تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


به من خلاف نیومده ... 

یه دو ساعتی تام و جری رفته بودن جایی، ماشین موند تو خونه و من و حوصله ی سر رفته ... 

گفتم برم نیم ساعت یه دوری بزنم یه بستنی ای بخورم ...

یه بستنی فروشی نزدیک خونمون باز شده بود ، رو مخم بود برم ... (بستنی هاتون آب شه الهی! ) 

آقو هر چییییییی همسایه بود ما رو دیدن پشت فرمون و سلام و علیک و ... 

فقط دونالد ترامپ مونده بود جلوم سبز بشه ... 

واسه خودم رفتم یه دوری زدم و برگشتم ، 

تو پارکینگ از ماشین پیاده شدم ، اتفاقی دیدم ماشین یه کم پخ پخ شده ...

قطعا کار پدر گرامیه ، 

میگم از چند روز پیش تا به حال تو سکوت خاصی فرو رفته ، نگو ماشین اتاق فرمون رو پخ پخ کرده... 

فقط شانس بیارم همسایه ها نگن من رو با ماشین دیدن ، وگرنه قطعا این خوردگی ماشین میفته گردن من که هیچ ، یه قشقرقی راه میندازن که چرا بی گواهینامه و مدارک ماشین (گواهی نامه ام شهر دانشجوییه و دو سالم از اعتبارش گذشته ) نشستم پشت فرمون ! 

شانس ندارم که ؛ یه بستنی خوردم کل شهر فهمیدن ! 


دلژین ۱۱ دی ۹۶ ، ۱۳:۳۰ ۱۹ ۲۵۶

نظرات (۱۹)

  • واران ...
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۳:۴۲
    :دی 
    الان صغری خانوم:دی 
     مامانتون رو میبینه سلام میکنه و بهش میگه :
    به به ماشاء الله عجب دختری دارین ؟:))
    امروز پشت فرمون نشسته بود هی براش صدقه و صلوات فرستادم:دی  :))

    ماشاء الله خدا حفظش کنه :))))


    +
    شک نکن این خوردگی ماشین  رو پای خودت میندازن :دی :))

    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۱۳:۴۷
      خدا رحم کنه ! 
      +بابام گلدون شکونده بود یه بار ؛ انداختن گردن من ! :/ دیگه این که جای خود داره :)))
  • آرتمیس ‌‌
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۳:۴۵
    شما بستنی خوردی، مال ما آب شه؟ :(

    بستنی که نوش جونت، ولی تا اومدن خونه، بگو عه مامان چرا ماشینت اینجوری شده؟! بعد دیگه رو میشه کار کیه! دیگه حتی بفهمن تو بیرون بودی باز هم مهم نیست 😊
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۱۳:۴۸
      اونوقت نمیگن تو ماشین رو کجا دیدی ؟؟؟ 
      نمیگن برا چی من باید برم پارکینگ ماشین تماشا کنم آخه :))) ؟ 
  • آرتمیس ‌‌
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۳:۴۹
    اصلا راستشو بگو، بگو خواستم برم بیرون با ماشین دیدم اینجوری شده :))) اگرم میتونی دروغ بگی بگو اینو که دیدم نرفتم دیگه! خخخخخ
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۱۳:۵۱
      من اصلا خبر ندارم ! من اصلا رانندگی بلد نیسسستم ! وااالاع 
      این همسایه هام پیر شدن ، توهم زدن ! 
  • جناب دچار
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۳:۵۵
    حالا واقعا کار خودت نبود>؟ :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۱۳:۵۸
      شماها شک دارین دیگه واویلا به اتاق فرمون !!! 
  • واران ...
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۳:۵۶
    احیانا تو خونتون دیواری کوتاهتر از دیوار تو پیدا نمیشه :دی 
    دلژین مواظب خودت باش :)))
    وصیت چیزی داری بوگو :دی :))
    ما به گوش جان اطاعت امر میکنیم ها :دی :))







    +
    یاد خاطره بچگیم افتادم :))
    بچه بودم جارو برقیمون از دستم افتاد دسته اش یه کوچولو  شکست :دی 
    از ترس صدام در نیومد :دی 
    بیشتر هم از ترس داداشام بود که جو رو  الکی متشنج میکردند که مثلا من دعوا بشم برای همین سکوتو ترجیح دادم تا همین ده دوازده سال پیش دیگه اعتراف کردم تقصیر من بوده :دی 
    بهشون هم گفتم فقط تقصیر داداش کوچکم بود از اون بیشتر میترسیدم که جوسازی کنه :))))
    تازه فهمید بازم جو رو متشنج کرد ناملد :دی :))

    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۱۳:۵۹
      منم یه کاری کردم تو نوجوونی که پارسال پیارسال اعتراف کردم جریان چی بوده :دی 
      نمیگم چون بدآموزی داره :)) 
  • جناب دچار
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۴:۰۱
    خب ممکنه هوش و حواست سمت بستی فروشیه بوده به صدای خوردن ماشین دقت نکردی! :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۱۴:۰۳
      نه بابا دیگه خنگ که نیستم ! :)) 

  • واران ...
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۴:۰۲
    بیا تو در گوش خودم بوگو :دی :))

    احیانا نرفتی بسمت سیگار ؟:دی :))


    +
    به اتاق فرمون بگو راست و حسینی همه چی رو :))
    اینجوری حداقلش کمتر مجازات میشی :دی 

    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۱۴:۰۴
      نه بابا :))) 
      +نه هیچی نمیگم :))) ولش کن :))) 
      الان هیچی نگم همون میفته گردن بابام :دی
  • واران ...
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۴:۰۸
    شوخی کردم ها :)
    ناراحت نشین :))


    باشه :)

    بنده خدا باباتون :)))
    از کجا معلوم باباتون بوده اونوقت ؟:)))

    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۱۴:۱۳
      نه خب سیگار در مقابل اون کارم خوبه باز :دی 
      +قیافه اش داد میزنه یه خرابکاری کرده خدایی 
  • واران ...
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۴:۱۱
    کامنت جناب دچار نشون میده که خودشون چندین بار احتمالا این اتفاق براشون افتاده :دی 


    @
    جناب دچار 
    انصافا چند بار هوش و حواستون رفته سمت بستنی و از این اتفاقات براتون افتاده ؟:دی 
    بیاین بگین :)))))
    قول میدیم لو نرین :دی :))))

    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۱۴:۱۳
      اخ اخ اخ 
      گل گفتییییییییییی  
      :)))
  • ستاره جان
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۴:۱۶
    یا خدا 
    بستنی تو این هوا؟ 
    داداش کوچیکم اومد تو ذهنم :) الان سربازیه :( چقدر قبل گواهینامه ماشینها رو برمیداشت 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۲۰:۵۶
      گرمه تهران بابا ...
      :))
  • هَشْتْ حَرْفى
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۴:۲۳
    جدا گلدون افتاد تقصیر شما؟ :))))
    عالی بوده :))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۲۰:۵۶
      وای آرهههه 
      هنوز بعد سالها مامانم میگه اون گلدونه رو تو شکوندی :))) 
  • جناب دچار
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۴:۴۶
    اگه دلژین اون موردش رو بگه منم میگم :)
  • tiktik tiki
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۴:۴۸
    ریلکس باشید هیچی ازاین بهترنیست^_^
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۲۰:۵۵
      والاااا
  • x
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۵:۳۱
    ای جون :))
    اصن کارای فوق سری همین جور میشه همه خبرداررر
     
    یه بار خالم یواشکی همسایشون رفته بود سفر  ( همسایشون زیادی فضوله) بعد فکر کن هزار کیلومتر اونورتر یه نفر اشنا اینا رو دیده بود رفته بود به همسایه ی فضول گفته بود :)))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۲۰:۵۵
      وااای این دیگه تهش بوووود 😂😂😂😂
  • خانوم فاف
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۵:۴۶
    اومدن خونه به یه بهونه مامانتو ببر بیرون. بعد تو پارکینگ بگو عهههه مامان کی این ماشینو زدی تو دیوار؟ 😎😎😎

    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۲۰:۵۴
      رفتیم بیرون 
      دقییییقا همین کارو کردم :)))) 
      الان با بابا دعواشون نشه صلوااااات :))))
  • ماهی کوچولو
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۱۹:۰۲
    :))

    منم بابام زیاد تصادف میکنه از بس که بد رانندگی میکنه 

    اصلا علاقه ای به رعایت حق تقدم نداره

    البته منم ندارم :))))))))) ولی نه اندازه بابام
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۲۰:۵۴
      بابای من از اونور بوم زیاد رعایت میکنه ، از زیادی رعایت کردن تصادف میکنه ! 
  • ماهی کوچولو
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۲۱:۰۷
    من فقط یه جا هست که راه میدم به عابرین مسن و راننده های زن :)) بقیه اش حق با منه :)) 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۲۲:۴۹
      :))) یا خدا
  • جناب دچار
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۲۱:۱۳
    کی دقیقا میری!؟‌:))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۲۲:۴۹
      فعلا تا زلزله ۷ ریشتری هستم اینجا
  • جناب دچار
    دوشنبه ۱۱ دی ۹۶ , ۲۲:۵۱
    درسته بالاشهررو زلزله خراب نمیکنه یکم به فکر ماباش لااقل :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ دی ۹۶، ۲۲:۵۶
      خونه ما که با ۶ ریشترم میاد پایین .
      +خدا نکنه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان