تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


شب که رسیدم زنگ زدم مامان فهمیدم یه کاسه ای زیر نیم کاسه اس...

خوابم نبرد...

تا دل و زدم به دریا گفتم زنگ میزنم موبایلش، اگر خاموش باشه که معلومه خوابه، اگر روشن باشه قطعا یه چیزی شده... 

زنگ زدم...

حدسم درست بود...

مامان بزرگ هوشیاریش رو از دست داده...

و من چقدر آدم مزخرفیم که فقط دارم دعا میکنم که خدایا ببرش‌‌‌...

خدایا ببرش... بسه... 

:) 

نه ناراحتم ، نه هیچی...

فقط دلم میخواد تلفنم زنگ بخوره و بگن برای همیشه رفت و آروم گرفت ... 

دلژین ۲۹ دی ۹۶ ، ۰۲:۴۲ ۲۳ ۳۷۵

نظرات (۲۳)

  • گلاویژ ...
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۰۳:۴۱
    چه شرایط سختی هم برای خودشون هم اطرافیان... 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۰۴:۲۹
      دعا کنید راحت شه از عذاب زندگی ... 
      خودش که هوشیاری نداره فعلا متوجه چیزی نیست خداروشکر 
  • ستاره جان
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۰۵:۲۶
    چی بگم؟ 
    الهی زجر نکشه
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۰۷:۳۸
      خیر ترین اتفاق ممکن براش مرگِ در حال حاضر 
      خداروشکر gcs 3 و چیزی متوجه نیست...
  • بانوی عاشق
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۰۵:۳۵
    خدا هیچکس رو اسیر تخت نکنه
    ان شالله هرچی خیره براش رقم بخوره
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۰۷:۳۸
      انشاءالله
  • محبوبه شب
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۰۶:۰۶
    مثل بی بی من :(
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۰۷:۳۸
      خدا رحمتشون کنه ❤
  • Iiiiii
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۰۸:۱۰
    مرگ وزندگی دست خداست انشاا...هرچی خیره همون بشه بعضی وقتا مرگ‌بهترین راهه ربطی به مزخرف بودن ادما نداره 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۰۸:۱۴
      مرگ خودش یکی از اتفاقات خیره
      و این خیر ترین اتفاقیه که میتونه برای مادربززرگ من بیفته
  • احسان ..
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۰۹:۰۸
    به مرگ هیشکس نباید راضی باشیم
    حتی اگر ضجر میکشه ولی خودش دوست داره یه روز بیشتر عمر کنه
    درست مثل ما..وقتی که خودمونو جای طرف مقابل بذاربم
    خدا خودش کارشو بلده..ما دعا کنیم که خوب بشه...
    آدمای زیادی بودن تا دم مرگ هم رفتن ولی همه علائم حیاتیشون برگشته
    چرا دعای خوب نکنیم برای هم
    همه اینا رو با فرض سختترین شرایط جسمی برای مادربزرگتون نوشتم
    انشالله که حالشون خوب بشه
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۰۹:۳۹
      من نظرم متفاوته خب...
      میدونم که خوب نمیشه... تو کتاب قصه که زندگی نمیکنیم ... حالا دعا کن ، دخیل ببند ، نمیشه... مریض ۸۵ ساله که مغزش از بین رفته الان ، علایم حیاتیشم بمونه * ب چ دردش میخوره؟؟؟ جز عذاب بیشتر ؟ 
      برا چی باید دعای الکی کنم که خوب شه !الان که  سکته وسیع مغزی و قلبی کرده بگم خدایا خوب شه ؟ بعد به فرض به هوشم بیاد ! خب ک چی ؟؟ مگه دیوانه ام همچین دعایی بکنم ! اصلا گیریم دعا هم بکنم ، معلومه که دعای بیخودیه ! مثل این میمونه هر روز بشینیم دعا کنیم که خدایا این ظرف سرکه رو تبدیل به عسل کن! 
      نه من میگم مرگ خیره ! واقعا خیره... برای همه هم خیره ، چه جوون چه پیر...
      همیشه میگم این خیر به موقع برسه برا همه...
      و الان تشخیص میدم که بهترین موقع اس برای رسیدن این خیر ، شاید حتی دیر هم باشه دیگه  :) 
      و از ته دلم خوب شدن نمیخوام ... واقعا نمیخوام! اصلا بدترین دعای ممکنه اس برام تو این شرایط... فقط میگم خدایا آرومش کن ... 
      خوب ترین دعای ممکن الان آرامش مادربزرگمه :) 
  • دریا _ گاه نوشته های من
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۰:۱۴
    مادر بزرگ منم لگنش ترک برداشت خیلی زجر کشید
    دعا می کردم هر چه صلاح می دونه همون بشه


    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۱۳:۰۹
      خدا رحمتشون کنه... 
  • نادیا
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۲:۵۸
    عزیزم حرص نخور شما از دید علمیش میدونی امکان نداره هرآدمی حالا نه حتی مادربزرگ شما با این وضعیت جوری بشه که برگرده به زندگی که مثلا موقع ٥٠ سالگیش داشت ، ولی خب متاسفانه مردم ما عادت کردن به اینکه همه چیو ربط بدن به دین غیر واقعی که صرفا حرف یه عده آدم عالم نماست . در آخر هم اینکه فردی که gcs :3 داره احتمال برگشتش خیلی خیلی کمه 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۱۳:۰۸
      سلام
      حرص برا چی 
      هرکس از نگاه و دنیای خودش نظر میده دیگه... یکی از جانب دین و خدا و پیغمبر یکیم مثل من اعتقادی نداره به معجزه تو این شرایط و از نطر علم... جفتمونم نظر هم رو نخواهیم پذیرفت... 
      میدونم برنمیگرده... الان دیگه انتوبه هم شد ، احتمالا به زور انتوبه چند روز بیشتر بمونه... ولی برنمیگرده... 
      درست میگی؛اونم با این سن... اگه جوون ۴۰ ساله بود یه چیزی... 
      میدونی خیالم راحته چیزی نمیفهمه آرومم... 
      دیگه دعا کن ب ارامش کامل برسه.... 
  • محبوبه شب
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۳:۱۰
    فوت نشدن -_-
    ولی مغزشون کوچیک شده به طوری که خاطرات گذشته رو خوب یادشه ولی اتفاقایی که چند روزه پیش افتاده رو یادش نیست.
    این در صورتیه که خیلی ناتوان شدن و به عینه میبینم چقدر عذاب می کشن :(:
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۱۳:۱۴
      الهی‌‌... میدونم مادربزرگ منم همینجوری شدن تو چند ماه اخیر 
      خدا بهتون قدرت بده برای پذیراییشون‌❤❤❤
  • آقای خاص
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۴:۰۶
    فکر میکنم درست نباشه برای رفتن و مرگ کسی دعا کرد حتی وقتی امیدی به موندنش نباشه. لااقل دعاکنید اگه مرگش میرسه به آسونی و آرومی بره. خانم دکتر اینتوبه چیه؟
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۱۵:۵۵
      این تفکر که همه اتون میگین که مرگ کسی رو نخوایم فقط از این جا نشات میگیره که مرگ رو بد و شر میدونین... ولی اگر بدونین که مرگ جزو خیره دیگه این حرف رو نمیزنید 
      +لوله گذاشتن برای وصل کردن به دستگاه تنفس مصنوعی
  • ستاره جان
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۴:۴۹
    3؟!
    پس تمومه که
    ببخشید رک گفتم 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۱۵:۵۴
      اره میدونم تمومه 
      ستاره فک میکنی چند روز بکشه با این وضع انتوبه و اینا؟
  • دست نویس
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۴:۵۳
    نمی دونم چی بگم
    ان شاءالله که ایشون عاقبت بخیر شه
    موفق باشید
    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۱۵:۵۳
      ممنون
  • x
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۶:۰۰
    میدونی ؟ واسه ادمی مثل مادر بزرگت که می گفتی تمام کارهاشو خودش می کرد و چقدر باسلیقه و مرتب بود ,زمین گیر شدن مرگ تدریجی و زجرکش شدن بود , دیگه الان هم که هوشیاریشون ... 

    • author avatar
      دلژین
      ۲۹ دی ۹۶، ۱۶:۱۱
      خیلی زجر کشید این ۷ ماه... خیلی ...
      دیگه بسشه واقعا...
  • آقای خاص
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۸:۳۴
    بازم معتقدم نباید مرگ کسی رو خواست. شایدم برای گاهی درست باشه نمیدونم. 
    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ دی ۹۶، ۱۶:۲۶
      نمیدونم
  • واران ...
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۹:۱۹
    با توجه به عنوان :
    نه نمیشه اصرار هم نکن :))

    ولی یه راهکار داره که اونم شرط داره که بشه بله :))
    اگر شرطش رو قبول میکنی میگم‌ بهت چکار کنی؟! :))

    حالا چند سالشونه مادر بزرگ نازنین تون ؟
    من چقدر دوست داشتم الان جای تو بودم:) 
    دبیرستانی بودم که هر دو مادربزرگم رو از دست دادم.
    مادر مادرم رو خیلی خیلی دوست داشتم :)

    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ دی ۹۶، ۱۶:۲۷
      خداروشکر که جای من نیستی 
      +خدا رحمتشون کنه
  • آقای خاص
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۱۹:۲۸
    مرگ خیره. اما لحظه مردن خوب و بد داره اینو که قبول دارین؟اینو دیگه نمیشه منکرش شد
    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ دی ۹۶، ۱۶:۲۷
      هیچ کس نمیدونه اونور چ خبره که بخواد از لحظه ی مرگ و بعدش بیاد تعریف کنه
  • "حانیه :)"
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۲۰:۵۴
    سلام مهربون انشاءالله خوب میشه توکل به خدا 
    امروز امتحان هام تموم شد... 
    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ دی ۹۶، ۱۶:۲۷
      خداروشکر 
      موفق باشی
  • ملیکا
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۲۲:۴۲
    امیدوارم که راحت شن چه با رفتن چه با سلامتی...
    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ دی ۹۶، ۱۶:۲۸
      ممنون
  • سویل :)
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۲۳:۲۳
    انشاءالله هرچی خیره براشون پیش بیاد و حال دل شما هم آروم باشه ...
    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ دی ۹۶، ۱۶:۲۸
      ممنون
  • x
    جمعه ۲۹ دی ۹۶ , ۲۳:۳۴
    تعجب کردم از نظر اکثریت دوستان و سرزنش هاشون . 
    هر اتفاقی تو زندگی خوبه به شرطی که " به موقعش " واسه هر کس بیفته نه دیرتر نه زودتر . مرگ هم همین طوره . 
    مرگ واسه کسی که نقطه ی اوج زندگی و تواناییش روگذرونده شیرین ترین اتفاقه , واسه کسی که عارعاری بوده و تمام کاراش رو خودش می کرده حالا باید منتظر شه بچه هاش سر نگهداریش بحث کنن و بهونه بیارن و  حس کنه  سربار دیگرانه و دیگه مرگ شیرین ترین اتفاقه . 
    فقط از خدا میخوام مادربزرگت ارامش داشته باشه و جای خوبی باشه :) 
    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ دی ۹۶، ۱۶:۲۸
      مرسی x عزیزم
  • ماهی کوچولو
    شنبه ۳۰ دی ۹۶ , ۰۹:۴۰
    منم همین حس رو داشتم وقتی خاله بابام یک ماه با کلی زخم بستر و عفونت ناشی از بی توجهی بقیه... تو کما بود و من دوست داشتم فوت شه عذاب نکشه
    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ دی ۹۶، ۱۶:۲۸
      اوهوم....
  • خاله ریزه
    شنبه ۳۰ دی ۹۶ , ۱۲:۱۷
    الهی که هر چی صلاحشه بشه:(

    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ دی ۹۶، ۱۶:۲۸
      مرسی...
  • گوناگون
    سه شنبه ۳ بهمن ۹۶ , ۱۱:۴۳
    کاملا میفهمم چه حس و حالی داری و چقدر نگرانی و گاهی اعصابت خورده چون خودم هم توی این شرایط بودم موقعی که بابام مریض بود مخصوصا این اخرا که انقدر ضعیف شده بود که نمینونست خودش حتی توی جاش جابجا بشه دیه روزای اخر با هر صدایی اعصابم بهم میریخت با صدای زنگ در صدای زنگ تلفن صدای ماشینی که از پنجره میشنیدم مخصوصا ماشینی که نزدسک خونه ترمز میکرد و وای میستاد
    دو سال قبلشم که مامان بزرگم مامان مامانم مریز بود همچین حالی داشتم 
    خدا ان شالله به هیچکس مریضی نده و سلامتی هیچ کس رو ازش نگیره الهی که هر کی هم که مریضه خدا بهش سلامتی بده الهی امین
    • author avatar
      دلژین
      ۴ بهمن ۹۶، ۱۳:۱۰
      خدا رحمت کنه پدر گلت رو...
      واقعا همینه... با کوچکترین صدایی میپرم....
      الهی آمیییین 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان