تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


خب...

اول قبل از هرچیز اجازه بدید انواع تنهایی رو براتون بگم...

ما در روانشناسی سه نوع تنهایی داریم

1)تنهایی بین فردی

2)تنهایی درون فردی

3)تنهایی وجودی 

تنهایی بین فردی همون تنهایی هست که ما از واژه ی تنهایی میشناسیم...

تنهایی درون فردی همون تنهایی هست که خیلی برای هممون آشناست و در پست قبل بهش اشاره کردم ...

تنهایی وجودی ،تنهایی هست که هیچ گاه ما رو ترک نخواهد کرد و ذاتا همیشه همراه ماست...

میدونم یک کمی بحث ممکنه سنگین باشه... اما تک تک رو با مثال براتون روشن میکنم... :) 

1/مثال تنهایی بین فردی اینه که مثلا ما توانایی برقراری ارتباطمون ضعیفه و هیچ دوستی نداریم،یا مثلا مهاجرت کردیم به جایی و هیچ آشنا و دوستی دیگه کنارمون نیست...این تنهایی همون معنی تحت اللفظی واژه ی تنهایی هست...

2/تنهایی درون فردی به زبان ساده اینه که شخص با درون خودش آشنا نیست ! یک آشفتگی درونی ای در وجودش ایجاد میشه که فرد حتی بهش آگاه هم نیست...احساسات و خواسته های درونی خودش رو نمیشناسه و اونها رو کشف نکرده... 

و اینجا چون نمیفهمه چشه ! فکر میکنه این حسش حس تنهایی بین فردیه ! و میخواد تنهایی بین فردی رو از بین ببره...

مثلا دورش خانواده هستن،دوستانش هستن،فامیل هست،روابط اجتماعی خوبی داره ولی مشکلش تنهایی درون فردیه و اون فکر میکنه که نوع تنهاییش بین فردیه و به دنبال وارد کردن افراد جدید و عشق به زندگیش میره... 

این، به نوعی تنهایی فکری و عاطفی به شمار میاد... که حالا بر اساس اینکه فرد چه تیپ شخصیتی داره ، بهش یک واکنش نشون میده...

یکی روابط کوتاه مدت داره،یکی روابط کوتاه مدت خیلی متعدد برقرار میکنه، یکی میشه نقل دهن مردم هرروز با یکی میپره و همه جا جار هم میزنه (از این مدلا تو فضای مجازی زیاده) و ...

خب پس گفتیم تنهایی درون فردی چرا اتفاق میفته ؟؟

چون فرد با اجزای وجودی خودش آشنا نیست...احساسات و خواسته های درونی خودش رو نشناخته و کشف نکرده و در نتیجه اونها رو سرکوب میکنه و با خودش غریبه میشه و به شدت به وجود دیگران وابسته میشه...

3/تنهایی وجودی...

توضیحش کمی سخته واقعا ... اما تلاش خودم رو میکنم...

تنهایی وجودی ذاتا درون همههههه ی ما وجود داره و هرگز ما رو ترک نمیکنه و فقط وقتی مشغولیم حواسمون پرت میشه و یادمون میره :) ...

چه اتفاقی میفته در این تنهایی ؟؟

دیدین یه موقع هایی همه چیز خیلیییییییییی توپه تو زندگیمون ، حتی ممکنه در یک مهمونی و خوشی باشیم، یهو ته دلمون خالی میشه...

خودمون رو تنهای تنهای تنها میبینیم...انگار که تو یک جزیره ی متروکه گیر افتادیم و هیچ کسی مثل ما دیگه وجود نداره!!

این تنهایی در شرایط خوب و حتی زمانی که ما احساسات درونی خودمون رو هم میشناسیم و انسجام درونی داریم میتونه بروز کنه...

این حس تنهایی بیشتر برمیگرده به تجربیات ما در زندگی... تولدی که تنها بودیم،مرگی که تنها خواهیم بود... یا تجاربی که کاملا در اونها تنها هستیم و هیچ کس در این دنیا این تنهایی شما رو درک نمیکنه جز خودتون...خانواده،همسر و حتی روانشناس این بعد تنهایی شما رو لمس نمیکنن و این فقط خودتونین که تجربه میکنیدش و در کنار شما 7 میلیارد انسان دیگه این تنهایی رو با تجارب خودشون تجربه میکنن و هیچ کس قادر به لمس و درک عمیق این نوع تنهایی در فرد دیگری نیست...



+نشناختن تنهایی و نپذیرفتن اون موجب رو آوردن ما به افراد،حیوانات و یا حتی اشیا میشه... همون عشقی که تو پست قبل بهتون گفتم... عشق به یک انسان، حیوان، شیء و ... که در عین اینکه باز این ها رو به دست میاریم،حس تنهایی باقی میمونه و ما رو به یاس عمیقی میکشونه... و حتی ممکنه کارهای غیر معقولی ازمون سر بزنه...


+خب من نزدیک 2 ساعت صرف نوشتن این پست کردم... و فکر میکنم بهتر باشه که درمان و راه کارهای مقابله با این تنهایی ها رو در پست بعدی بگیم که کوتاه هم هست ... :) اینجوری هم من فرصت دارم بیشتر فکر کنم و مطالعه بیشتری بکنم برای نوشتنشون و هم شماها گیج نمیشید و میتونین فکر کنید و تجزیه و تحلیل کنید...

لازمه ی درمان تنهایی شناخت تنهاییه ... که طی این دو پست سعی کردم تنهایی که فکر میکنیم خیلی ساده اس رو باز کنم و دیدیم که چقدر این تنهایی میتونه گسترده باشه...

حالا ما تقریبا انواعشون رو میشناسیم و میتونم بگم که همه ی شما تقریبا میدونین درمان هرکدوم چیه...

حالا که بیشتر با انواع تنهایی آشنا شدید فکر کنید به این که هرکدوم رو چطور میشه درمان کرد و از پسش براومد ؟ :) 


دلژین ۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۷:۴۵ ۷ ۴ ۱۳۱

نظرات (۷)

  • جناب دچار
    يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶ , ۱۸:۴۴
    خیلی اون عبارت قرمزته قشنگ بود :))

    + من فک کنم دچار همین مورد 3 باشم ...
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۸:۴۵
      این مورد سوم همیشگی نیست ها...
      همگی دچارشیم... میاد و میره... 
  • لیمو جیم
    يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶ , ۱۹:۵۹
    مریم تنهایی وجودی همون ضمیرناخوداگاه ما نیست که اغلب باهاش حرف میزنیم؟! 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۲۱:۰۹
      نه نه ! اصلا ربطی به هم ندارن
      ضمیر ناخودآگاه اسمش روشه... آگاهی نسبت بهش نداری ... ضمیر ناخودآگاه قسمتی از ذهن تویه ... ضمیر آگاه داریم،ضمیر نیمه آگاه داریم و ضمیر ناخودآگاه...
      که بحثش یه دنیاست واقعا...
      این حس تنهایی مساوی ضمیر ناخودآگاه نیست اما از همون منشا میگیره
      تمام غرایض و احساساتی که داریم خواهی نخوااهی از این ضمیر نشات میگیرن
      این ضمیر بر همه ی افکار و احساسات و اعمال ما اثر میذاره و ما آگاهی نداریم نسبت بهش
      هیپنوتیزم با این قسمت از ذهن سر و کار داره...

  • باد پاییزی
    يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶ , ۲۰:۲۹
    عالی بود منتظر پست بعدی هستم
    • author avatar
      دلژین
      ۲۷ آذر ۹۶، ۰۶:۵۷
      ❤❤❤
  • فاطمه
    يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶ , ۲۱:۴۳
    اونی که ازش لذت میبری ولی یک و دو نیست سه عه؟یا یه مورد جهش یافتست؟:))
    • author avatar
      دلژین
      ۲۷ آذر ۹۶، ۰۶:۵۶
      نه اونم توضیح میدم براتون ... :) 
  • x
    دوشنبه ۲۷ آذر ۹۶ , ۰۱:۰۲
    وای دلژین من عاشق بحث های روانشناسی این مدلی ام .... خیلی خوشحال شدم این دو تا پست رو دیدم می دونم با سنگین بودن برنامه هات, چقدر واسه وقت کنار گذاشتن برای این پست زحمت کشیدی و ازت واقعا ممنونم 😍😘

    --------
    تنهایی بین فردی به نظرم راحتترین درمان رو داره , باید بیشتر نسبت به تیپ های شخصیتی اطلاعات داشته باشیم ودر کنارش سعی کنیم از هرمساله ای(مسائل ذوز ودرح. جزیی از رشته های مختلف) یه مقدار اطلاع داشته باشیم که بتونیم بادیگران (به خصوص غریبه ترها) ارتباط برقرار کنیم ... اینکه در لحظه بفهمیم طرف مقابل یه ادم درونگراست و باید باهاش با ارامش حرف زد یا یه ادم برونگراست وباید باهاش با هیحان حرف زد, این که در مقابل یه ادم جدید در لحظه بتونیم بفهمیم ادم منطقی هست یا احساسی ؟ این تشخیص ها بهمون کمک می کنه وقتی با یه ادم رو به رو میشیم بفهمیم چجوری میتونیم به بحث جهت بدیم که دلچسب باشه کمک می کنه روابط اجتماعی مون گسترده شه .... 
    علت یابی هم مهمه ... مثلا یه وقت هاواسه این نمی تونیم بادیگران ارتباط برقرار کنیم که گارد سنگینی داریم مثلا بعضی ها عادت دارن حالت معمولا خم کنن ! خب وقتی اگاهی نسبت به این مساله پیدا کنن میتونن واسه رفعش تلاش کنن 


    ------

    تنهایی درون فردی هم که خب خودت به واضح ترین شکل ممکن توضیح دادی روش رفعش رو : باید خودمون روبیشتر بشناسیم ....ما خیلی چیزا رو در مورد خودمون می دونیم ولی نمی خوایم باورش کنیم تلاش می کنیم دفنش کنیم و جریان بدتر میشه ....حتی به نظرم گاهی واسه شناختن خودمون لازمه یه برگ کاغذ بذاریم جلومون سوال از خودمون بپرسم و جواب بنویسم : چه موقععیت هایی ناراحتم می کنه ؟ چه مسائلی خوشحالم می کنه ؟ چه مسائلی عصبیم می کنه ؟ 
    وقتی بفهمیم جای مناسب و کار مناسب برامون به شکل شفاف چیه به نظرم خیلی میتونه کمک کنه به خوب شدن حال ...
    تنهایی وجودی رو هیچکاریش نمیشه کرد 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۷ آذر ۹۶، ۰۶:۵۶
      خب خداروشکر 
      اتفاقا این کورس بیکارم :))) 
      +معلومه خودت رفتی مطالعه کردی و مبحث رو تو ذهنت بسط دادی 😍 چقدر خوشحال کننده اس 
      مورد آخر رو هم میشه ی کاریش کرد ولی میگم چرا "درمان" نمیشه ... 
  • میس تیچر
    دوشنبه ۲۷ آذر ۹۶ , ۱۳:۲۲
    والا من نفهمیدم جز کدومه دردم :|
    • author avatar
      دلژین
      ۲۷ آذر ۹۶، ۱۸:۴۰
      باید دقیق شی روی خودت... اولی که خیلی راحت قابل تشخیصه توسط خودت...
      سومی هم که همه دارن طبیعیه ... 
      دومیه که باید خودت رو بشناسی و یا به کمک مشاور بری جلو 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان