تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


بالاخره بعد از ۱۵روز برگشتم شهر دانشجویی...

صبح سوار قطار شدم ، همه چیز اولش خوب بود... کنارم یک خانم دانشجو بود و روبه صورتم یک پسر دانشجو...

اتوبوسی بود قطار و صندلی ردیف اول رو به باقی صندلی ها بود...

دو ردیف بالاتر سمت چپ یه آقایی نشسته بود که از لای صندلی از همون اول هعی من رو نگاه میکرد... 

منم داشتم درس میخوندم و اولش برام اهمیت نداشت... 

نزدیک دو ساعتی گذشت دیدم نه ! آقاهه دو ساعت تمامه داره نگاه میکنه...

عصبی شدم دیگه...

نه میتونستم درس بخونم ، نه میتونستم نگاه های اون حیوون رو تحمل کنم...

یه کم گذشت با عصبانیت نگاهش کردم و گفتم شما مشکلی داری ؟؟؟؟ 

بر و بر من رو نگاه کرد و برای چند دقیقه ی نگاه کثافتش رو برداشت و رو کرد به پنجره...

دوباره مشغول درس خوندن شدم...

یه چند دقیقه بعد سرم رو آوردم از جزوه ام بالا ، دیدم حیوان نر باز داره نگاه میکنه ! 

یه کم صبر کردم دیدم نه ! ول نمیکنه ! 

یه نگاهی به بقیه ردیف ها انداختم ، دیدم دو تا صندلی ، ۴ تا ردیف عقب تر از من خالیه... 

وسائلام رو جمع کردم رفتم اونجا نشستم ! 

نشستم از شیار بین دو تا صندلیم دیدم مردک حیوون خودش رو کج کرده از وسط دو تا شیار از اون فاصله باز داره نگاه میکنه ! 

یعنی کارد میزدین خونم در نمیومد ! یه خانم ردیف کناری با دخترش نشسته بود ، اون ردیف اصلا دید نداشت ...

اونقدر عصبی بودم و از نگاه کثیف اون مرد حالم بد بود به خانومه بلند گفتم ببخشید میشه جاتون رو با من برای یه مدت کوتاه عوض کنید ؟؟؟ 

چند ساعته دارم نگاه های هرزه ی آقایی رو تحمل میکنم ! از رو نمیره ! 

خانومه هم چادری بود و سن دار،  از جاش پرید گفت بیا بشین اینجا من میشینم جای تو ببینم کی جرات داره نگاه کنه! :)) 

هیچی یه،نیم ساعتی نشستم و راحت شدم واقعا ... 

بعد یه ایستگاه مسافر گرفت ، که جاشون اون صندلی خالی ها بود ، مجبور بودم بلند شم تا خانومه بیاد سر جاش ...

خدا خیر بده خانومه گفت من میرم صندلی تو میشینم ، تو بشین پیش دختر من ! 

چرا نگاه بعضی مردها اینقدر کثیفه ؟؟؟ 

اونقدر عصبی بودم که اگر تفنگ داشتم یه گلوله میزدم وسط پیشونیش...

یا تو ذهنم تصور میکردم سرویس قطار موقع سرو چای و قهوه، این ظرف آب جوش گنده اشون چپه میشه روش و کل صورتش میسوزه و من دلم خنک میشه ! :)) 

الهی بمیرن همه ی حیوون های نر مریض ! 

هووف ! 

دلژین ۱۵ دی ۹۶ ، ۱۵:۱۴ ۲۵ ۱۸ ۳۲۲

نظرات (۲۵)

  • واران ...
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۵:۲۱
    الهی آمین .



    +
    من پستتو خوندم عصبی و ناراحت شدم چه رسد به تو :|:((

    واقعا باید برن بمیرن !!
    یعنی مرگ هم براشون مجازات کمی است!!
    اینا رو باید عینهو نادر شاه که چشم ها رو  با آهن داغ میسوزوند و کور میکرد با آهن داغ سوزوند و کور کرد والا !!
    که هم خودشون راحت باشن هم باقی ملت‌!!

    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۱۵:۲۳
      اخ گفتی 
      دلم میخواست کورش کنم !!! 
  • soolin :)
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۵:۴۱
    اه اه الهی خفه بمیرن یه همچین ادمایی....
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۱۵:۴۴
      الهی واقعا ! 
  • آقای خاص
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۵:۵۷
    خب شمام یه ده دقیقه ای چشم تو چشم نگاه میکردین شاید از رو میرفت:))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۱۵:۵۸
      اون وقت فکر میکرد خوشم اومده لابد :/ 
  • آقای خاص
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۶:۰۰
    نه با نفرت نگاهش میکردین طوری که متوجه شه
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۱۶:۲۱
      کسی که اونقدر پرروئه که جلو همه بهش تذکر میدم باز ادامه میده این چیزا حالیش میشه ؟؟
  • آقای خاص
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۶:۰۳
    میشد از جات بلند شی بری بزنی زیرگوشش چی میشد مگه. اینطوری به خودش میومد
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۱۶:۲۲
      وقتی یکی اینجوریه 
      تو بزنی زیر گوشش 
      شده هزار تا دردسر درست میکنه 
      این کارا رو تو فیلما میشه کرد فقط
  • Iiiiii
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۶:۴۴
     کامنت من برای پست قبل نیومد؟؟ب نظرم وسط قطار باید ابروش رو میبردین عوضیا
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۱۶:۴۵
      نه نیومد .
      راستش ترسیدم چون تنها بودم و همون شهر دانشجوییم حدس میزدم پیاده شه 
      گفتم دردسر نشه برام
  • بق بقو
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۶:۵۹
    هووف چقد پرو بوده :// حتی قابل تصور نیس این حجم از پرویی اح :/
    خیلی خوب شده جاتو عوض کردی
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۱۷:۱۷
      راه دیگه ای نداشتم واقعا عصبی شده بودم 
  • محبوبه شب
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۸:۰۹
    مرتیکه ی هرزه -_-
    همون "حیون نر" برازنده ی ایناست :/

    + الان خوبی؟
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۲۰:۱۳
      اره خوبم 
      باور کن تا عصری هنوز عصبی بودم 
  • پشمآلِ پشمآلو
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۹:۳۵
    خیلی بضیا واقعا مریض و آشغالن
    فک میکنم هر زنی با هر شکل و شمایلیم باشه حداقل یبار تو زندگیش همچی تجاوزاتیو تحمل کرده
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۲۰:۱۳
      اصلا براشون شکل و شمایل تفاوتی نداره این حیوون ها
      نه بی حجاب بودم امروز 
      نه حتی یه رژ لب داشتم ! 
  • ماهی کوچولو
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۹:۴۱
    بیا بشین اینجا من میشینم جای تو ببینم کی جرات داره نگاه کنه!

    اینجا منتظر بودم زنه نانچیکو در بیاره :)))) 
  • x
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۱۹:۵۴
    دلژین فقط یه زن ,یک دختر می فهمه معذب شدن از نگاه یه نر و مریض یعنی چه ..
    شده تو پیاده رو راه می رفتم واسه پنج ثانیه نگاهی دیدم که کل تنم به لرزه افتاده اونم جایی که شلوغ بوده نه خلوت ... 

    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۲۰:۱۴
      دقیقا 
      اصلا چشمهاش و نگاهش کریه ترین چیزی بود که فکر میکنی
       
  • ستاره جان
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۲۰:۰۹
    کثافت لجن ِ ...ن! 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۲۰:۱۵
      حیوونن... 
  • آسـوکـآ آآ
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۲۰:۲۶
    خیلی لعنتین این نگاها
    فکر این آدما
    خود این آدما ....
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۲۲:۵۴
      خیلی...
  • ام اسی خوشبخت
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۲۰:۳۷
    بعید میدونم حیوون ها چنین کاری با هم نوعانشون بکنن. انسانی که نتونه جلوی نفسش رو تا این حد بگیره, از حیوون بدتره.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۲۲:۵۴
      واقعا‌.... از حیوون پست تر 
  • محبوبه شب
    جمعه ۱۵ دی ۹۶ , ۲۱:۲۹
    می فهممت بالام جان.
    چون منم همینجوری میشم و ساعتها عصبیم واسه همین جویای احوال روحیت شدم.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ دی ۹۶، ۲۲:۵۳
      خداروشکر خوبم الآن دیگه 
      مرسییی
  • شیوا
    شنبه ۱۶ دی ۹۶ , ۰۱:۱۰
    واقعا کی میخواد تموم بشه این مسخره بازیا از دست این ادما نمیدونم تو قطار اتوبوس حتی خیابون تمومی نداره 
    خودشون خسته نمیشن واقعا 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ دی ۹۶، ۱۵:۱۳
      من ۵ ساله دا رم میرم و میام 
      تو قطار اولین بارم بود با همچین چیزی مواجه میشدم 
      فک کن ۴ ساعت تمام نگاه میکرد !!! 😑 مریض بود واقعا
  • آنیا بلایت
    شنبه ۱۶ دی ۹۶ , ۰۱:۲۰
    ای کاش می‌شد با اینجور رفتارها و اینجور نگاه‌ها یه برخورد قانونی و جدی بشه... ای کاش اون جرات و پشتوانه قانونی و قدرت و پی‌گیری برای شکایت و مجازات اینجور رفتارها ، وجود داشت. شاید بدیِ چنین چیزی برای جنس مخالف یا اون اشخاص مریض به هیچ وجه قابل درک کردن نباشه، ولی واقعا نیازه. این نگاه‌ها و رفتار ها برای همه‌جور خانمی با همه جور پوششی هم اتفاق میوفته.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ دی ۹۶، ۱۵:۱۲
      هعی 
      کدوم قانون میاد از من حمایت کنه که این نر به تو نگاه کرد ! 
      اصلا میخندن میگن مگه نگاه کردن جرمه... 
      واقعا این ها آزار دهنده اس
  • mona
    شنبه ۱۶ دی ۹۶ , ۰۸:۴۸
    سلام بر گل دکتر جانمان
    چقدر یاد فیلم هیس دخترهافریاد نمیزنن افتادم
    بعضیا هرغلطی میکنن فقط صرف اینکه نر هستن...
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ دی ۹۶، ۱۵:۱۱
      اوهوم...
  • جناب دچار
    شنبه ۱۶ دی ۹۶ , ۰۹:۱۹
    شاید یاد یکی مینداختیش خب! :)
    + پریشب فیلم سرگیجه ی هیچکاک رو دیدم :))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ دی ۹۶، ۱۵:۰۸
      گمشه با اون چشماش 
      +ندیدم 
      خوبه ؟
  • بانوی عاشق
    شنبه ۱۶ دی ۹۶ , ۱۱:۰۸
    من ی مدت خیلی خجالتی بودم
    سال آخر دبیرستان بودم ی نر دنبالم افتاده بود ازترس داشتم سکته میکردم
    اما زندگی دانشجویی منو پر رو کرد و دیگه اگه نری دنبالم میکرد نمی ترسیدم
    خیلی راحت دکش میکردم
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ دی ۹۶، ۱۵:۰۷
      اره منم بچه تر بودم خیلی میترسیدم 
  • گوناگون
    شنبه ۱۶ دی ۹۶ , ۱۱:۴۲
    اخ گفتی بعضیها واقعا انگار خلق و خوی انسانی ندارن و فکر میکنن همه مثل خودشون اهل بعضی چیزها هستن
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ دی ۹۶، ۱۵:۰۷
      هعی..... 
  • جناب دچار
    شنبه ۱۶ دی ۹۶ , ۱۵:۱۵
    یه جای فیلم شخصیت اصلی یه خانمه رو با خانمی که دوستش داشت و مرده اشتباه میگیره! :)
    و به زور میره توی اتاقش در هتل...

    + به عنوان فیلمی که 60 سال پیش ساخته شده خوبه :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ دی ۹۶، ۱۵:۱۶
      میبینم حالا :) 

  • فاطمه
    شنبه ۱۶ دی ۹۶ , ۱۸:۲۷
    اون لحظه که خودشو کج کرد از لای شیار صندلیا کاملا میتونم تصور کنم و باهربار تصور حالت تهوع بهم دست میده:| چقدر تباهن بعضیا چقدررر مریض
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ دی ۹۶، ۲۰:۵۶
      هوووف‌‌‌‌‌.....
      تباه رو خوب اومدی 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان