تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


زنگ زده میگه میخوای بیام شهر دانشجویی ۲ هتل بگیریم ۲ تایی بمونیم ؟ :/ 

میگم من در کل نهایت ۲۰ روز اونجا خوابگاه باشم :/ برا خودمم تنوعه !

میگه فکر کردی من میام ؟؟؟ خواستم ببینم مزه دهنت چیه :/ 

میگه غذا بیمارستان دیدی خوب نیست پرس و جو کن برو بیرون غذا بخور...

میگم نه چند بار خوردم خوب بوده فقط یه کم چربه...

میگه تو کی اونجا رفتی مگه ؟؟؟؟ :/

میگم مادر من ، من ۱ ماه میرفتم و میومدم بالام جان !! هر روز صبح میرسیدم بهت زنگ میزدم !!! 

میگفت تو ب من نگفتی !!! من فک کردم روستای x میری !!! 

میگم نن جووون اون روستای × رو که دو سال پیش میرفتم برای بهداشت ! اونجا از سرش تا تهش ۲۰ متر بود ! بیمارستانش کجا بود آخه ! 

هیچی آخر قبول نکرد که ! گفت من همه اش فکر میکردم تو میرفتی روستای x ! :/ 

بعد میگه حالا از کی میری ؟ 

میگم احتمالا ۱۶ ام اینجورا ! 

بعد برگشته میگه تو که هر غلطی دلت میخواد میکنی ! اینم روش :)) دو صباح دیگه زنگ میزنی من رفتم دبی باید اونجا پیدات کنم :/ 

من :/ شهر دانشجویی ۲ :/ دبی :/ چه غلطا :/

یعنی به چنین درجه ای رسیدم که روزی ۱۰۰ بار میگفتم من فلان شهرم ،اصلا اهمیت نمیداده که هیچ ، تازه بعد از این همه بحث و غرغر سر دانشگاه، که شهر دانشجویی ۲ رو گذاشته تو کاسه امون ، فکر  میکنه من سرخود پا میشم میرم  :))

سرم رو به کدوم دیوار بکوبونم ؟؟؟ :)) 


دلژین ۰۲ آبان ۹۶ ، ۱۶:۳۱ ۱۸ ۱۰ ۲۱۶

نظرات (۱۸)

  • فاطمه ...
    سه شنبه ۲ آبان ۹۶ , ۱۶:۴۰
    اون دیوار دست چپ🤦‍♀
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۴۹
      چشم چشم :))
  • پـرهـ امـ
    سه شنبه ۲ آبان ۹۶ , ۱۶:۴۴
    دیوار حاشا :|
    2 سال تمام رفته اید شهر دانشجویی 2 و گفتید روستای X اید؟! -_-
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۴۹
      :))) 
      درست نخوندید متن رو ؛) 
  • جناب دچـ ــــار
    سه شنبه ۲ آبان ۹۶ , ۱۶:۴۷
    دیوار سمت چپ
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۰
      فاطمه خانم هم با شما هم نظرن :))
  • مـــحـــدثـــه ...
    سه شنبه ۲ آبان ۹۶ , ۱۷:۰۲
    وای خدایا:))) دست اتاق فرمان درد نکنه که همش ما رو شاد می کنه :دی :)))
  • ماهی کوچولو
    سه شنبه ۲ آبان ۹۶ , ۱۷:۰۸
    واااای :))
    مامانت عین خاله ریزه من هستن :))
    خدا حفظشون کنه
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۰
      سلااامت باشی :)))

  • ام اسی خوشبخت
    سه شنبه ۲ آبان ۹۶ , ۱۷:۲۱
    خونسردیتونو حفظ کنید, مادرها اگه نخوان چیزی رو قبول کنن, نمیکنن, تمام!
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۰
      دقیییقا :)))
  • الی .
    سه شنبه ۲ آبان ۹۶ , ۱۷:۵۲
    چقدر یاد اتاق فرمان خودمون میوفتم! :|||
    -_-
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۱
      همه اشون کپی پیست ان :))
  • "حانیه :)"
    سه شنبه ۲ آبان ۹۶ , ۲۲:۳۹
    چقدررررررر جالب بانوی منم اینجوریه حالا من تو شهر خودمون دانشجو ام :|||
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۱
      خدا صبرت بده :))
  • نورا
    چهارشنبه ۳ آبان ۹۶ , ۰۱:۵۱
    عااااشق اتاق فرمونتمممم🤣🤣🤣
    میخوا تو نیستی من میرم اینجا دخترش مییییشششم😋😋😋
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۳
      بیا برو یه کم پوست از سرت بکنه دلم خنک شه :)))
  • واران ...
    چهارشنبه ۳ آبان ۹۶ , ۰۹:۴۰
    سلام 

    دیوار مهربانی :)))


    +
    سایه مادر مستدام ایشالا :)
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۳
      :)))) 
      سلااامت باااشید
  • آرزوهای نجیب (:
    چهارشنبه ۳ آبان ۹۶ , ۱۱:۲۴
    من یه چی بگم
    من کلا عاشق مامانت و مامان بزرگت هستم 
    یادمه یه بار یه پست درباره مادربزرگت نوشتی که از نردبون افتاده بود و کلی غر غر می کردی من اینور داشتم غش غش می خندیدم از کارهای مادربزرگت( ببخشید که اینقدر بی شعورم 🙈) 😂😂
    کلا خیلی خوشمزه است کارهاشون هرچند لج تو رو خیلی در میاره 😄
    خلاصه اینکه ایشالا همیشه سلامت باشین و در کنار هم(:
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۴
      :)))))) خودمم بعدش که خشمم فرو میشینه کلی میخندم :)))) 
      مرسی عزیزم زنده باشی
  • بانوی عاشق
    چهارشنبه ۳ آبان ۹۶ , ۱۱:۳۱
    ب دیوار خونه ی ما
    سلام گلم
    چقد باحاله مامانت
    منم زاهدان ک بودم وقتی میخواستمرم بازار رسولی ب مامانم زنگ میزدم میگفتم
    ترم آخر که دیگه بی خبر میرفتم و میومدم کلی چیز میز شنیدم ازمامانم
    بدعادت کردیم ننه هامونو رفت پی کارش خانم دکتر
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۴
      سلااام :))
      دیگه از باحالی گذشته هاا 
      ای بابا :))) 
  • ملیکا
    چهارشنبه ۳ آبان ۹۶ , ۱۵:۱۵
    😂😂😂 مامانه دیگه نگران میشه ولی کلی زیر لب خندیدم  😂😂 میتونی دیوار چین رو امتحان کنی عزیز تر از جانم😂😂😂😂
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۵
      :)))))) نوش جان 
      چشم فقط خرج سفرم با خودت دیگه :)))
  • مینا
    چهارشنبه ۳ آبان ۹۶ , ۱۵:۲۳
    وااای خیلی خندیدم. مامانت عشقه یعنی.. هاهاهاها
  • x
    چهارشنبه ۳ آبان ۹۶ , ۲۰:۴۵
    ای جووون 
    مامان منم همین طوره :))) 
    بیست بار می پرسه بعد میگه به من که چیزی نگفتی نمیدونستم :))
    • author avatar
      دلژین
      ۳ آبان ۹۶، ۲۱:۵۸
      :)))) خدا حفظ کنه همه مادر ها رو 
  • ملیکا
    چهارشنبه ۳ آبان ۹۶ , ۲۳:۳۳
    😂😂😂 من اگه پول سفر چین رو داشتم الآن ونیز بودم 😂😂 راستی دلژینم من خیییییلی بی دقت شدمااا اون نظری که تو پست بالا گفتم نیومده همین نظره بود فک کردم پست بالا همین پسته بعد نظرمو توش ندیدم :/ یه دارو بگو خودمو خلاص کنم😂😂😂
    • author avatar
      دلژین
      ۴ آبان ۹۶، ۱۶:۵۴
      :))))))) ونیز فک کنم گرون تره :))) بیا و به چین قناعت کن:)) 
      +خب خداروشکر ک بود 
      ناراحت میشم وقتی بچه ها نظراتشون ب هر دلیل ثبت نمیشه :) 
      +سیانور و خلاص :))

  • گوناگون
    پنجشنبه ۴ آبان ۹۶ , ۰۹:۵۶

    ‌دعا واسه تو که دوست خوب منی😊

    🌷🌷🌷

    _الهی قامتش را خم نگردان

    _نصیبش، خنده ای بر لب بگردان

    _دلش را جای درد و غم نگردان

    _خدایا فال او را خوش بگردان

    _از عمر نازنینش کم نگردان

    _الهی اَحسَنُ الحالش بگردان

    _پناهش باشو بی محرم نگردان

    _تو او را از بلا دورش بگردان

    _مریض و در پی مرهم نگردان

    _ز قلبش غصه را بیرون بگردان

    _اسیرش در تب و ماتم نگردان

    _خدایا خالقا شادش بگردان

    _گرفتارش در این عالم نگردان

     

    🌷🌷🌷

    تنتون سلامت

    • author avatar
      دلژین
      ۴ آبان ۹۶، ۱۶:۵۸
      عزیز دل منی شما 
      ماااچ
  • ملیکا
    پنجشنبه ۴ آبان ۹۶ , ۱۷:۴۳
    آره باباااا گرون تره حالا نمیشه کره ؟!😂😂😂
    یادم باشه سیانور 🤔  آزاد حساب میشه دیگه؟ 😂😂😂
    • author avatar
      دلژین
      ۴ آبان ۹۶، ۱۸:۲۷
      :)))) دیوونه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...


نویسندگان