تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


تو عمرم این شکلی درمونده نشده بودم...
واقعا معنای نمیتونم رو امروز درک کردم...
آقا ما عصری قراره بریم خونه ی صاحب خونه ی قبلیم ، خونه اشون رو هم عوض کردن...
به اتاق فرمون گفتم اینا که وضعشون خوبه ، بخوایم کریستال و تزیینی و ... بخریم اونقدر دارن به چشم نمیاد ، بیا گلدون درست حسابی بخریم... 
هیچی... 
زنگ زد بهم دانشگاه بودم ، گفت من یه گلدون دیدم به سلیقه خودم بخرم ؟؟؟ 
گفتم باشه بخر ...
اقا خرید و گفت این رو گذاشتم تو مغازه عصری رفتنی میبریمش، سنگینه ...
هیچی آقا جون ، من ظهر گفتم برم این رو سر راه بردارم ، که رفتنی بگیریم دستمون ببریم ...
چش و چالتون روز بد نبینه ، آژانس گرفتم ، سر راه رفتم دیدم یه گلدون بزرررررگ گرفته ، خیلیم خوشگل ، صاحب مغازه اومد گذاشت تو ماشین برام ... 
رسیدم دم خونه ، دیدم یا قمر گلدونه اونقدر سنگینه که نمیشه تکونش داد ! 
به راننده میگم آقا خیر ببینی یه کمک به من بکن ، حالا تصور کنین من نشستم کف کوچه ، این گلدون تو بغل من در ماشینم باز ، توان ندارم حتی نیم متر از جام بلند شم اونقدر سنگینه ! 
راننده هم خیلی شیک کیف من رو که مونده بود تو ماشین انداخت بیرون و دولا شد در عقبم بست و ؛ گفت بیشتر از این نمیتونم کمک کنم ! 
و دنده عقب گرفت و رفت ! 
یعنی این دهن من باز مونده بود و رفتن ماشین رو نظاره میکردم، نمیدونستم با اون گلدون چیکار کنم ! به زور و بدبختی چند بار امتحان کردم ، دیدم نمیتونم! گلدون میفتاد پایین اگر دو قدم میرفتم و اتاق فرمون من رو از وسط به دو نیم نامساوی تقسیم میکرد :)) قشنگ ضعف کرده بودم و دست و پاهام میلرزید ! 
گذاشتمش وسط کوچه ، رفتم سر مغازه و بالاخره کمک گرفتم و خلاصه سه نفری کشیدیمش تو با صاحب خونه ی فعلیم و دخترش ! 
قشنگ مثل آهو در عسل مونده بودم ! 
ولی هنوز تو کف اون راننده ام که کیف و تلپی انداخت و درشم بست و رفت :/ منم وسط کوچه ولو با یه گلدون سنگین ! 
:)) امیدوارم این سالم برسه تا یک ساعت دیگه :)) 

دلژین ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۱۱ ۲۱ ۷ ۲۴۶

نظرات (۲۱)

  • Khormaloo 🍬
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۶:۱۶
    😂😂😂😂جنس گلدون چی بود مگه
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۶:۲۴
      سفال بود ولی توش پر خاک و شن بود و گلشم سنگین و گنده 
      نمیتونستم تکونش بدم :)))))) 
  • **miss _ golden**
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۶:۴۵
    هعی دلژینی تنها در خیابان با گلدانی پر از بیابان😀😀😂😂
    ببخشید دیه قافیه اش باید جور میشد✌😀😂

    ایی چه راننده ای😤😤
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۳۱
      :)))))) 

  • کوچه دوازدهم
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۷:۱۱
    چه کادوی پر دردسری
    من هم یادمه برای خونمون گلدون های سنگی خریده بودیم و واقعا فوق العاده سنگین بودن..
    هنوز کمرم درد میکنه یادش میفتم..
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۳۰
      خیلییییی.... 
      الهی 
      درکت میکنم :)))
  • ملیکا
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۷:۲۱
    خدایاااااا عین این فیلم کمدیا😂😂😂😂😂چه راننده ی خوبی بودا دستش درد نکنه کیفتو پرت کرد خوب بود جا می موند؟😂😂😂 تا کی ای نیمه خالی لیوان دیدن ها تا کی؟😂😂😂
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۳۰
      دقیقا خود فیلم طنز سیاه بود :)))) 
      والاااا
  • بانوی عاشق
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۷:۲۱
    ۱-عجب راننده ی رک و بی ادبی

    ۲-آهو در عسلو عشق است😁
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۳۰
      خیلی :)))
      +:))))
  • 14
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۸:۱۰
    ملت اعصاب ندارند راننده تاکسی رو میگم ... گلدون خوبی مامانت خریده فقط جابجا کردنش کاره خانوما نیست!


    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۲۹
      نه دیگه الانم دادیم راننده آژانس آورد تو خونه ای که رفتیم 
      کار ما نبود 
  • آقای خاص
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۸:۳۴
    خیلی شیک کیفو پرت کرد؟ :))) اونوقت عکس العمل شما؟
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۲۹
      من کف کوچه نشسته بودم با گلدون :))) نزدیک بود گریه ام بگیره ... اتفاقا الان صاب خونم میگفت من از دوربین دیدم تو وسط کوچه نشستی با حال زار  :))) به دخترم گفتم این مریمه بریم ببینیم چی شده :)))
  • الی .
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۸:۴۴
    انگار نباید اتاق فرمون رو تنهایی فرستاد خرید! :)
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۲۷
      خیلی خوب و خوشگل بود ولی نمیشد تکونش داااد :)))
  • Iiiiiiii
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۸:۴۹
    باز خداروشکر کیفو گذاشته بیرون:||||تااخر پست دعامیکردم نشکسته باشه سالم رسید؟؟
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۲۷
      :)))) اره خداروشکر سالم رسوندیمش :))) 
  • کوچه دوازدهم
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۹:۳۷
    گلدون سنگی صد برابر سفالی سنگین هست .
    کارگرا انداختن جلو در . هیچ کسم نبود که کمک کنه . انداختن و رفتن.
    هر یه دونه اونا هم قیمتش خب خیلی بالاست چون سنگه دیگه ...
    برا اینکه ندزدن با بدبختی جفتشو تنهایی آوردم تو !!!
    تا جلو آسانسور کمر نموند برام . برا هل دادن هم خیلی سنگین بود برا برداشتن حتما سه نفر می خواست که بذارنش رو چرخ
    بعد میذاشتم تو آسانسور خودم با پله می دوییدم بالا و می بردم خونه ..
    بعد با آسانسور میومدم پایین دومی ...
    هنوزم یادم میفته کمر درد میگیرم...
    ممنونم از همدردی
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۴۳
      وااای من بودم میذاشتم بدزدنش :)))))) 

  • کوچه دوازدهم
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۹:۴۶
    بعد شب پدر میومد زنگ میزد به آقا دزده ها میگفت گلدونا حدود سیصد قیمتشه.
    بیاین صدم میدم اینم ببرین !

    :))))))
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۵۰
      :)))) والااااا 
      من امروزم کم مونده بود گلدون رو ول کنم و بگم به درک و برم :))) 
  • خانوم فاف
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۹:۴۶
    فقط اونجا که  وسط خیابون مونده بودی😂😂😂😂😂
    حالا آخرش چجوری به مقصد رسید؟
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۵۱
      😂😂😂😂 
      باید برم فیلمش رو از صاب خونم بگیرم با دوربین دیدن :))) 
      والا زنگ زدم آژانس موقع رفتن گفتم گلدون سنگین دارم کمک میخوام
      دیگه پسره اومد برداشت برد و رسیدیمم برد تو خونه ❤❤
  • کوچه دوازدهم
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۱۹:۵۲
    خدا رو شکر که جفتمونم تحویل دادیم و بار مسئولیت از روی دوشمان برداشته شد ...
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۱۹:۵۴
      اره :))) 
  • פـریـر بانو
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۲۰:۰۲
    جدای از گلدون و سنگینیش و اینا... من هنوز در کف اون راننده ام! :| 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۲۰:۰۴
      پیر بود بنده خدا دیده نمیتونه :)))) 
  • بق بقو
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۲۰:۵۴
    عجب  :|
    ان شاءالله رسیده :)

    +قالبت چه جالب ... اینو خود بیان زده ؟
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۲۰:۵۸
      آره سالم رسید شکر خدا 

      +نه عزیزم پایینش للینک زده ❤
  • بق بقو
    شنبه ۲۵ شهریور ۹۶ , ۲۱:۰۱
    هاا میگم  ...  قشنگ ^_^
    • author avatar
      دلژین
      ۲۵ شهریور ۹۶، ۲۱:۳۱
      عزیزم 
      مرسیی
  • دُچــــ ــــار
    يكشنبه ۲۶ شهریور ۹۶ , ۰۶:۵۸
    فک نمیکنی زیادی اختیارتو دادی دست مامانت!؟ :))
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ شهریور ۹۶، ۰۷:۱۵
      خدایا بنده خدا یه گلدون خریده ها  :)))) 
  • دُچــــ ــــار
    يكشنبه ۲۶ شهریور ۹۶ , ۰۷:۱۷
    آره از اسمی که روش گذاشتی معلومه :))
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ شهریور ۹۶، ۰۷:۱۸
      :))) اتاق فرمونه دیگه :))) 
  • tarane fn
    يكشنبه ۲۶ شهریور ۹۶ , ۱۰:۴۳
    من موندم چجوری اون گلدون به خونه صاحب خونه قبلی بردید 
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ شهریور ۹۶، ۱۲:۱۹
      ماشین گرفتم راننده اش برام برد :))) تا تو خونه آورد برامون خدا خیرش بده 
  • خاله ریزه
    يكشنبه ۲۶ شهریور ۹۶ , ۱۵:۵۹
    از تصورش کلی خندیدم. حالا واقعا باید اونقدر گنده و سنگین میبود کادوتون :))))))))
    • author avatar
      دلژین
      ۲۶ شهریور ۹۶، ۱۶:۰۲
      ریزه جان من فک نمیکردم اینقددر سنگیییین باشه اون ! 
      اتاق فرمون گولم زد :)))))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...