تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


خدایا من و سوسک کن 😐 تهرونی ها چرا اینجوری میکنین آخه! 😐 

دیشب مهمونی بودم...

نزدیک های ساعت ۱ پسرخاله ام گفت زلزله اس فک کنم... :)) 

منم خیلی محترمانه گفتم دهان مبارک را ببند ، توهم زدی ، لاغر کن هعی این چربیهات نرن رو ویبره ... (خیلییی محترمانه عصن :دی) 

دیگه همون موقع ها بود خداحافظی داشتیم میکردیم و تو راهرو بودیم ، یهو دیدم همسایه ها مثل قوم مغول از خونه ها ریختن بیرون ! 

من همینجوری داشتم نگاهشون میکردم (حالا ۱۰ دقیقه هم از زلزله گذشته بودا ! شرط میبندم هیچ کدوم حسش نکرده بودن از فضای مجازی مطلع شدن ) 

یهو یه خانومه بچه به بغل رسید به من، گفتم خانوم ندو میفتی  ! چی شده ! 

گفت زلزلهههه ! 

گفتم باشه ندووو خطرناکه !بچه ترسیده بود شدید! (بعد میگن بچه ها چرا سکته میکنن، خو بالام جان با اون شتاب از پله ها پرواز میکنی با اون حال پریشون بچه هم سکته میزنه دیگه ! )

خیلی شیک گفت ؛ بیشعوور بدووو زلزله! من😑 ، پسرخاله ام در حالی که دلش از فحش خانومه خنک شده :))

هیچی ما رفتیم سوار ماشین بشیم بریم خونه با پسرخاله ، دیدم ملت تو کوچه ایستادن ! اونم کجا ، جایی که پر از ساختمون و تیر چراغ برقه 😑

خیلی مردم عاقلی داریم ، چه جاهای امنی هم پناه میگیرن خدایی :)) 

ما هم ماشینمون بنزین نداشت، گفتم پسرخاله بریم بنزین بزنیم ، تا خونه عمرا نمیرسیم‌ (خیلی دور بود مسیرمون) ...

آقو رفتیم دیدیم ملت همیشه در صحنه ساعت ۱ صبح تو خیابونا ، ویراژ میدن ! گفتم زلزله ما رو نکشه اینا میکشن ما رو ! صف پمپ بنزینا هم پر پر، اصلا امکان بنزین زدن نبود مگر اینکه تا صبح تو صف وای میسادیم ... هیچی دیگه با توکل ب خدا بی بنزین راه افتادیم سمت خونه :)) دیگه گفتم فوق فوقش بنزین تموم میشه میمونیم یه گوشه با این قیافه های مهمونی طور یخ میزنیم و سوژه رسانه ها میشیم :)) 

به خدا همش میترسیدم یکی ازم عکس بگیره موقع سوار ماشین شدن ! :)) 

خلاصه  با باک خالی رانندگی کردیم و با وجود فاصله زیادمون از خونه، خداروشکر حدود ساعت دو و نیم رسیدیم ...

ولی خدایی تهران اگر زلزله ی مخربی بیاد، که قطعا هم میاد ، امداد رسانی اصلااا مقدور نیست ! و خب از ماست که برماست دیگه ... همون یه چیکه آبیم که میشه برسه دست مردم عمرا نمیرسه ! چون کوچکترین راهی نمیذارن مردم برای امداد ... :) و مطمئنا کلی آدم زنده که میشده نجاتشون داد از زیر آوار به خاطر نرسیدن کمک از بین میرن ... و بقیه از قحطی و بیماری و گرسنگی و تشنگی تلف میشن ! وقتی خیابونها به خاطر یه زلزله ۴ ریشتری پر از آدم و ماشین میشه و به خاطر یک زلزله ی ۵ ریشتری کلهم بسته میشه و تا چند روز همچنان پمپ بنزین ها هم شلوغه ، دیگه انتظار نداریم که امداد رسانی هم بشه :) 

اینجا درسته کم و کسری داریم ، خارج و بلاد کفر هم نیست که مثل اونجا بهمون برسن ولی خودمونم جهان هزارمی رفتار میکنیم و همون امدادیم که میتونن برسونن رو راهش رو سد میکنیم :)) 

‌کمی آرامش لطفا ! 


دلژین ۰۶ دی ۹۶ ، ۱۰:۴۹ ۱۳ ۹ ۲۹۷

نظرات (۱۳)

  • جناب دچار
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۱۰:۵۱
    من تازه متوجه شدم که دیشب زلزله اومده!
    + ملت بیشتر از اینکه برای نجات جونشون بیان بیرون برا این میان که از بیرون زلزله رو ببینن :)
    • author avatar
      دلژین
      ۶ دی ۹۶، ۱۰:۵۴
      خیلی مسخره بود ! 
      اغلب حس نکرده بودن زلزله رو ... از جو گیری ریخته بودن بیرون ... 
      +جمله ی باحالی بودا
  • گوناگون
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۱۱:۵۱
    اخ گفتی اگه زلزله امدا رو نکشته ترس و وحشتش و فرار بدجور امدها رو میکشه
    بعدشم قرارباشه خدایی نکرده چیزی بشه همون موقع که زلزله بیاد تا بخ اد امد حالیش بشه که زلزله شده اوار روی سر ادمها خراب شده و میمونن زیر خروارها خاک مثل اون بنده خداهایی که اوی زلزله کرمانشاه کشته شدن خدا بیامرزدشون و همه ی ما زنده هارم خدا عاقبت بخیرمون کنه الهی امین بگذریم خودت خوبی کنار اتاق فرمان و بابا خوش میگزره الحمدلله
    • author avatar
      دلژین
      ۶ دی ۹۶، ۱۳:۰۷
      والا دیشب ۱۲ نفر مجروح داده !!! :)) ببین چ خبره دیگه !!! 
      خداروشکر همه چیز خوبه...
      خودت خوبی مهربون ؟؟ 
  • ماهی کوچولو
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۱۲:۰۲
    من که خواب بودم صبح دیدم دوستان میگن زنده ای؟ :)) 
    • author avatar
      دلژین
      ۶ دی ۹۶، ۱۳:۰۷
      :)) اصلا خیلی ها نفهمیدن 
  • هَشْتْ حَرْفى
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۱۲:۱۰
    قیافه ی مهمونی طور مگه چه شکلیه که سوژه بشه؟ :)) 
    • author avatar
      دلژین
      ۶ دی ۹۶، ۱۳:۰۶
      با کت شلوار و دامن و :))
  • فاطمه ...
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۱۲:۴۷
    خدا منو ببخشه رصد واکنش تهرانیا تو گروه هایی که عضوم یه جور تفریح شده برام گویا. قدیما میگفتن اونایی که ازترس طاعون میمیرن بیشتر از اونایی هستن که به خاطر ابتلا به طاعون میمیرن یا چاقا زودتر تو قحطی میمیرن چون از ترس گرسنگی تموم میکنن نه از گرسنگی. حالا شده حکایت بعضیا
    • author avatar
      دلژین
      ۶ دی ۹۶، ۱۳:۰۶
      والا من و پسرخاله امم دیشب میخندیدیم ! :)) 
      دقیقا همینه...
  • ستاره جان
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۱۵:۵۶
    الان بگم مثل اون تاجر گلستان سعدی شدم و میخوام بگم خدایا شکرت که تهران زندگی نمی کنم 
    • author avatar
      دلژین
      ۷ دی ۹۶، ۰۹:۲۰
      اون کلان شهریم که تو زندگی میکنی کم از تهرون نداره... هرچند هنوز به این شلوغی نشده
  • ملیکا
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۱۶:۴۰
    والا منم حس نکردم و تو خواب ناز بودم :/ 
    مردم انگار خوششون میاد هیجان زیادی داشته باشن اصن انگار میخوان به هر بهونه برن و هجوم ببرن یه جایی:|
    پمپ بنزین برای بنزین زدنه امثالی مث شماس که نیاز دارین نه برای خالی کردن ترس از زلزله...
    • author avatar
      دلژین
      ۷ دی ۹۶، ۰۹:۱۹
      ۴ ریشتر خیلی بعیده حس بشه ... 
      اغلب نفهمیده بودن و از اخبار متوجه شدن تازه... 
      به قول مهران مدیری تا کله پزی هام پر بود :))
  • "حانیه :)"
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۱۹:۲۵
    اصلاً تو می نویسی من کیف میکنم 
    خوشحال ام که هستی 
    خداروشکر که اتفاقی نیافتاده 
    دلت شاد مهربون 
    💞💜💛💚💙💞
    • author avatar
      دلژین
      ۷ دی ۹۶، ۰۹:۱۹
      ماااچ
      همچنیین
  • ام اسی خوشبخت
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۲۰:۱۱
    متاسفانه ایران ظرفیت شبکه های اجتماعی رو نداره چون ناآگاهی عمومی وجود داره. بارها پیش اومده دوستان مثلا تحصیلکردم مطالبی برام فرستادن که من هاج و واج موندم چطور ممکنه کسی این خبر رو باور کنه!
    همه تهران رو بصورت یه بمب ساعتی میبینن و این یعنی خودِ خطر هست.
    • author avatar
      دلژین
      ۷ دی ۹۶، ۰۹:۱۸
      اوف... ناآگاهی عمومی رو خوب اومدی... یه مطالبی دست ب دست میچرخه گاهی که دود از سر آدم بلند میشه ! 
      +صدها سال طول میکشه تا فرهنگ سازی شه... خیلی عقبیم
  • محسن رحمانی
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۲۱:۳۱
    توی اون شرایط واقعا توقعی غیر این هم نباید داشت تهران هم همه آپارتمانهای آسمان خراش وهمه وضعیت شرایط مردم شهرهای مختلف رو دیدن بیشتر ترس برشون میداره.
    • author avatar
      دلژین
      ۷ دی ۹۶، ۰۸:۵۶
      یه ۱۰۰ سالی طول میکشه تا فرهنگمون یه اپسیلون درست بشه...
  • 14
    چهارشنبه ۶ دی ۹۶ , ۲۳:۰۳
    تهران شده شبیه به این خونه قدیمیای کلنگیه تو فیلم زمان شاهی که کلی خانواده تو اتاق های مجزا زندگی میکنن و زیر زمین هر اتاقم آشپزخونه ست دستشوییم مشترک و حیاطی و حوضی ام اون وسطِ کار جمعیت تو هم به لولیدن مشغولند خانه ای بسی شلوغ که در آستانه انفجار ناشی از جمعیت زیاد قرار داره!
    • author avatar
      دلژین
      ۷ دی ۹۶، ۰۸:۵۶
      داره منفجر میشه...
  • ستاره جان
    پنجشنبه ۷ دی ۹۶ , ۱۰:۳۶
    ولی من در کلان شهر زندگی نمی کنم عشقم :) من ۱۲۰ تا اینورترشم :) 
    • author avatar
      دلژین
      ۷ دی ۹۶، ۱۱:۰۲
      خدایی نعمته ها قدر بدون 
  • ستاره جان
    پنجشنبه ۷ دی ۹۶ , ۱۱:۰۴
    خدا وکیلی اینجوری نگاه نکرده بودم به شهرمون تا همین زلزله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان