تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


آقو ما دیروز امتحان عملی داشتیم ...

هیچی منم نفر اول داوطلب شدم که برم ...

استاد صدام کرد وارد یه اتاق شدم ، گفت اینجا ۶ تا اتاق داره ! بعد از ۶ امین اتاق میری از اون ور بیرون ...

آقو ما نگاه کردیم دیدیم یا ابالفضل ! تونل وحشته ! ته نداره انگار ...

همین حین استاد داشت برگه میداد دستم که ییهو در سمت راستم باز شد ! دیدم یا خود خدا یه موجود ۲ متری(مانکن یه آقا) خوابیده رو تخت بیمارستانی ! گفتم یا بسم الله ! مگه بخش اطفال نیست!من با این غول چی کار باید بکنم !!! 

ییهو در سمت چپم هم باز شد ! دیدم اونجا هم یه خانم ۲ متری رو تخت خوابیده ! رو در هم نوشته احیا ! 

هیچی تو ذهنم آماده بودم تا استاد کرنومتر زد بپرم رو تخت احیا کنم :))) 

هیچی آقو ، استاد کرنومتر رو زد گفت برو تو اتاق اول همون که اقا ۲ متریه خوابیده بود ، وارد شدم سر چرخوندم دیدم، یه میز ۱ در ۱ گذاشته گوشه اتاق، با یه ماکت نوزاد درب و داغون روش و یه برگه هم چسبونده به میز ! ۲ تا سوال که تشریحی جواب بنویسیم :/  ! 

تو دلم فحش دادم این چجور عملیه آخه سوال تشریحی با این بند و بساط...

آقو ما ۱ خط ننوشته بودیم که استاد داد زد دکتر ۲ دقیقه زمانت رفت ! 

قشنگ حس این مسابقات تلویزیونی رو داشتم...

کلهم مغزم هنگ بود نمیدونستم چی بنویسم :)))

هیچی آقو ما رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به اتاق ۳ که اتاق احیا نوزاد بود ! 

اونم تشریحی :/ داشتم مینوشتم سریع کیسی که سوال داده بودن که استاد اومد تو اتاق گفت نشون بده چی کار میکنی ! هیچی ما هم یه نمه نشون دادیم این کورنومترم دست استاد بود ، :)) گفت ولش کن ولش کن ، بقیه اش رو بنویس و دوید رفت بیرون :)))) 

امتحان استانداردشون تو حلقم ! 

بعد از اون رفتم اتاق معاینه گوش که اتاق ۴ بود ، (همه معاینات با ماکت ها انجام میشه) ، هیچی معاینه کردم ، یه دستمال کاغذیم استاد چپونده بود تو گوش که مثلا ما بگیم جسم خارجی داره :))) همون حین که داشتم مینوشتم ، دیدم از اتاق ۳ که رو به رو بود و یکی دیگه از هم کلاسی های آقا ، اون تو داشت امتحان میداد ، صداهای مخوف میاد :)) انگار داشت یه چیزی میکوبوند به میز ! گفتم خدایا این داره چیکار میکنه !! هیجانی هم شده بود از خودش صدا در میداد :))) 

منم تو اتاق معاینه گوش از خنده کف زمین بودم :)))

هیچی آقوووو... رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به اتاق آخر ! یه ماکت گذاشتن که کلا از کمر به پایین نداره ... دست وبالم نداره ! این ماکت از خودش صدا در میده :))البته صدای قلب و ریه که با گوشی مخصوصش گوش میدی... گوشی هاشم لامصب انگار تیغ گذاشته باشی تو گوشت کلا گوش رو میپوکونه از بس سفته ! 

آقو ما گوشی رو گذاشتیم هرچی گوش میدادیم این صدا نداشت ! 

داد زدم استاد این صدا نداره ! 

گفت چرا داره ! 

گفتم به جون خودم خاموشه بیا روشنش کن ! 

اومده بعد ۲ دقیقه میگه اااااا آرههه خاموشه ‌... بعد دم در اتاق ایستاده ، من و مانکنم ته اتاق ! از اونجا کنترلش رو میزنه که روشن شه  :/ 

گفتم استاد بیا جلو این روشن نمیشه از اونجاااا :))) 

هیچی اخر روشنش کرد و صداهایی که شنیدم رو نوشتم و خلاص...

از اتاق ۶ اومدم بیرون و رفتم به سمت راهرو ی خروج و از تونل وحشت خارج شدم :))

نکته خوبش استقبال خروجی بود که خانم مسئول skill lab با یه لبخند تا بناگوشی ادم رو بدرقه میکرد... :)) 

+گفتم شما رو هم در طنز و وحشت تجربه ی دیروزم سهیم کنم :)) برم برا امتحان تئوری بخونم...

واویلا :)) 


دلژین ۱۴ آبان ۹۶ ، ۱۱:۵۹ ۱۱ ۹ ۲۴۳ خاطرات بیمارستان

نظرات (۱۱)

  • ملیکا
    يكشنبه ۱۴ آبان ۹۶ , ۱۵:۰۷
    😂😂 وااای فقط میتونم بگم عاشق کار عملیشونم تشریحی؟؟!!😂😂
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ آبان ۹۶، ۱۹:۰۹
      :)))) اساتید اعجوبه
  • پشمآلِ پشمآلو
    يكشنبه ۱۴ آبان ۹۶ , ۱۶:۵۴
    ااااخ خدا خیلی خوب بود کلی خندیدم:)))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ آبان ۹۶، ۱۹:۰۹
      نوش جاان
  • آرتمیس ‌‌
    يكشنبه ۱۴ آبان ۹۶ , ۱۷:۵۲
    وای یاد امتحان اصول پرستاری خودمون افتادم.😂😂
    همکلاسیت داشت چیکار میکرد اونجا؟ احیانا داشته ماکتو میزده به میز جسم خارجیش بپره بیرون راه هواییش باز شه؟😂
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ آبان ۹۶، ۱۹:۰۹
      😂😂😂😂
      بعدا گفت داشته انتوبه میکرده :))) احتمالا لارنگوسکوپ رو داشته میزده اینور و اونور :))))

  • "حانیه :)"
    يكشنبه ۱۴ آبان ۹۶ , ۲۰:۰۸
    خدا قوت 
    انگار سوار ترن هوایی شده بودم وقتی متن رو خوندم 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ آبان ۹۶، ۱۲:۲۴
      :)) سلومت بااشیی
  • ماهی کوچولو
    يكشنبه ۱۴ آبان ۹۶ , ۲۲:۰۵
    واااااای آزمایشگاه های ما رو هم این ترم منتقل کردن به ساختمون نیمه کار بعد تئوری درس میدن :|
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ آبان ۹۶، ۱۲:۲۴
      :))) خیلی خوبن 
  • آشنای غریب
    يكشنبه ۱۴ آبان ۹۶ , ۲۲:۱۳
    تو همه امتحانات موفق باشین 

    ماجرای خوبی بود  ما هم آشنا شدیم از نحوه امتحانات پزشکی :))
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ آبان ۹۶، ۱۲:۲۴
      مرسییی
      منم اشنا شدم :)))
  • Iiiiii
    يكشنبه ۱۴ آبان ۹۶ , ۲۲:۲۶
    چه امتحان استانداردی واقعا کم‌مونده انترنی تونم تشریحی کنند من که تو اون شرایط بودم امتحانو ول میکردم یه گوشه میشستم میخندیدم 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ آبان ۹۶، ۱۲:۲۵
      :)) خیلی مسخره بود 
      واقعا زمانش برا تشریحی کم بود 
      اصلا نمیشد نوشت 
      تو هر اتاقم دو تا سوال بود
  • آقای خاص
    دوشنبه ۱۵ آبان ۹۶ , ۰۸:۵۶
    چی همه مریض دیدی :دی 
    استاد بیا روشنش کن، استاد بیا جلو. چه راحت:دی

    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ آبان ۹۶، ۱۲:۲۵
      :))) حالا اینجا اینجوری میگم 
      اونجا یه کم رسمی تر :))
  • لبخند ماه
    چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۶ , ۲۲:۳۱
    سلام خانم دکتر 
    من نمیدونستم امتحانات  تشریحیتون این مدلیه. چه جالب بودا
    • author avatar
      دلژین
      ۱۸ آبان ۹۶، ۰۷:۵۳
      منم نمیدونستم :)))
  • ربولی حسن کور
    پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۶ , ۱۸:۳۸
    سلام 
    امتحان عملی هم امتحان عملی های قدیم
    • author avatar
      دلژین
      ۱۹ آبان ۹۶، ۰۷:۴۰
      سلام 
      والا :))) 
  • هانیه
    چهارشنبه ۱۵ آذر ۹۶ , ۱۴:۴۹
    سلام این امتحان عملی نبوده که ادا بازی بوده:) کرنومتر و مانکن خاموش
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ آذر ۹۶، ۰۸:۳۷
      خیلی مسخره بود 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان