تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


۱/شنبه یه سری اتفاقاتی افتاد و پیرو حرف های یه بنده خدایی که تو ذهن من از عرش به فرش خیلی وقته نزول کرده ، من مسخره اش کردم پنهانی برای خودم که بانو هم شنید... ولی بلافاصله به بانو گفتم من خیلی آدم مزخرفی شدم که اینقدر رو همچین کسی حساسم و تازه مسخره هم میکنم...و دارم روی خودم کار میکنم تا این رفتار افتضاح و چندش آور رو همین جا خاکش کنم تا تبدیل به عادت نشه ... و خب از اون روز دیگه این کار رو نکردم... و قول میدم نکنم...

۲/یکشنبه طبق معمول اولین نفر صبح تو بخش و اتاق رگ گیری بودم و بچه ها پایین داشتن صبحانه میخوردن و هنوز نیومده بودن، شروع کردم طبق معمول مسخره بازی برای خندوندن بچه و به طرز عجیبی جواب داد  و با این که داشتن ازش رگ میگرفتن یهو جیغ بنفشش قطع شد و از اداهای من قهقهه میزد...

پرستار بهم گفت تو باید بری اطفال خیلی بهت میاد و منم گفتم خیلی دوست دارم و دو تا قلب بالا سرم سبز شد 😍

۳/دوشنبه داشتم تو جاده برمیگشتم ، یه آهنگ محلی هرمزگانی گذاشتم و تو ذهنم با تمام بچه های بخشی که باهاشون خاطره داشتم رقصیدم...

خصوصا با اون پسر زابلی که صبح آخر اومد تو اتاق رگ گیری و آروم ترین و مرد ترین پسر بچه ای بود که دیده بودم و من یه دل نه صد دل عاشقش شدم :)) و بهش گفتم با من ازدواج میکنی ؟ خخخخ...

آخرین تصویری که ازش تو ذهنمه اونجاس که تو اتاق پزشک نشسته بودم و بچه ها داشتن تشنج رو توضیح میدادن و یهو از فاصله ی چند متری و پشت استیشن دیدمش لباس اتاق عمل پوشیده و داره محکم با پاهای خودش میره که بره اتاق عمل و به قول خودشون داماد بشه :)) 

و خب تصور من کمی نسبت به زابلی ها که زیاد اینجا دیده میشن تغییر کرد(مردم استان از دستشون زیاد خوشحال نیستن و برچسب دزدی و ... خیلی بهشون میخوره و چند ماه پیش از مغازه صاحب خونمم دزدی کرده بودن و خب ناخودآگاه تصویر قشنگی ازشون تو ذهن نمیمونه...)، ولی آخرین تصویرم ازشون شد انسان های سختی کشیده و زحمت کش...مادری که نهایت ۳۵ سال داشت ولی شبیه پیرزن های ۷۰ ساله بود از سختی زندگی و کار‌...  :)

امیدوارم این تصویر همیشه بمونه ثابت در ذهنم و خراب نشه...

۴/دعوت شدیم خیلی ناگهانی دیروز به خونه ی دوستمون فائزه که بچه دار شد پارسال و هنوز در مرخصیه و به امید خدا از مهر دوباره شروع میکنه... بچه اش رو که دیدم باورم نمیشد اینقدر وروجک بزرگ شده... 

چقدر من به دوستم افتخار میکنم که اینقدر از خودگذشتگی داشت و ۱ سال تمام رو گذاشت برای به دنیا اومدن و بزرگ کردن پسرش...

بچه ها ۶ ماه اول رو باید هر لحظه کنار مادرشون باشن... و فائزه این کار رو کرده و واقعا برای من تحسین برانگیزه...

مهمونی هم بد نبود...

اما به قول بانو نمیدونم چرا خسته میشم از تو جمع بودن بعضی اوقات ... 

۵/کتاب جزء از کل خیلی وقته تموم شده ، کتاب خوبیه و توصیه میشه بخونیدش... اگر وقتتون آزاد باشه و یه سره ببلعینش بهتره :) 

جملاتش بی نظیره و تقریبا صفحه ای نمیگذره مگر با چند جمله ی عمیق و مهم که شما رو به فکر فرو میبره...

میخوام تا آخر هفته یه کتاب خیلی سبک و ساده بخونم و ذهنم رو برای خوندن کتاب دکتر صادق زیبا کلام "ما چگونه ما شدیم؟" برای هفته ی بعد آماده کنم...

کتاب زیاد دارم تو اپلیکیشن طاقچه و فیدیبو و احتمالا از اون ها یه سبکش رو انتخاب میکنم...


خب... شما ها چه میکنید ؟ خوبین ؟ چه خبرا ؟ 

+به همه سر میزنم اما ببخشید ممکنه فرصت نشه نظر بذارم ❤❤❤❤

نظرات (۲۳)

  • دانلود فیلم
    سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ , ۱۸:۳۵
    سلام وبلاگ خوبی داری فقط اگه امکانش هست فونتاشو یکم بزرگتر کنید تا راحت بشه خوند
    ممنون از لطفتون
    موفق باشید
  • لیمو جیم
    سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ , ۱۸:۴۶
    بیماری بده,بچه بیمار باشه بدتره:( 
    با این اهنگه چطوری رقصیدی واقعا؟:))

    قربان شما همه چیز مرتبه امن و امان زندگی میکنیم:)
    • author avatar
      دلژین
      ۷ شهریور ۹۶، ۱۸:۴۹
      آره بده... ولی وقتی خوب میشن و حالشون رو به راه میشه خیلی خوبه... 
      +:))) قابل توضیح نییست
      +خداروشکر 
  • دُچــــ ــــار
    سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ , ۱۸:۵۸
    ماهم خوبیم :) این آهنگ بود!!!؟ :)
    • author avatar
      دلژین
      ۷ شهریور ۹۶، ۲۰:۰۰
      شکر 
      بزن و بکوب محلی دیگه :))
  • ملیکا
    سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ , ۲۰:۰۱
    پس کجا بودی تو؟ همش میومدم میدیدم ننوشتی چیزی
    البته انقدر نوشتی که از خجالتمون درومدی ؛)
    در مورد دو: بالاخره موفق شدیاااا همینجوری پیش برو کارت حرف نداره :)))
    در مورد دوستت هم بهت تبریک میگم❤❤❤
    + جواب ماموگرافی مامانمو پیش یه متخصص نشون دادیم گفت جای نگرانی نیست البته یه ام آر آی نوشته اما خیلی حالم بهتره ♡🥀❤
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۹
      من همین جا ها :)) 
      قشنگ از خجالتتون درومدم...
      + ❤❤❤❤ 
      +خداروشکر 
      انشاءالله که چیزی نیست 
  • الی .
    سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ , ۲۰:۳۲
    ما هم درگیر خرید پارچه و دوختن لباس برا عروسی پسر عمه :)
    بد نمیگذره ولی زود میگذره نمیدونم چرا. راستی راستی داره مهر میرسه :/
    آهنگای بندری رو من خیلی دوس دارم. یه جوری که وقتی میشنوی ناخود آگاه یه قسمت از قسمتای قر خیزِ بدنت شروع میکنه به تکون خوردن! :دی
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۸
      لی لی لی 
      پس عروووسی داااریم 
      هووووورا 
      +لامصب مثل برق داره میگذره... 
      +قرررر قرررر :)))
  • 14
    سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ , ۲۰:۴۱
    اوه.. اوه..  زابلستانی!  زینال بندری جمشید آریا !  :)))

    صادقِ زیباکلام پشتش به کی و بکجا گرمه که کسی کاریش نداره چیزیه که من یکی توش موندم.خوشم نمیاد ازش، شایدم به همین دلیل ازش خوشم نمیاد که از جایی تحت حمایته که کسی جرئت باز خواستش رو نداره بعنوان منتقد حرفا میزنه و می نویسه اونم در جایی و مملکتی که صبر و تحمل برای انتقاد از ایشان خیلی زیاد کمه ولی زیبا کلام همیشه هستش و حرفاش رو میزنه و بازم میزنه و این عجیبه! ولی دلیل نمیشه . ..شما بخوون

    بجز دردِ خوب نشدنی مچ دست،خوبیم.می گذره...

    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۸
      :))) 
      مچ دستتون انشاءالله بهتر بشه... 

  • هوپ ...
    سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ , ۲۱:۳۰
    چه می کنیم؟ پایان نامه به مرز جنون رسوندتمون! :-/

    تعریف جزء از کل رو زیاد شنیدم، میره توی لیستم حتما!
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۷
      اخ اخ اخ 
      منم از مهر اگه بذارن باید استارت بزنم برا پروپوزال و ... 
      نمیدونم اون ته با اون همه کشیک چجوری برسم تمومش کنم !!! 
      خدا صبرت بده ....
      +خیلی خوبه... بخونش...
  • بق بقو
    سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ , ۲۱:۳۵
    شکر خدا من خوبم ...

    خیلی بده بچه ها مریض بشن ... خواهر زاده منم مریض شده به خاطر تب حتی بیمارستانم بستریش کردن :( ... امیدوارم زودتر این دوره تب تموم بشه

    نمیدونم این ویروسا از کجا میان ...
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۶
      خداروشکر 
      +الهییی... انشاءالله که زودتر مرخص میشن.... 
      ویروس های بد ... 
  • Sara
    سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ , ۲۳:۳۶
    سلام، وای همش نگرانی بودم چرا پست نمیذارین روزی س دفعه سرمی زدم، خوشحالم  حالتون  خوبه، ببخشید ی سوال شما سیستان و بلوچستان درس میخونین؟ 
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۵
      سلام سلام :)) 
      مرسییییی
      شما خوبی ؟؟؟ 
      نه من سیستان نیستم :) (بعضی از زابلی ها مهاجرت میکنن به استانی که من درس میخونم و تو یکی دو سال اخیر هم زیاد تر شدن)
       
  • x
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۰۲:۲۶
    امن و امان ِ:) 
    چه خوبه کتاب معرفی می کنی :) من هنوز غرق لذت کتاب ملت عشقم که به توصیه ات خوندم :) 
    از اونجایی که تو کتاب خریدن ِ حضوری تنبلم چندلحظه یه پیام فرستادم برای فیدیبو که سر فرصت این کتاب رو اضافه کنن :)
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۳
      ملت عشق واقعا خوب بود... حس و حالش خیلی خوب بود... 
      +من این رو از دیجی کالا سفارش دادم... از دیجی کالا ، شهر کتاب آنلاین...
      تقریبا میشه گفت مدتیه که دیگه کتاب ها رو هم اینترنتی میخرم....
  • Ema ema
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۰۹:۱۵
    مثل همیشه عالی. انرژی میگیرم از پست هات.
    پست قبلی هم که راجب سفر بود خیلی دوس داشتم.
    ممنون که هستی و بااین همه مشغله حال نوشتن داری.خخخ
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۲
      لطف داری عزیزم... 
      خخخخخ...
      موفق باشی
  • Aramam .F
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۱۱:۳۲
    آخییی اون پسربچه ی زابلی خیلی بانمک بود:)
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۱
      خیلی
  • آرتمیس ‌‌
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۱۲:۲۴
    آقا تو چطوری به کارت و زندگیت و کتاب خوندنت و همه چی می‌رسی؟
    من که هر چی زور می‌زنم، نمی‌تونم یه کلاس ورزش هماهنگ کنم! از کیه می‌خوام برم واسه کتاب نشده... به ما هم یاد بده استاد :)
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۱
      تازه خیلی تنبلی میکنم آرتمیس... خیلی ها ... یعنی اگر این تنبلیه رو نداشتم به خیلی چیزا بیشتر میرسیدم...
      بابا این کتاب ۶۵۰ ص رو یک ماه طول کشید تا من بخونم !! 
      +یکی باید به خودم یاد بده :))
  • ستاره جان
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۱۲:۴۱
    دختر لینک دانلود آهنگهاتو بذار 
    مخصوصا محلی ها رو 
    من عشق ایرانمونو دارم 
    .
    .
    .
    .
    آره زابلی ها ببخشید سیستان بلوچستانی ها انسانهایی طرد شده هستند اما واقعا سختی کشیده اند 

    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۰
      چشم چشم 
      آخه وقتی علامت play رو میزنی دانلود هم اون گوشه اش هویدا میشه... ولی چشم میذارم لینکش رو ❤ 
      +ایران عشقه
      +اوهوم....
  • mitra .mo
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۱۴:۳۹
    اره به نظرم خوبه ادم بعضی مواقع نظرشو
    راجع به چیزایی که مثل یه عادت شدن برای قضاوت کردن
    تغییر بده
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۷:۰۸
      اوهوم
  • نورا
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۱۵:۵۷
    سلام 
    ماهم میگذرونیم تابستونو خوبو بد😊
    میگم مریم جون شما ادرس وب شادی رنگارنگ رو نداری؟تا خوشبختی بود وبش ولی هرچقد ک میزنم انگار یچیو واردنمیکنم بالانمیاد از تاریخچه گوشیم پاک شده نمیدونم چجوری پیداش کنم
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۱۷:۰۹
      سلام نورا جان ! خوبی ؟ 
      نورا تو دستور رنگینک رو فکر کنم بلد باشی ، نه ؟؟ اگر بلدی سر فرصت برام بفرست لطفا :)) خخخ 
      +راستش منم همین مشکل تو رو دارم... باید از لپ تاپ چک کنم... هر وقت لپپ تاپ روشن کردم و پیدا کردم برات میفرستم آدرس رو... ولی یادمه چند وقت پیش چک کردم وبش رو و نمینوشت...
  • نورا
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۱۹:۰۴
    قربونت عزیزم خوبم
    بلد نبودم خودم دستورشو پرسیدم واست:)
    اول هسته های خرما رو میگیری جاش گردو میکنی داخل خرما بعد اردگندم رو با روغن زیادسرخ میکنی جوری ک آرد حالت روون داشته باشه اونقدنباشه ک رنگش قهوه ای شه جوری ک بوی خامی آرد بره کافیه؛بعد ارد رو میریزی روی خرما با پودر پسته هم تزئین میکنیم خیلی مقویه نوش جان
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۲۲:۵۰
      وای نورا نورا نورا نورا 
      دمت گرم 
      دمت خیلیییی گرم 
  • نادیا
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۲۱:۲۵
    اوووخی هم شهری های ما با اون بچه ها با رنگ پوست تیره و کلیییی خوردنی !! منم اطفالم تو بیمارستان خود سیستان و بلوچستان با کلی از این جور بجه های عشق
    • author avatar
      دلژین
      ۸ شهریور ۹۶، ۲۲:۴۶
      سسلام سسلاممم...
      زابلی هستی ؟؟؟ 
      عزیزم خیلی بانمکن 
  • نورا
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۲۳:۵۱
    خواهشششش میکنممممم نوشششش جووووونت❤❤❤
    • author avatar
      دلژین
      ۹ شهریور ۹۶، ۱۴:۰۴
      بوووس
  • آقای خاص
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۲۳:۵۸
    جز از کل اونم با ترجمه پیمان خاکسار
    کتاب ارزشمندیه
    • author avatar
      دلژین
      ۹ شهریور ۹۶، ۱۴:۰۴
      اوهوم 
      ترجمه اش هم عالی بود
  • X
    پنجشنبه ۹ شهریور ۹۶ , ۰۱:۰۴
    اوه ِتاب بالای 600 صفحه بود؟! :|
    • author avatar
      دلژین
      ۹ شهریور ۹۶، ۱۴:۰۳
      اره فک کنم ۶۷۰ بود...
  • گلاویژ ...
    پنجشنبه ۹ شهریور ۹۶ , ۱۰:۱۴
    من خیلی کتاب خوندنام طول می کشه :(((
    • author avatar
      دلژین
      ۹ شهریور ۹۶، ۱۴:۰۱
      اچکال نداره 
      بوخون
  • نادیا
    پنجشنبه ۹ شهریور ۹۶ , ۲۰:۰۲
    بلهههه
    • author avatar
      دلژین
      ۹ شهریور ۹۶، ۲۳:۴۶
      به به 
      همه سیستان بلوچستانیاااا 
      دست و جیغ و هوووورا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...