این سوال میتونه علائق درونیتون رو بهتون یادآوری کنه و باعث بشه که بهش فکر کنید :) 

مثلا من اگر پزشک نمیشدم ؛ قطعا آشپز میشدم ...  

از این خانم هایی که کار خونگی میکنن و سفارش میگیرن ...

یه آشپزخونه ی پر از گل داشتم که همیشه بوی غذا و شیرینی از توش میومد و یه خونه ی پر از سر و صدای بچه :) 

و خب من قطعا یه روزی به این تکه از علاقه ی درونیم جون بیشتری میدم و زنده ترش میکنم ؛) 

+شما اگر شغل و جایگاه فعلیتون رو نداشتین چه کار میکردین ؟ :) 

دلژین ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۰۳ ۴۵ ۵۵۲

نظرات (۴۵)

  • آرزوهای نجیب (:
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۰۹:۳۰
    والا فعلاً من نه شغلی دارم نه جایگاه. اگه بی‌کاری رو شغل فرض کنیم، دوست داشتم معلم باشم یا استاد دانشگاه. 
    بالاخره یه روز بی‌کاری رو ول می‌کنم میرم سراغ تدریس ((:
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۹
      :) نویسندگی شغل محسوب نمیشه ؟ 
      :)) 
      تدریس خیلی خوبه
      انشاءالله هرچه زودتر...
  • soolin :)
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۰۹:۳۵
    هنوز به جایگاهی که انتخاب کردم نرسیدم.یعنی زمان زیادی طول میکشه تا به جایگاه انتخابیم برم ولی اگه اینو انتخاب نمیکردم شاید میرفتم دنبال نقاشی و کاردستی،و همچنین عااشق درست کردن دسرهای عجق وجق هسدم.
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۸
      ایشالا که به هر جایگاهی ک دوست داری برسی ‌‌‌...
      پس احتمالا یه کانال تلگرامی و اینستاگرامی داشتی به نام دست سازه های سولین ؛) 
  • mohi :)
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۰۹:۴۷
    من که من فعلن شغلی ندارم ولی اگر به شغلی که میخوام نرسم ، ورزشکار میشم و مطمعنم توش موفق میشدم 
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۷
      به به 
      ورزشکارم باحاله ها... 
      ولی خب من تنبلم عرضه ی ورزشکار شدن ندارم :دی
  • tiktik tiki
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۰:۰۰
    خب من خیلی دوست داشتم معماری بخونیم طراحی داخلی اینجورچیزاولی الان فقط به این فک میکنم که میتونم جاطراحی داخلی ارتودنسی یاترمیمی بخونم😒
    اشپزی مخصوصاشیرینی وکیک ودسروخیلی دوست دارم قطعاااااااااین یکیوادامه میدم وتلاش دارم برم کلاس:|
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۷
      خب ارتودنسی هم یه مدل معماری به حساب میاد دیگه :)) منتها معماری داخل دهان :)) 
      +خیلی خوبه کیک و شیرینی... بوش مخصوصا
  • BARRETT XM500
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۰:۴۵
     So, I already haven't a real job! and I wish I can get a job as soon as possible to be 
     able to answer your question
     :)))
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۶
      tell us whenever u find ur favorite job 🍎❤
  • ستاره جان
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۰:۵۰
    معلم میشدم 
    راستش فکر کنم  باید معلم میشدم :/ 
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۴
      معلمی هم بهت میاد 
      ولی حس میکنم پرستاری بیشتر بهت میاد
  • ستاره جان
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۰:۵۱
    مربی مهد هم دوست دارم 
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۴
      چ بانمک 
  • ام اسی خوشبخت
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۰:۵۱
    من بجز کار خودم, نجاری و خیاطی و یکی دوتا کار هنری رو امتحان کردم که خب هر کدوم لذت های خودشو داشت و اگه بدون محدودیت بخوابم بهش فکر کنم, راه اندازی یه هتل-رستوران جنگلی هم تو برنامه هام هست. اگه رستوران رو راه انداختم حتما شما دعوت به کار میشین, غذایی که دلژین بانو بپزه حتما همه رو عاشق میکنه :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۴
      چقدر خوب... 
      به به چه چیزی بشه اون هتل رستوران جنگلی ...
      :) لطف دااری
  • BARRETT XM500
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۰:۵۷
     But It's a really nice challenge and I can't wait to fine a job, So I'd like to take part right now ! 
    If I was not an Engineer student , I would like to be a psychologist or a family counselor :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۲
      so glad u took a part in this challenge... 
      thats so nice... 😍 
      wish u the best 
  • نادیا
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۲:۱۸
    من اگه پزشک نبودم حتما با یه باغبون ازدواج میکردم و حتما یه جایی دور از شهر و مردم زندگیمو میساختم و سعی میکردم همه چی ارگانیک تولید خودمون باشه
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۱
      منم خیلی دوست دارم این محصولات ارگانیک تولید خود ادم باشه...
      حالا مگه فقط باغبون ها از پس این کار بر میان ؟ :) 
      ❤❤❤
  • *یه خانوم گل*
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۲:۴۳
    همچنان دلم می خواد پزشک شم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۴۸
      سلام :) 
      انشاءالله که به هدفت برسی ❤ 
      حالا هر وقت پزشک شدی بیا و از علائق درونی دیگه ات برامون بگو :) 
      فکر میکنم ما آدمها ذاتا نمیتونیم تک بعدی باشیم
      مثلا من تو زندگیم اگر بخوام صرفا پزشک مطلق باشم کارم میشه ۷ صبح پاشو ؛ بدو بدو ، هروقتم اومدی فقط و فقط مطالعه پزشکی کن...
      خب نمیشه دیگه...
      روح ادم میمیره :) 
      کنار همه ی این شعل ها و سمت های ظاهری ما ادم ها درونمون علائق دیگه ای هم زندگی میکنن...
      حالا وارد پزشکی میشی ، یه چند ترمم میگذره ، با واقعیت هایی که عمرا قبل از ورود متوجهشون نمیشی ، مواجه میشی ...
      و من ازت میخوام که اون موقع تک بعدی نری جلو و کنار پزشکیت زندگی کنی و به باقی علائقت پاسخ مثبت بدی :) 
      همین ... 
      +حواست به شرایط بقیه الله هم باشه ها ؛) من بقیه الله میاوردم اما به خاطر شرایطش نزدم و آزاد شهرستان رو ترجیح دادم ... خوب مطالعه و تحقیق کن... 
  • شارمین امیریان
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۲:۵۲
    سلام.
    من اگه استاد دانشگاه و مشاور نبودم، دلم می خواست یه کتابفروشی خیلی بزرگ داشتم و بیشتر وقتم رو اونجا می گذروندم. =)
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۹
      اخ اخ 
      اینم خیلیییی خوبه
  • *یه خانوم گل*
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۲:۵۵
    :) انشاالله
    ابجی ما کنکوریا الان به هرچیز دیگه ای فکر کنیم عین مصیبته
    فقط برام دعا کن 

    :))
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۳:۰۰
      ایشالا بعد کنکورت بیا و جواب این پست رو بده ... ❤😗 
      ماچ 
      همتون ایشالا زحمت کشیدین و نتیجه ی زحماتتون رو هم میبینید ...
      منتظر خبرهای خوبم از کنکوری ها ❤
  • الی .
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۲:۵۸
    کافه‌دار میشدم، مثل پست آخرم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۳:۰۱
      خودتم مینشستی گاهی پشت میز کافه ی خودت و مشتری ها رو تماشا میکردی و یه فنجون قهوه ی توپ میزدی بر بدن
  • قـ د ح
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۳:۰۷
    سلام خانم دکتر

    شما همین الان هم یک آشپز هستین که در کنارش پزشکی هم می کنین :)

    دلمه ها رو یادتون رفته ؟
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۳:۱۶
      سلام 
      خب دقیقا دارم به یک علاقه ی درونیم پاسخ میدم دیگه ؛) 
      جز اون دلمه ها من کلی غذای دیگه میپزم همیشه برا خودم ؛) 
  • tiktik tiki
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۳:۴۱
    اره دیگه ارتودنسی روبخاطر هنری بودنش دوست دارم
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۱
      انشاءالله که بهش برسی
  • soolin :)
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۳:۵۹
    مچکرم دلژین بانوی دوستداشتنی.ایشالا شماهم به هرچی میخوای برسی.😍😍😍
    ایشالا خوشبخت بشی مااادر(این جمله در نقش مامان بزرگا بود)
    میدونی چیه؟من بیشتر چیزمیزا و کاردستیامو تو اتاقم نگه میدارم.هیچوقت تا حالا پیش نیومده کانال داشته باشم.
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۲
      به نظرم به فکر یه کانالی صفحه ای چیزی باش.. خدا رو چه دیدی... شاید کارت گرفت ؛)
  • زهرا غلامی
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۴:۳۷
    سلام
    درحال حاضر من یه مهندس کامپیوتر تازه درس تموم کرده و البته ورزشکارم :)
    اگه قرار بود اینی نبودم که الان هستم!
    دلم میخواست یه پلیس(بخش جنایی) باشم که هنر آشپزی عالی داشتم  تازه یه رزمی کار بسیااار حرفه ای بودم😎
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۲
      سلام خانم مهندس ورزشکاار 
      اوه اوه پس با یه خانم مهندس طرفیم که درونش یه پلیس داره حرکات رزمی میزنه ❤
  • صاد
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۵:۳۹
    اگر دانشجوی ترم 6 پرستاری نبودم احتمالا دانشجوی ترم 8 ادبیات نمایشی بودم :)

    همیشه دلم میخواست کاری رو کنم که شکل عینی علمی که کسب کردم بشه حرفم.. هم پرستاری اینه هم ادبیات نمایشی و تئاتر.



    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۳
      خیلیم خوبه 
      تئاتر رو فکر کنم بشه کنار حرفه اصلی پیش بردش :) مثل آشپزی من :))
  • پشمآلِ پشمآلو
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۶:۰۴
    من دلم میخواس یه نقاش میشدم و یه استدیو بزرگ کارای هنری راه مینداختم پر از نقاشا و نویسنده های با استعداد و کلی فکر و ایده و هنر دورم جم میکردم
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۴
      به به 
      پس پشماال پشمالو یک عدد نقاش و کلی ذوق هنری درونش داره 😍
  • *زهرا*
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۶:۱۸
    من هنوز ب اون شغلی ک می خواستم برسم نرسیدم، اما می دونم ک هیچ شغلی مث اون نمیتونه حال منو خوب کنه! لطفا دعا کن ک بشه 😞 دارم تلاش می کنم براش، ان شاالله ک بشه و ب آرزوم برسم 😔😭 شاید اگه رسیدم بهش بیام و بگم.... البته اول باید دانشجوی اون رشته بشم! 😉
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۴
      انشاءالله به هرچی که میخوای برسی
  • هانیه
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۶:۴۹
    من اگه رشته ای خودم رو نمی خوندم  به جا اش زیان یا مامایی می خوندم.ولی حالا خدا رو شکر زبان رو می خوام ادامه بدم.خانه داری با سلیقه رو  هم دوست دارم 
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۴
      خیلیم عاالی 
  • Nelii 💉📚
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۷:۲۰
    اگهبه چیزی که میخوام نرسم میرم سراغ گرافیک و طراحی:)
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۶
      به به 
      پس نلی یک گرافیست و طراح درون خودش نهفته داره
  • هوپ ...
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۷:۵۲
    من اگه دندونپزشک نمیشدم، قطعا پزشک میشدم! از همون بچگی میگفتم باید دکتر شم، برای همین هیچ شغل دیگه ای توی ذهنم نیست!
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۹
      ببین منم الان هیچ شغل اصلی جز پزشکی برام قابل تصور نیست،اصلا دوست ندارم شغل دیگه ای داشته باشم ... اشتباه نکن...
      میخوام یک لحظه فکر کنی به هر دلیلی نمیشد اونچه که الان هستی و یک حرفه ، کار ، رو انتخاب کنی...
      مثلا الان واقعا چیزی نیست بهش علاقه داشته باشی که حرفه ایش کنی ؟ 
      نقاشی ، خیاطی ، آشپزی، معلمی ، یا هرچی... 

  • Iiiiii
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۸:۰۳
    اگه توی رشته فعلیم نبودم قطعا برای پزشکی یه تلاش دیگه میکردم ولی خب غیر اونم شاید کارگاه نجاری میزدم یا کتابفروشی 
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۹
      کارگاه نجاریم خیلی خوبه ها... 

  • "حانیه :)"
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۸:۳۴
    خوب من که فعلاً دانشجو ام 
    دوست دارم تدریس کنم و عاشق آشپزی ام ولی نه برای بیرون یه خانوم خانه دار فوق العاده با سه تا بچه :)))
    ولی دکتر شدن رو هم دوس داشتم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۲۰:۳۸
      منم ۴ تا بچه :)) 
      ایشالا ک موفق بااشی
  • هوپ ...
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۸:۴۵
    امممم اگه یک لحظه بخوام خودم رو توی یک شغل دیگه تصور کنم، نویسندگی یا روزنامه نگاری به ذهنم میاد 
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۲۰:۳۸
      دنبال همین بودم... 
      مااچ ❤❤
  • لیمو جیم
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۹:۲۱
    من که الان هیچی نیستم نمیدونم 😥
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۲۰:۳۸
      شما یک کنکوری پر تلاشی 🍎❤❤❤ ایشالا اون بالا بالاها میبینیمت
  • نادیا
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۱۹:۴۰
    😁 نمیدونم توی ذهنم اینه باغبون ها آدم های دلی و ءرومن مخصوصا اگه تو کار گل باشه !!! چون این کار صبر وحوصله و عشق میخواد احتمالا باید تو شخصیتش هم اینارو داشته باشه و ایضیا منو یه گل ببینه که دلش بخواد باهام ازدباج کنه 😁و باید مثل گلاش ازش مراقبت کنه و مواظب باشه !!! 🤣🤣 ( خیلی فانتزی شد) . ولی متاسفانه در شخصیت پزشکم دلم میخواد برم پزشکی قانونی ادامه بدم ☹️ کاراگاه بودن رو هم دوست دارم . ولی هب خانواده همیشه در صحنه نمیزارن 
    • author avatar
      دلژین
      ۱ اسفند ۹۶، ۲۰:۳۷
      خدایی منم خیلی دوست دارم یه آدم دلی این مدلی بیاد بگیرتم ، دوتایی بزنیم به کوه و در و دشت زندگی کنیم 😂 
      من قبل قبول شدن پزشکیم دوست داشتم پزشکی قانونی رو 
      ولی بعدش دیدم اصلا با روحیاتم سازگار نیست... 
      الانم کلا از بخش هایی که بودم از اطفال و زنان و پوست خوشم اومده... 
      البته بانو میگه بهم پوست بیشتر میاد...
      حالا تا دو سال دیگه درسم تموم شه ببینم کدومش رو تصمیم میگیرم انتخاب کنم... 
  • خاتون ..
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۲۱:۱۸
    من اگر تو وضعیت الانم نبودم قطعا و حتما موسیقى و پیانو رو طورى که دوست داشتم ادامه میدادم..شاید بخاطرش حتى میرفتم اتریش..آهنگایى که دارم رو توى یه استودیو عالى ضبط میکردم و اینقدر اهنگ مینوشتم و مینوشتم تا یه موزیسین درست و حسابى بشم و در نهایت رو ى یک کاناپه لم میدادم و به اهنگام گوش میدادم و ازشون لذت میبردم و به آرامش میرسیدم..
    البته در کنارش سعى میکردم یک موسسه خیریه براى کمک به زن هاى بد و بى سرپرست زیر نظر بهزیستى تاسیس کنم.

    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۰۹:۴۱
      چه رمانتیک...
      نمیدونم چرا یاد فیلم چهل سالگی افتادم... 
  • واران ...
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۲۱:۵۵
    قطعا نقاش میشدم :)

    سلام 
    علاقه زیادی به نقاشی داشتم حتی تو دانشگاه سراسری با رتبه خوب  قبول شدم اما داداش دومم نذاشت برم و نظر پدر و مادرم رو عوض کرد و نذاشت به رشته ی برم که خیلی بهش علاقه و حتی استعدادشو  داشتم.
    اونوقت سال بعدش به اصرار برادرم اینا  رفتم دانشگاه آزاد یه رشته ی که اصلا علاقه ی بهش نداشتم رو  خوندم :|
    اگر وقتم آزاد بشه روزی روزگاری این آرزوم رو عملی میکنم ایشالا.
    یا حالا تو دانشگاه یا تو آموزشگاههای آزاد.

    الان دلژین جان شاید باور نکنی خواهر زاده ی کوچکم داره راهی که من نرفتم رو  ادامه میده :))
    امیدوارم بهش برسه :)

    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۰۹:۴۲
      پس واران ما یک نقاش درون خودش داره...
      به نظرم به صورت کلاس آزاد پیش ببرش‌... چون دانشگاه اغلب اونایی ک نقاشی میخونن تقریبا قبل ورود حرفه این... 
      +الهی که همگی موفق باشین
  • نادیا
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۲۲:۳۱
    نمیخوام بترسونمت ولی اینترن که بشی نظرت کلا عوض میشه !! واقعا کشیک های ما روح فرسا و طاقت فرسا بودن امیدوارم دانشگاه شما اینجوری نباشه ! واسه همین بعضی رشته ها لوکس شدن فقط بخاطر استرس کمتر و کشیک کمتر و راحتتر و درآمد خوووب !! به پوست بیشتر فکر کن . 
    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۰۷:۵۲
      آره همه میگن اتفاقا... 
      پوست قبولیش خیلی سخته :( خصوصا من میخوام دیگه تهران باشم
      البته آدمیم اگر بذارم پشتش میترکونم 
  • "حانیه :)"
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۶
    عزیزدلمی تووووووو 😘 
    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۰۷:۵۱
      ماااااچ
  • تسنیم ‌‌
    سه شنبه ۱ اسفند ۹۶ , ۲۳:۳۶
    من دوست دارم تو آزمایشگاه کار کنم یا تو بایگانی :دی
    حسابداری هم خوبه، ولی تو اتاقم تنها باشم :)

    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۰۷:۵۱
      :) از نوشته هاتم کااامل حس میکنم دوست داری یه اتاق باشه که تنها توش باشی
  • من
    چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶ , ۰۳:۴۳
    سلام‎(:‎
    همیشه دوست داشتم مدرسه خودمو داشته باشم
    یعنی یه مدرسه با سبک تربیتی و طراحی متفاوت
    غیر ازون همیشه ورزش دوست داشتم ولی الان دیگه حرفه ای نمیشه دنبالش برم فقط دوست دارم
    اگه برگردم بچگی هام مثل یه چیزایی که روشون پافشاری کردم و شد روی ورزش پافشاری میکنم(یچیزی تو مایه های کماندو و افسر اطلاعاتی مثلا‎:D)
    کتابفروشی توی سبک شهرکتاب هم خیلی خوبه، فعلا نمونه خونگیشو دارم‎;)‎
    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۰۷:۵۰
      چه بانمک 
      مدرسه هم‌ به سبک شخصی خیلی باحاله 
      انشاءالله که موفق بااشی
  • فاطمه
    چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶ , ۰۹:۰۳
    سلام.من خواننده ی خاموش وبتونم.
    چه سوال قشنگی کردین
    من در حال حاضر دانشجوی رشته ی زراعتم،و اینده ی شغلیم کار تو موسسه های تراریخته یا کار تو گلخانه و باغ و یا تولید محصول ارگانیک و ...این چیزاست😊
    +راستشو بخواین من عاشق کارای هنری مثله کاردستی(جعبه های فانتزی و کار با نمد و گل دوزی ام ...)و بُعد دیگم عاشق اشپزی و درست کردن دسر های رنگی رنگی و کیک های نسبتا سادست.
    راستش یه سوال داشتم ازتون! چه جوری میشه از این کارام درامد زایی کنم؟ کانال بزنم؟بعد چه جوری مثلا غذا رو به مشتری برسونم؟اصلا کسی سفارش غذا میده از تو کانالا؟
    ببخشید خیلی سوال کردم.احساس کردم شما از این کانالا دیدین.
    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۰۹:۴۸
      سلام بر خواننده ی خواموش... 
      +به به ، همون مهندسی کشاورزی میشه؟ 
      محصولات ارگانیک رو عشق است 😍 
      +خب من خودم طرفدار این کانال هام که محصولات خوراکی خونگی میفروشن... 
      بذار تو اینستا چن تا هستن بهت معرفیشون کنم ... 
      @helly.jam
      @mahi_koocholu
      @mazehkade
      @sweet__lavender
      +تا کارت بگیره ممکنه طول بکشه ، اما قطعا طرفدار زیاد داره
  • جناب دچار
    چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶ , ۱۵:۲۶
    سوال خوبی پرسیدین
    دارم بهش فکر میکنم
    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۱۵:۴۲
      فکر کنین :) 
      اولین چیزی که به ذهنتون میرسه ، اونیه که از همه بیشتر بهش علاقه دارید
  • جناب دچار
    چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶ , ۱۵:۵۰
    استاد دانشگاه یعنی؟ :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۱۶:۴۱
      اتفاقا خیلی بهتون میاد
  • خاله ریزه
    چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶ , ۱۵:۵۴
    قطعا و بدون شک موزیسین میشدم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۱۶:۴۱
      :) منم میومدم کنسرت هات 
  • گوناگون
    چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶ , ۱۶:۰۶
    خیلی خوبه که ادم به ارزوهاش مخصوصا به شغلی که دوست داره برسه ولی بنظرم خیلی وقتها این روزگار و زمانه هست که موقعیت ادمها رو مشخص میکنه که کجا باشن و چکاره شن البته فکر کنم به این هم بستگی داره که خود ادم هم چطور ادمی باشه و چطور رفتار کنه و خدا و بنده های خدا ازش راضی باشن یا نه اینطوریه که ادم توی موقعیتش خوب یا بد قرار میگیره نمدونم حرفم رو قبوا داری و بهت ثابت شده یا نه بهر حال ان شالله که خدا کمک کنه و عاقبت هممون بخیر باشه ان شالله
    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۱۶:۴۳
      دقیقا روزگار و زمانه نقش خیلی پررنگی در تعیین جایگاه و موقعیت هرکدوم از ما داره... و نمیشه انکارش کرد...
       اگر هر کدوم از ما جای هم دیگه باشیم موقعیت و جایگاهمون قطعا تغییر میکنه... 
      الهی آمین
  • جناب دچار
    چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶ , ۱۶:۴۲
    ممنون
    الان باید چیکار کنم؟ :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲ اسفند ۹۶، ۱۶:۴۴
      هیچی 
      بهش فکر کنین :) 
      فکر کنم جزو شغل هاییه که میشه هم بهش رسید و هم کنار باقی شغل ها همزمان داشتش... 
      یا حداقل چیزی مشابه استاد دانشگاه...
  • رکسانا
    پنجشنبه ۳ اسفند ۹۶ , ۰۱:۰۳
    سلام من خواننده تقریبا جدید و البته خاموشتون هستم الان شغلی ندارم چون فعلا درس میخونم ولی خیلی دوس دارم جهانگرد بشم البته سعی میکنم دراینده در کنار شغلم کشورهای مختلفو تا جایی که بتونم بگردم ولی خوب اسمشو نمیشه گذاشت جهانگردی دیگه میشه همون مسافرت معمولی
    • author avatar
      دلژین
      ۳ اسفند ۹۶، ۱۷:۵۱
      سلااام 
      خوش اومدیییی
      منم قصد سفر دارم وقتی درسم تموم شه ! .خیلیییی خوبه... 
      جهانگردی یه جرات و شهاامت زیاد میخواد 
      @hodarostami 
      رو تو اینستا ببین
  • گل خاتون سابق:)
    پنجشنبه ۳ اسفند ۹۶ , ۰۱:۳۱
    سلام:)فک کنم سوال منقضی شده ولی خب من قطعن و حتمن یه گلخونه ی خیلی بزرگ+یه گل فروشی خیلی شیک داشتم:)و بیشتر وقتمو اونجا میگذروندم❤

    • author avatar
      دلژین
      ۳ اسفند ۹۶، ۱۷:۴۹
      چرا منقضی 
      چ خوب که شرکت کردی... 
      وای گل خونه 😍 وای گل فروووشی 
      فقط توروخدا اگه گل فروشی زدی خوشگل تزیین کنا 
      من خودم مشتریت میشم
  • رکسانا
    جمعه ۴ اسفند ۹۶ , ۲۳:۲۶
    پیجی که گفتین رو دیدم خیلییییی جالب بود😍😍خیلی خوشم اومد ولی من هنوز سنم کمه و اینکه باید اینم درنظر گرفت که این سفرها هزینه ی خیلی زیادی دارن و همچنین بستگی به خانواده هم داره که خوب اجازه بده یا نه میدونین درباره ی سوالتون که پرسیدیدن کلا من ادم خیلی خیلی کنکجکاوی هستم و هرچیزی که این حس کنجکاوی برام ارضا کنه رو دوس دارم هرچیزی که ی جور حس کشف جدید بهم بده من عاشق جستجو و کشف چیزای جدیدم و خوب فک میکنم یکی از اون کارها میتونه  جهانگردی باشه و به بخاطر این حس کنجکاوی زیاد دوس دارم ی پژوهشگر و محقق بشم توی شغلی که دراینده دارم 
    • author avatar
      دلژین
      ۴ اسفند ۹۶، ۲۳:۴۲
      اممم
      میدونی فکر و ذهن ما ادم ها تغییر میکنه و متعاقب اون هم اهدافمون... 
      خیلی خوبه که هدف میذاری و بهش فکر میکنی 
      عالیه 
      و انشاءالله به هرآنچه که دوست داری برسی 
      +گفتم که جهانگرد شدن جدای همه ی این اجازه و این برنامه ها یه شجاعت خیلی خاص میخواد
  • مهندس
    يكشنبه ۶ اسفند ۹۶ , ۰۳:۳۶
    من الان دانشجوی شریفم مهندسی ،ولی از شدت فشار درس و سخت گیری های عجیب نمی دونم دیگ از شریف ب هرحال ی چیزایی شنیدید دیگ...ک انقد ازمون سخت میگیرن و رسما اساتید بنمون میگن ربات و انگاری باید هممون مریم جان میرزاخانی بشیم ...
    من واقعیتش عاشق تعاتر بودمو هستم الانم همیش مشتری چار راه ولیعصرم ...ولی ب اصرار پدر رفتیم ریاضی ک پذ بدیم ب همه بله دختر یکی یدونه شریف میخونه ،حتی سر کلاس بازیگری بازیگر های مشهوریم رفتم حتی بهم پیشنهاد بازیم شد اما شریف نمیذاره...
    من از دروس خشک و بی حال ریاضی و‌مهندسی خوشم نمیاد روح من نمیتونه انقد اهل ریاضیات باشه وویی اونم مثلا ریاضی ک دکتر شهشانی بگ از بس سختتتته البت خودشون استاد عشقین:))نبینن بندازن :)) ،الان ی دختر ۲۱ساله هستم ک موهام ۴۰درصدش سفیده سفیده ن من اکثر ماهایی ک شریف هستیم اختلالات روانی داریم:))اما دروغ چرا شریف خوبی هایمم داره ولی سختیش انقد زیاده ک نمیذاره خوبی هاشو دید...
    ببخشید من تصادفی الانم تو جادم اومدم وبتون...و این پست شما باعث شد انقد درد و دل کنم وگرنه اگ خابگا بودم داشتم مدار هامو حل میکردم با اعداد موهومی:))
    من بازیگر تعاتر و‌سینما میشدم اگ بابام میپذیرفت ،شریف واس من خوب نی
    • author avatar
      دلژین
      ۶ اسفند ۹۶، ۱۲:۱۳
      سلام...
      میدونی من برا شماهایی که شریف و تهران و دانشگاه های برتر اینچنینی درس میخونین خیلی احترام قائلم ، چون کنار اون هوش بالا ، یه سعی و تلاش و ممارست عجیبی دارین ...
      من خودم آدم باهوشیم ، ولی اصلا تلاشگر نیستم ! همیشه هم میگم به هرچی که میرسم فقط به واسطه هوشمه ! اگر تلاش کنم خیلی همه چیز متفاوت میشه ‌...
      کلا آدمیم که اول زندگیه برام مهمه ... 
      یه کمم خل میزنم و به قول مامانم یاغیم و  هرچی رو باهاش حال نکنم ، از آدم بگیر تا رشته و شغل و حتی خونواده جلوش وای میسم و شده دور میندازمش ، فکر کنم از بابام به ارث بردم این حالت رو  ... 
      آدم مثل من زیاده تا دلت بخواد ...
      اما مثل تو تلاشگر خیلی کم داریم...
      ولی خب من به هرکی برسم میگم بیخیال برو حال زندگیت رو ببر :)) 
      +برات از ته دل آرزوی موفقیت دارم 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان