تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


خب...
امشب میخوام براتون در رابطه با یک موضوع به نام خلاء تنهایی صحبت کنم... 
خلاء تنهایی‌‌‌‌...
خلاء تنهایی حسی هست که اگر اشتباه بهش پاسخ بدیم ، تبدیل میشه به حسّی آزار دهنده و پر از یاس و پوچی :) 
این خلاء چجوری ایجاد میشه ؟؟ هر اتفاقی میتونه موجب به وجود اومدن این حس بشه... 
مثلا عزیزی رو به تازگی از دست داده باشید (قطع رابطه، مرگ)
یا مثلا زندگیتون تغییر کرده باشه (به تازگی در شهری غریب دانشجو شدین)
یا تو زندگی دچار روزمرگی و یکنواختی شدین...
یا به هر دلیل کوچک و بزرگی غمگین هستین...
و یا حتی خشمگین... 
همه این ها و هزاران دلیل دیگر میتونن حس خلاء تنهایی رو در شما به وجود بیارن و یا تشدید کنن... 
خب اول از همه باز باید "پذیرش" رو بیاریم وسط... 
کلا یادتون باشه مهم ترین نکته در رابطه با هر حسی ؛ "پذیرش" هست... 
احساسات خودتون رو بپذیرید... 
در غیر این صورت دچار مشکل خواهید شد...
باید بپذیریم این حس یک حسّ کاملا طبیعی هست که در همه ی انسانها میتونه وجود داشته باشه... 
پس ترس و شرم و ابهامی نداره که فکر کنید فقط شمایید که این حس رو دارید... 
حالا شما فکر میکنید چه پاسخی باید به این خلاء تنهایی داد ؟ 
هوم ؟؟ 
خب بذارید اول بگم که بدترین پاسخی که میشه به خلاء تنهایی داد چیه تا بعدا ببینیم که چه پاسخی رو میتونیم به این حس بدیم ... 
فکر میکنید چی میتونه باشه؟ 
بدترین پاسخ رو میگم... 
"عشق" 
بعله ... "عشق" 
بدترین پاسخی که به خلاء تنهاییتون میتونید بدید "عشقه"...
خیلی از ما برای پر کردن این خلاء تنهایی رو میاریم به روابط و عشق‌... 
فکر میکنیم که اگر وارد رابطه ای بشیم این خلاء پر میشه با عشق ... 
در صورتی که فقط زمان خیلی کوتاهی این حس پر شدنِ خلاء دوام داره و بعد میرسید به جایی که علاقه مند و دلبسته اید و وسط یک رابطه هستید ولی این خلاء تنهایی دوباره برگشته ! 
خیلی ترسناکه ها... 
حالا فکر کنید این رابطه جدی باشه مثل ازدواج ، و شما وسط ازدواج باشید با این حسّ خلاء تنهایی !!
و دقیقا همین جا میرسید به یک یاس و پوچی عمیق... 
پاسخ درست چیه حالا ؟؟ 
بذارید اول بگم که پاسخ غلط "تر" چی میتونه باشه... ؟ 
فکر میکنید چیه ؟؟ 
عشق "مجدد" !!!
دیدیم کسایی رو که دم به دقیقه در یک رابطه هستن دیگه ؟؟ 
وارد یک رابطه میشیم، حس خلاء مدت کوتاهی از بین میره ولی دوباره برمیگرده ؛ از اون رابطه خارج میشیم و بلافاصله میدویم تو یک رابطه ی دیگه ... ! و این سیکل معیوب ادامه پیدا میکنه... 
علت خیلی از خیانت های بعد از ازدواج خصوصا خیانت های زود هنگام هم همینه هاا... 
ازدواج میکنیم ، خلاء تنهایی بر میگرده ، برای رفعش بچه دار میشیم ، دوباره بعد مدتی این خلاء بر میگرده و همچنان پاسخ های غلط به این حس میدیم و زندگی و زندگی ها از بین میره... 
خب حالا باید چی کار کنیم با این حس خلاء تنهایی ؟؟؟ 
شما چی فکر میکنین ؟؟ 
+تو پست بعد به همین میپردازیم...
+موافق بحث های روان شناسی و نکات این چنینی هستید هراز چندگاهی راه بندازیم ؟؟ :) 

دلژین ۲۵ آذر ۹۶ ، ۲۰:۱۷ ۱۴ ۱۱ ۱۷۶

نظرات (۱۴)

  • پرتقال
    شنبه ۲۵ آذر ۹۶ , ۲۰:۴۱
    عالی بود.منتظر پست بعدی...
    ازی پستا بیشتر بذارین😊
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۳۴
      نوش جان 
      چشم :)
  • ام اسی خوشبخت
    شنبه ۲۵ آذر ۹۶ , ۲۰:۵۳
    پذیرش, شرط اول زندگی کردن تو این دنیاست. ضرورت پذیرش رو با همه وجود درک کردم, خصوصا تو پذیرش بیماریم و چندتا مساله اساسی.
    از نظر من یکی از بهترین راه های پر کردن خلا تنهایی, کار و تلاش هست. یه راه دیگه, داشتن روابط منطقی و ترجیحا با هم جنس و پررنگ کردن روابط خانوادگی هست و ... .در واقع هر چیزی اگر قرار باشه حذف یا کمرنگ بشه, نیاز به جایگزین داره.

    مباحث روانشناسی همیشه جز علایق من بوده و هست. پس مشتاق ادامه بحثم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۳۴
      خیلی مساله ی پذیرش مهمه واقعا... 
      راهکاری که دادی خیلی خوبه ❤
  • ماهی کوچولو
    شنبه ۲۵ آذر ۹۶ , ۲۰:۵۸
    به نظر من بهترین راه سرگرم شدن به کارهاییه که دوست داریم
    من ساعت هام برقصم یا رانندگی کنم یا آشپزی کنم و کتاب اگه برام جذاب باشه حالا چه درسی چه رمان چه... باعث میشه تنهایی رو حس نکنم
    وقتیم شاغل بودم هیچ وقت حس نمیکردم تنهام اصلا وقتش رو نداشتم درسته کارم زیاد نبود ولی بیشتر روزم داشتم براش برنامه میریختم :) 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۳۳
      اینم روش خوبیه.... اما جزو اخرین کارهاست که باید انجام شه... قبلش باید به موارد دیگه توجه کنیم...
  • لیمو جیم
    شنبه ۲۵ آذر ۹۶ , ۲۱:۵۲
    به نظر منم مهمترین و سختترین قسمت همون پذیرش حس هست , وقتی بپذیری بعد با توجه به روحیاتت میری دنبال چیزای حال خوب کن 
    بیکاری و نقطه مقابلش پرکاری تهش همین خلا تنهاییه..
    به شدت موافق اونم که برای پر کردن خلا تنهایی رو به عشق میارن ولی اسمش واقعا عشق نیست , هوسه , توهمه . من همیشه با این مقوله مشکل دارم طرف میاد کلی درددل میکنه اسم هوسشو میذاره عشق,ماهیت عشق خراب میشه :-\ 
    عشق از نگاه من هر خلایی رو پر میکنه اتفاقا , بدون بازگشت.اما "واقعی"

    ترس از تنهایی هم هست..که یک نفر اونقدر به خودش نپرداخته باشه و درگیر شناخت این و اون به جای خودش باشه و عادت کرده باشه به شلوغی اطرافش , در این صورت به محض تنها شدن خودشو توی غارسیاهی میبینه که توهم میزنه!ادامه دادن سخت میشه
     ریشه یابی و خودشناسی..بعدش اقدام به رفعش سخت نیست 

    فقط امان از حسهای مبهمی که نشه فهمید از کجا میاد! وقتی یه مدت طولانی حواست به خودت نباشه گم میشی بین هزاران حس مبهمی که قبلا واضح بوده فقط نادیده گرفتی و رد شدی..
     
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۳۳
      خب دقیقا مشکل همین جاست که گاهی حتی عشق واقعی و راستین هم این خلاء رو پر نمیکنه... 
      ریشه یابی و خودشناسی ... نکته ی مهمیه‌.....
  • پشمآلِ پشمآلو
    شنبه ۲۵ آذر ۹۶ , ۲۲:۲۰
    بنظرم برا حل خلا تنهایی باید ادم رو خودش کار کنه ینی به چیز بیرونی برا حل این مشکل اتکا نکنه
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۳۱
      اینم کاملااا درسته... 
      باید انواع تنهایی رو توضیح بدیم تا برسیم به راه حل هاشون :) ❤❤
  • هوپ ...
    شنبه ۲۵ آذر ۹۶ , ۲۲:۲۲
    میدونی من شنیدم و باور دارم اگه کسی احساس تنهایی داره و اون رو نپذیرفته، بعد از ازدواجش هر چقدر هم همسرش خوب باشه باز هم تنهاییش ابعاد دیگه ای پیدا میکنه. یک جور دیگه اذیت میشه.
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۳۱
      اوهوم 
      حالا بیشتر آشنا میشیم با این مقوله ی تنهایی با هم ❤❤❤
  • بانوی عاشق
    شنبه ۲۵ آذر ۹۶ , ۲۲:۵۴
    اول ازهمه بگم ک بشدت موافقم
    بعد ی سوال خانم دکتر
    اینکه من باتولد بچه م ک عاشقشم زندکیم بشدت تغییر کزده و الان از جیغای بنفش پسرم ب سرحد مرگ رسیدم و تنهاییام زیاد شده یهو گریه میکنم و حس میکنم مامان بدیم و نمیتونم بچه مو جموجور کنم 
    آیا افسرده شدم
    آیا درمعرض افسردگی هستم
    آیا مشکلم حاده 
    آیا اگر قیبول کنم ک مشکلم طبیعیه و برای هرکسی ممکنه پیش بیاد مشکلم کمتر اذیتم میکنه
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ آذر ۹۶، ۲۳:۱۸
      بانو کمی افسرده شدن بعد از زایمان طبیعیه ... اما فقط کمی.... 
      این علائمی ک میگی خیلی شایعه و اغلب بعد از مدتی برطرف میشه... 
      تغییرات هورمونی هم دخیله درضمن...
      به هر حال مادر شدن کنار همه ی شیرینی هاش سختی های خیلی زیادی داره...
      بعد از تحمل ۹ ماه بارداری که اصلا کار راحتی نیست و بعد از زایمان و دردهایی که کشیدی حالا بی خوابی ها و گریه ها و جیغ های بنفش هم اضافه شده ... 
      کمی زمان میبره که به این شرایط جدید عادت کنی... 
      این مشکلت کاملا طبیعیه و برای کلی از مادرهای دیگه پیش میاد ... 
      ولی نباید بذاری این خلق پایینت بره به سمت افسردگی شدید و مزمن... 
      کمی با خودت و شرایط جدید کنار بیا و اگر دیدی این حالاتت ادامه دار شده حتما به پزشکت بگو ، اون کمکت میکنه... 
      از بیان مشکلت اصلا نترس و بدون که طبیعیه ... تو ملاقات بعدیت با پزشکت موصوع رو مطرح کن ❤
      خسته هم نباشی مادرِ عاشق ❤❤❤❤
  • نیا یش
    يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶ , ۰۰:۴۹
    منتظر ادامه‌ش هستم :)♡♡
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۳۰
      ❤❤❤❤
  • بانوی عاشق
    يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶ , ۰۹:۳۷
    فدات خانم دکترجون
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۲۹
      ماااچ
  • mona
    يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶ , ۱۱:۳۶
    کااااااااااملا موافقم که چنین بحث هایی رو گاهی بذاری ولی نه همیشه
    راستی یه چیزهای پزشکی هم بعضی وقتا بذار البته درباره چیزهایی که خیلی خطرناک نشه مثلا یکی بیاد بخونه بره خوددرمانی کنه خخخ
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۲۸
      نه همیشه نه 
      گهگاهی :) 
      اممم..‌. شاید در رابطه با تغذیه پستی بذارم ... :))
  • tarane fn
    يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶ , ۱۲:۱۳
    من خیلی به این پست ها احتیاج دارم خیلی قشنگ گفتید و من خب من با این خلا تنهایی اشنا نبودم بشدت منتظر بهترین جوابم 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۲:۲۸
      خوشحالم که مفیده
      چشم ❤❤
  • میس تیچر
    يكشنبه ۲۶ آذر ۹۶ , ۱۳:۳۳
    خدا خیرت بده من الان چندماهه این وضع داغون حال و روزمه ولی خب من ترجیح دادم دنبال همون عشق حالا هرجور بود و هرخوبی و بدی ک داشت بدوام و وسط له بشم تا اینکه بپرم رو سوژه و کیس دیگه .. ینی اصن اینجور آدمی نیستم ک یه آدمی ک چند ساله باهاش رابطه دارم یا حتی دوستمو ول کنم بره سراغ یکی دیگه و دوباره چندسالم برای اون وقت بزارم... 
    ینی راهم درسته؟
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ آذر ۹۶، ۱۳:۴۲
      اینکه رابطه ی چندین ساله ات رو رها نمیکنی و به روابط دیگه فکر نمیکنی یه پوئن خیلییی مثبته... 
      و خب تو پست بعدی توضیح میدم که چه کار باید کرد برای این احساس... 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان