تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


رفتم پایین یه چای بخورم...

داشتم حساب میکردم دیدم یه دختر بچه دوید گریه کنان نشست روبه رو بوفه روی صندلی ها‌... 

من داشتم تو بوفه کارت میکشیدم و معطل جواب دادن دستگاه کارت خوان بودم و یه چشمی هم بچه رو میپاییدم ... 

دوستم بلند شد و ازش پرسید چی شده ، گفت مامان بابام ولم کردن رفتن بالا... نگهبانم نمیذاره برم بالا‌...

خلاصه ازش شماره پدرش رو گرفت دوستم رفت زنگ بزنه بهشون که بیان پیش بچه ! 

همون لحظه یه خانمه اومد نشست کنار بچه گفت بیا من میبرمت پیش مامانت... 

سریع دویدم بیرون و نشستم کنار بچه گفتم نیاز نیست خانم ، من میشناسم خانواده اش رو ... بفرمایید... 

بچه در ظاهر نهایت ۵ ساله میومد و چشماش به طرز عجیبی قرمز بود...

بهش یه بیسکوییت دادم و اسمش رو پرسیدم و گفت غزل...

گفتم مامانت زایمان داره ؟؟؟ 

گفت نه داداشم مریضه...

گفتم ااا بگو کدوم بخشه دوستم رو بفرستم...

بخش و شماره تخت رو گفت و دوستم بعد از این که باباهه گوشی رو جواب نداد رفت دنبالشون...

گفتم خودت چند سالته خالهه؟؟ 

گفت من چهارم دبستانم...

چشمام ۵ تا شد...

چقدر بچه کم داشت از نظر رشد نسبت به هم سن هاش‌... 

عین یه بچه ی ۴ ، ۵ ساله بود از نظر قد و هیکل... 

گفتم داداشت تازه بستری شده ؟؟؟ 

گفت نه ۳ سالشه !!! "متادون" خورده... 

تعجب کردم و علت قرمزی عجیب چشم و اون رنگ و هیکل و قد رو حدس زدم...ولی چیزی به روم نیاوردم و بحث رو به درس و مدرسه کشوندم تا دختر عمه اش اومد که اونم داد میزد معتاده... 

چند دقیقه بعدش اتفاقی فهمیدم برادر بچه مریضِ زینبمون بوده و یه پیاله متادون رو اشتباهی خورده !!! ۵ روز ICU بوده و الان دو روزه بخشه... 

خدا رحم کنه به این بچه ها...

اعتیاد بچه ها که براشون مهم نیست ، چه برسه مهم باشه یه دختر ۱۰ ساله رو ول کنن و هر کس و ناکسی بیاد و راحت ببرتش و هر بلایی میخواد سرش بیاره ...‌

اگر من و دوستم نبودیم از کجا معلوم اون زن بچه رو نمیبرد ؟ 

خدایا خودت رحم کن به بنده هات... 

+چرا از حوادث تلخ بعضی مادر ها و پدر ها عبرت نمیگیرن ؟؟(اصلا نباید حتی بهشون لقب پدر و مادر داد)... هر روز یک عالمه بچه میبینم که ولن و پدر مادری هم اطرافشون نیست ! خواهشا به خاطر لذت جفت گیری ، چند تا موجود دیگه رو به وجود نیارین و بدبخت نکنید وقتی از عهده ی زندگی خودتون بر نمیاین حتی! 

دلژین ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۳۶ ۱۸ ۱۰ ۲۲۰ خاطرات بیمارستان

نظرات (۱۸)

  • kerman man
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۳:۴۴
    سلام
    واقعاً تامل برانگیز بود ...
    خدا خودش به داد این جور بچه ها برسه .
    بچه سه ساله و یه پیاله متادون ؟؟؟

    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۳:۴۸
      قضیه اینه که یه نفر تو پیاله برای پدر متادون میاره ، اول میده دست این دختر بچه هه (دختره همیشه از اون شخص میگیره تا بیاره بده پدرش) ، چی شده این وسط که اون پسره اشتباهی پیاله شربت متادون رو سر کشیده... 
      اینا رو مادرش گفته
  • شیکپوش (^_^)
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۳:۵۷
    :(
    خیلی بده...کاش لااقل مثل این فیلمای خارجی یه نهاد دولتی باشه که به خانواده ها سرک بکشه و اینجور بچه هارو به زور از خانواده های بی وجدانشون جدا کنه...نداشتن این مثلا پدر و مادر خیلی براشون بهتره...
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۹
      اتفاقا همین حرف تو رو به بانو میزدم... 
  • الی .
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۴:۰۷
    میدونم بی ربطه به پست ولی وبلاگت امکان جست و جو نداره. یه متنی بودا در مورد خواب. از پیج دکتر حاجی زاده گذاشته بودیش. میدونی کدوم ماه نوشته بودیش؟ هررر چی گشتم تو پیح خود دکتر پیداش نکردم. گفتم از تو بپرسم :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۸:۰۱
      سلااام سلااام 
      راجع به خواب ؟؟؟ همون که میگفت ادم ها راز دارن تو زندگیشون و تهش میگفت تو تمام آن ۵ راز منی ؟؟؟؟ 
      +میگردم ، یافتم برات میفرستم ❤❤❤
  • دُچــــ ــــار
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۴:۱۲
    ماجرای سریال گمشدگان که شبا ساعت 9و نیم از شبکه 2 پخش میشه هم همین سرنوشت بچه های آدمای معتاده ...
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۸:۰۱
      سلاااام 
      من نمیبینم اصلا...
      باید جالب باشع 
  • Dr. Ema
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۴:۳۰
    چقدر این اخبار ناراحت کنندس
    واقعا جای تاسف داره
    ممنون بابت انتشار این مطلب و وقتی که گذاشتی
    کاش بخونیم و تکونی بدیم به خودمون.کاش تغییر کنیم.کاش هممون مقابل این چیزا بایستیم
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۸:۰۲
      کاش...
  • محبوبه شب
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۵:۱۳
    خدای من!!!!!!
    حالم از این نر و ماده ها به هم می خوره :/
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۸:۰۳
      خیلی... 
  • نازنین
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۵:۱۳
    سلام. تو اینجور مواقع فکر کنم باید با اورژانس اجتماعی 123 تماس بگیرین. البته اینکه آیا مثل فیلمای خارجی بچه ها رو میبرن و تحت سرپرستی میگیرن یا نه رو نمی دونم، ولی چند بار تو تلویزیون دیدم که اینجور چیزا رو میشه به 123 گزارش داد.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۸:۰۴
      سلام...
      اتفاقا بانو حرف شما رو زد ، ولی چون مادر بچه ظاهرا سالم بود ، بعید میدونم اورژانس اجتماعی اقدامی انجام بده...
      تو ایران قدرت جمع کردن این همه بچه ی این چنینی رو ندارن واقعا
  • 14
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۶:۳۹
    انگار شغل یه عده همینه که تو بیمارستانا یا پارکا بگردن دنبال بچه هایی که به امان خدا رها شدن و..
    عجب اوضاعی ..اینا خانوادگی فامیلی همشون اینکاره اند بچه ها هم تحت تأثیر خانواده به تمایلات اونا اسیر و گرفتار شدن و... جایی هستی و بعدها خواهی بود که موردهای اعجاب اور از نوع متاثر کننده مثل چیزایی که صحبت کردی احتمالا زیاد میبینی ..عبور کن ازشون عمیق نشو تو این موارد ولی براتم عادی نشه!!! 😬 راستش نفهمیدم چی میخواستم بگم ته کامنت و...
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۸:۰۶
      شاید هم میخواسته واقعا کمک کنه ، ولی من حس خطر کردم...
      :))
  • Khormaloo 🍬
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۷:۳۵
    کاش یه قانونی بود اصن که هیچکس اجازه ی بچه دار شدن نداشت 
    ویه مرکزی بود که صلاحیت اخلاقی روانی مالی و...خانواده ها رو ارزیابی؟ میکرد اونوقت اگههه صلاحیت داشتن اجازه بچه دار شدن بهشون داده میشد://
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۱۸:۰۶
      اون وقت میشدیم یه چیز شبیه کره شمالی :دی 
  • الی .
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۱۹:۳۶
    آره آره همون ۵ راز. خییلی ممنون😍😘
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۲۳:۱۱
      چشم چشم...
  • نادیا
    سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶ , ۲۰:۴۱
    این نمونه بارز کودک آزاریه و شما بااااید حداقل کاری که می کردین تماس گرفتن با اورژانس اجتماعیه ،اجازه بدین خبر دار بشن و کاری نکنن . منظورم اینه یه تیری تو تاریکی می انداختین ./از استادمون که فوق اطفال هستش شنیدم تو بعضی شهرها این ١٢٣در حد قابل قبولی فعالیت می کنه 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۴ شهریور ۹۶، ۲۲:۰۱
      اوهوم حق با شماس...
      اون لحظه اصلا عقلم نرسید... 
  • باران
    چهارشنبه ۱۵ شهریور ۹۶ , ۰۵:۲۷
    سلام  ببخشید ی سوال بی اارتباط با پست داشتم 
    پزشک میتونه تخصص تغذیه بگیره؟بعد اگه کسی کارشناس تغذیه باشه همون چیزایی رو یاد بگیره ک پزشکا تو رزیدنتی  یاد میگیرن؟
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ شهریور ۹۶، ۰۷:۰۷
      سلام باران عزیز
      خیر تخصصی به نام تغذیه نداریم :) 
      +کلا از رشته های کارشناسی نباید انتظار داشت تا معادل رشته ی تخصص پزشکی باشن... :) خیلی متفاوتن! مثل این میمونه هوشبری رو معادل تخصص بیهوشی بگیرین!

  • مهدیس
    چهارشنبه ۱۵ شهریور ۹۶ , ۰۹:۵۶
    سلام 
    واقعا نمیدونم چی بگم):: 

    فقط دو جمله ی آخرت به شددددت ب دلم نشست خیلی موافقم ..خیلی 

    واقعا تربیت و مراقبت کردن از بچه مهم ترین کاریه ک پدرو مادر باید روش تمرکز داشته باشن 

    من همیشه نگران این مسئله م.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ شهریور ۹۶، ۱۴:۱۵
      سلام
      خیلی مهمه... 
      ❤❤❤
  • :)
    چهارشنبه ۱۵ شهریور ۹۶ , ۱۰:۲۴
    چقد تلخ... 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ شهریور ۹۶، ۱۴:۱۷
      خیلیییی
  • خاله ریزه
    چهارشنبه ۱۵ شهریور ۹۶ , ۱۵:۰۸
    چقدرر متاثر شدم از سرنوشت خودش و برادرش !
    خدایا خودت نگهدارشون باش
    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ شهریور ۹۶، ۱۷:۲۱
      :( 
      +خیلی این مدلی ها زیادن...
  • باران
    پنجشنبه ۱۶ شهریور ۹۶ , ۰۸:۰۷
    ممنونم از پاسختون
    یعنی دکترایی مثل دکتر کر مانی که متخصص تغذیه هستن چجوری وارد این رشته شدن؟
    دکتر کرمانی چون مشهوره گفتم ،پزشکی خوندن 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۶ شهریور ۹۶، ۰۸:۱۴
      ایشون اسمی میگن بهش متخصص تغذیه ؛ در حالی که فقط یک پزشک عمومی هستن و خودشون با مطالعه وارد حیطه ی کاری تغذیه شدن... :) 

  • آقای خاص
    جمعه ۱۷ شهریور ۹۶ , ۰۰:۰۶
    این پست ناراحت کننده بود خدا به داد همه برسه
    • author avatar
      دلژین
      ۱۷ شهریور ۹۶، ۰۷:۰۷
      اوهوم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...