تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


امروز دلم فقط خواب میخواست...
ساعت ۷ بیدار شدم و از گوشیم شروع کردم به خوندن کتاب "زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی "  از "سحر شریف نیک" و تا ساعت ۱۰ ،سه  تا از داستان ها رو خوندم و مابینشون چرت میزدم حسابی ... 
چقدر دلم برای این تیپ کتاب ها تنگ شده بود، سَبُک ، طنز، و انگار واقعی واقعی‌... 
حالا کامل بخونم میام براتون میگم چجور بود... 
بعدش هم پاشدم صبحانه نشستم با قاشق یه نصف هندوانه رو خوردم و داشتم به خودم میگفتم که مریم خیلی گوشت داری میخوری  ، یه کم رعایت کن بیشتر و از بابت همبرگر دیشب عذاب وجدان داشتم (:دی)  و ‌... که یهو درم رو زدن ، رفتم دیدم دختر صاب خونه با یه کاسه کله پاچه و یه نون سنگک جلو در ایستاده :))) 
هیچی دیگه هرچی لاغر کرده بودم این یه ماه و نیم داره میاد سر جاش... :)) 
اتاق فرمونم که اخر هفته میاد من رو میکنه ۱۰۰ کیلو و میره :)) 
بعد هم ۲ ساعت دوباره رفتم خوابیدم و بیدار شدم و رنگینک درست کردم و (اهم بعلهههه ما اینیییم) و گذاشتم تو یخچال خودش رو بگیره و الانم در خدمت شوما هسدم و بعدش میخوام برم یه درسی بزنم به این مغز خواب آلو :)) 
+جمعه اتون دلبببر ؛) خوش بگذرونین تا وقت هست ! 
+در رابطه با پست قبل ، ای خدااا ، همه ی از ته دل خندانندگان را "دویصت" ساله کن...
:)) 

دلژین ۱۰ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۰۱ ۱۷ ۸ ۲۲۴ کتاب خوانی

نظرات (۱۷)

  • لیمو جیم
    جمعه ۱۰ شهریور ۹۶ , ۱۷:۳۹
    دلمان خواست:))) 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ شهریور ۹۶، ۱۹:۰۲
      :)))) جات خااالی
  • خانوم فاف
    جمعه ۱۰ شهریور ۹۶ , ۱۷:۴۳
    دلم خواست این کتابه رو بخونم. در حالی که دارم با قاشق هندونه می خورم و یه جاهایی از کتاب هم بلند بلند می خندم. 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ شهریور ۹۶، ۱۹:۰۲
      بانمکه کتابش ...
      بخون
  • ستاره جان
    جمعه ۱۰ شهریور ۹۶ , ۱۸:۲۳
    یاد دوستم که الان اون سر دنیاست منو انداختی اون رنگینک درست میکرد قِر و فر داشت رنگینک یادمه 
    ولی دوست دارم به یادش درست کنم توش خرما داشت آیا؟ 
    منم خیلی چاق شدم خفن :|
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ شهریور ۹۶، ۱۸:۳۵
      والا مال من قر و فر نداشت 
      ارد رو با کره تفت دادم ، یه کم تیره شد ، زیرش رو خاموش کردم ، بعد چند دقیقه بهش دارچین اضافه کردم و حسابی هم زدم...
      خرما ها رو هسته گرفتم لاش خرما گذاشتم ، روش اون ارد رو ریختم و گذاشتم یخچال...
      تزیین نکردم دیگه...
      من کلی کم کردم اتفاقا... نباید بذارم برگرده وزنم
  • .. محمد ..
    جمعه ۱۰ شهریور ۹۶ , ۱۸:۵۳
    عالی ... خیلی به خودتون می رسید!
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ شهریور ۹۶، ۱۹:۰۲
      ممنون
  • آقای خاص
    جمعه ۱۰ شهریور ۹۶ , ۱۹:۳۰
    عکس رنگینک تو میذاشتی میدیدیم 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ شهریور ۹۶، ۲۰:۱۲
      دیگه حال عکس گرفتن نداشتم امروز 
      دفعه بعد ایشالا
  • Iiiiiiii
    جمعه ۱۰ شهریور ۹۶ , ۱۹:۴۴
    روی هندوانه کله پاچه خوردید زنده اید الان؟؟
    • author avatar
      دلژین
      ۱۰ شهریور ۹۶، ۱۹:۴۷
      :))) نه بابا برای ناهار حدود ۳ یا ۴ قاشق بیشتر نتونستم بخورم... بقیه رو فریز کردم :))
  • نورا
    جمعه ۱۰ شهریور ۹۶ , ۲۳:۳۱
    سلام
    رنگینک خوشمزه شد؟🙃
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ شهریور ۹۶، ۰۶:۱۸
      سلاااام
      عالی شد نوووورا 

      مرسییی
  • :)
    شنبه ۱۱ شهریور ۹۶ , ۰۰:۲۰
    من عاشق کله پاچه ام ؛)

    شادی هات پایدار دوست من :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ شهریور ۹۶، ۰۶:۱۷
      منم دوس میدارم
      همچنیییین
  • Ema ema
    شنبه ۱۱ شهریور ۹۶ , ۰۰:۲۷
    هووووف.جمعه منم همش خوابالودگی بود و بس. حالاکه شبه و باید بخوابم و صبح زود پاشم فردا، این خواب خر رفته و من چشام مث جغد بازه...
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ شهریور ۹۶، ۰۶:۱۷
      اخ اخ من اونقدر تو هفته خسته میشم که جمعه بهشته برام :)) شبم مثل خرس خوابیدم :))) 
  • ستاره جان
    شنبه ۱۱ شهریور ۹۶ , ۰۸:۵۸
    لای خرما خرما گذاشتی؟ o   O
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ شهریور ۹۶، ۰۹:۱۵
      اینم سوتی بعدیم :))) 
      گردو گذاشتم 
  • وحید
    شنبه ۱۱ شهریور ۹۶ , ۰۹:۲۹
    سلام من غالبا چون دیر وبلاگ شما یا وبلاگ دوستان دیگه رو چک میکنم  واسه همین داشتم چند پست قبل رو که میخوندم همون که درباره پسر بچه زابلی گفتید و پشت بندش هم  داستان زابلیا و بعضی از دوستان هم لطف کردن . خدمتتون عارض بشم بنده مال همون استان سیستان و بلوچستانم .اینطور هم که شما بحث میکنید نیست فرض مثال توی یه شهر غریبه یکی از یه شهر دیگه ای  کاری کنه دلیل نمیشه کسی تعمیمش بده به همه کلا منطقی به نظر نمیرسه ...تو استان ما هم کلا میگن فسادی که وارد شهر شده به خاطر دانشجو های تهرانی یا خیلی از فسادایی که جای گفتن نداره به خاطر دختر یا پسرای اکثرا شمالیه (با مدرک و نمونه و مثال هم براتون ثابت میکنن) ...توی اینجا هم اگه کسی از شهری غریب بیاد  اگه اتفاقی تو اون محله بیفته اولین انگشت اتهام فارغ از درست بودن و نادرست بودن به طرف غریبه هست .نادرست بودنش هیچ .اما درست بودنش به معنای جمع بستن همه نیستت . این رفتارا و افکار چه توی شهر من و چه توی شهر شما یا شهر دانشجویی شما خوب نیست اما خب چه میشه کرد که قابل اصلاح هم نیست و یه عادت شده .خدمت اون دوست یا دوستانی هم که تصورشون از سیستان و بلوچستان یه استان محروم عقب افتاده هست که مردمش غالبا با حیوانات اهلی رفت و امد میکنن عرض کنم خب تا ندیدید هیچ وقت قضاوت نکنید و این قضاوت شخصیتونو  جاییی بیان نکنید.امیدوارم موفق باشید و همیشه گفته  رو بر اساس دیده ها بیان کنید نه شنیده ها...
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ شهریور ۹۶، ۱۲:۲۹
      سلاام 
      کاملا حق با شماست 
      کار اشتباهیه که اشتباه یک نفر رو به همه نسبت داد
      منم شخصا تعمیمش ندادم به همه ، ولی خب خاطره ی دلچسبی ناخودآگاه ته ذهن آدم نمیمونه...
      و برای همین سعی کردم با چهره ی پسر بچه ی دوست داشتنی زابلیمون اون تصویر ناخوشایند رو پاک کنم و این خاطره رو جایگزین کنم...
      درست میگین...
      مردم جنوب و بعد خطه ی سیستان و بلوچستان در کل مردمان رنج کشیده ای هستن و من براشون احترام قائلم... 
      +موفق باشید 

  • نورا
    شنبه ۱۱ شهریور ۹۶ , ۱۲:۲۰
    خواهش میکنم نوش جووووونت😙😙😙
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ شهریور ۹۶، ۱۲:۳۱
      بوووس 
  • ملیکا
    شنبه ۱۱ شهریور ۹۶ , ۱۳:۵۴
    وااای من نمیدونم چرا اینطوری شدم تموم جمعه رو تختم بودم بعدشم رفتیم مهمونی بعدش صبح نیم کیلو زیاد شدم :/ امروزم تا الآن هیچ کار مفیدی نکردم چرا آدم بعضی وقتا اینجوری میشه؟😐😐😂😂 ( یک تنبل با شما صحبت میکند)
    رنگینک چی بود؟ اسمش برام آشناعه
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ شهریور ۹۶، ۱۵:۱۷
      :))) وزن که در طول روز کلی تغییر میکنه 
      نیم کیلو خوبه که 
      سلام تنبل جااان :)))
      والا رو خرما ، آرد تفت میدن میریزن 
  • دُچــــ ــــار
    شنبه ۱۱ شهریور ۹۶ , ۱۴:۴۸
    پست قبل چی بوده؟ :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ شهریور ۹۶، ۱۵:۱۶
      پست ها همینه 
      چیزی پاک نکردم :) 
  • Hayal
    شنبه ۱۱ شهریور ۹۶ , ۱۶:۰۷
    به به رنگینک 
    من میخوام یکم چاق شم اصن bmiام بسی خنده دار اسد😂
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ شهریور ۹۶، ۱۷:۲۴
      :))) بیا از من بگیر :)))
  • خاتون ..
    شنبه ۱۱ شهریور ۹۶ , ۲۲:۳۵
    خانوم دکتر مادر رسیدند؟انشالله حسابی به جفتتون خوش بگذره .تو هم یکم حال و هوات عوض بشه.
    عاشق این منیج کردن زمان و این مدل تفریحاتتم.خیلی دلم تنگ شده برای کتاب خوندن .
    مخصوصا این کتابی که گذاشتی که اینقدر هم وسوسه برانگیزه.
    امیدوارم حال خودت و حال دلت خوب باشه
    • author avatar
      دلژین
      ۱۲ شهریور ۹۶، ۰۷:۰۴
      سلام خاتون جان 
      جمعه میاد ، ۱۷ ام... :) 
      بخون بخون... 
      کتاب اب نبات هل دارم بوخون اونم طنزه و خیلی قشنگه
      +مرسییییی عزیزم
  • آقای خاص
    يكشنبه ۱۲ شهریور ۹۶ , ۰۱:۳۵
    رنگینک چیه؟ نخوردم تاحالا
    • author avatar
      دلژین
      ۱۲ شهریور ۹۶، ۰۷:۰۶
      مال جنوبی هاس 
      منم نخورده بودم 
      خرما رو پوست میگیرن ، لاش گردو میذارن بعد روش آرد تفت داده شده میریزن...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...