تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


از دیشب تصمیم داشتم ترسم رو برای معاینه نوزاد ها با انجام معاینه از بین ببرم...

از کوچیک و ظریف بودنشون و از مسئولیت اشتباهات بعید ولی احتمالی واهمه داشتم...

اونقدر این موجودات کوچک و ظریف هستن که انجام یک سری مانور ها کمی ترسناک به نظر میرسه تا وقتی بهشون دست نزنی...

درست مثل مادرهایی که حتی اوایل از تعویض پوشک هم از ترس آسیب زدن میترسن...

خلاصه صبح رفتم تو بخش نوزادان و همه اشون رو معاینه کردم و مانور ها رو انجام دادم و استاد هم اومد یه چند تا نکته یادم داد و ترسم کامل ریخت از لمس و معاینه ی این موجودات دوست داشتنی...

مادرها هم همه تحویلم میگرفتن و بهم اعتماد کرده بودن و ترسی برام نمونده بود...

یکی از نوزاد ها نارس بود و پرستار اومد یک تکه از سرش رو با ژیلت تراشید که ببرنش سونو بگیرن ... مامانش ناراحت شده بود و میگفت بچه ام زشت شد،کم مونده بود گریه کنه، آخه فرض کنید نوزاد رو یهو فقط وسط کله اش کچل باشه و بقیه اش پر مو  :)) منم کلی شوخی کردم و آخرش به خنده ی کل اتاق منجر شد و متقاعدش کردم از کله ی نیمه کچل بچه اش عکس یادگاری بگیره و خودش دوربینش رو داد بهم و گفت عکس بگیر و کلی خندید :)) 

+امروز دلم نمیخواست از کل اون بخش بیام بیرون... اصلا دلم میخواست تک تک بچه ها رو بذارم ردیف کنارم و بخوابم شب کنارشون...

+قرار بود کتاب "جزء از کل" رو جمعه تموم کنم...

خوب پیش میرفت ولی به جاییش رسیدم که باعث شد به هم بریزم و فکرم درگیر شه و کتاب رو بستم... کتاب خیلی خوبیه ، اما به شدت ذهنم رو درگیر خودش کرده ... اگر فرصت کنم این هفته تمومش میکنم... 

کتاب جمله جمله اش شما رو به فکر فرو میبره و با اون حجم زیاد طبیعیه طول بکشه و این طول کشیدن شما رو از کتاب زده نمیکنه... 

+یه کم حالم خوب نیست... خیلی به یه سری چرندیات فکر میکنم... یه حسی درونم وول میزنه که دوست ندارم باشه(مربوط به پست قبل میشه)... تمام راه برگشت تو جاده خیره شده بودم به بیابون، بدون هیچ حرفی، بدون هیچ آهنگی ... فقط صدای ماشین و باد شدید میومد و من خیره بودم به جاده و دلم گریه میخواست...

و البته یه چشمم هم به قرمه سبزیِ تو ظرف جلوم ، بود(از بیمارستان غذا گرفتم) و دلم میخواست همون لحظه بخورمش :)) 



دلژین ۳۰ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۴ ۲۰ ۱۰ ۲۲۷

نظرات (۲۰)

  • حسین اصلانی
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۱۹:۱۵
    :-) برای من جالب بود
    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ مرداد ۹۶، ۱۹:۱۶
      :) ممنون
  • الی .
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۱۹:۱۹
    واقعا این آهنگ فوق العاده ست. داشتم پستت رو میخوندم و اینم گوش میدادم. رسیدم به زل زدن و اینکه دلت گریه میخواست. یهو فضا معنوی شد اصن :) دلتنگ شدم و نمیدونم دلم چی میخواد :)
    • author avatar
      دلژین
      ۳۰ مرداد ۹۶، ۱۹:۲۳
      سال قبل این موقع ها بود ...
      بازم تو جاده تو راه یه روستا گوش میدادمش 
  • پشمآلِ پشمآلو
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۱۹:۴۳
    من عااااااشق نی نی خامم :بابراس
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۳
      نی نی خام ؟؟؟
  • محبوبه شب
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۱۹:۵۳
    خب خداروشکر ترست ریخت و تونستی اون کوچولوهای دوستداشتنی رو معاینه کنی ^_^ منم عاشق بچه هام حتی اون کوچولوهاشون 😍

    کتاب جزء از کل؟ 😨 از کی دست گرفتی؟
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۴
      بچه ها خیلی خوبن 😍
      سه هفته ای میشه...
  • 14
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۲۰:۰۶
    بچه بوگندوها.. من اصلا این دورانو نگذروندم...
    فکر کنم چرندیاتی که تونستن اینطور تو رو بفکر فرو ببرند یعنی اتفاقات خوبی رخ داده! درسایی گرفتی و تجربیاتی کسب کردی.
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۴
      بعله درس و تجربه خوبه
  • ام اسی خوشبخت
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۲۰:۲۸
    بچه ها خیلی دوست داشتنی هستن :)
    ان شالله حالتون خوب باشه همیشه :)
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۴
      همچنییین
  • خاتون ..
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۲۰:۴۰
    خداروشکر که عادت کردى به معاینشون.ببین چه قشنگههه:))
    انشالله اون یکم حال بدت زودتر نیست بشه.همه ات بشه حال خوب.لبت خندون باشه الهی.
    چرا به اهنگ مورد علاقه ی من دست میزنی؟هان؟:)
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۵
      خیلی قشنگن 😍 
      همچنین خاتون جان.... 
      +:))
  • آرام ..
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۲۰:۵۰
    ایشالا حالت خوب خوب باشه مریم جان *_*
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۵
      همچنین ارام جان
  • :)
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۲۱:۴۴
    منم اول میترسیدم خواهر زادم رو بگیرم بغلم ؛)

    ولی بعدش دیگه به هیشکی نمیدادم ؛))

    چقد آهنگ های خوبی میذاری ؛) 
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۶
      عزیزم 😍😍😍 خدا حفظش کنه... 
      +نوش جونت
  • ملیکا
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۲۲:۱۰
    آخییی چقدر نازن این نی نی ها♡
    میشه یه سوال پزشکی بپرسم؟ 
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۶
      خیلی...
      جانم ؟؟؟ 
  • kerman man
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۲۲:۳۸
    درود بر شما خانم دکتر
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۶
      درود بر شما 
  • Khormaloo 🍬
    دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶ , ۲۳:۵۵
    بی صبرانه منتظرم یکی جز از کل رو بهم هدیه بده:))😂😂😂
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۶
      :))))) اعلام کن برای تولدت 
  • دُچــــ ــــار
    سه شنبه ۳۱ مرداد ۹۶ , ۱۰:۲۴
    تقدیم به شما+ :)
    http://fiish.blog.ir/post/275


    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۸
      مرسی 
      قصیه اش چیه ؟؟؟ 
  • Aramam .F
    سه شنبه ۳۱ مرداد ۹۶ , ۱۷:۰۰
    نوزادا خیلی موجودات دوس داشتنیی هستن:)
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۳۸
      خیلییییییی
  • Khormaloo 🍬
    سه شنبه ۳۱ مرداد ۹۶ , ۲۳:۵۲
    اخه کسی هیچوقت ازم نپرسیده کادو چی دوس داری😂😂😂😂:))
    +توجهم جلب شد به یه کامتنی:|بچه بوگندوهااااا؟؟😑😑واااقعن شگفتا...
    • author avatar
      دلژین
      ۳۱ مرداد ۹۶، ۲۳:۵۳
      :))) عرضه نداری دیگه من هر سااال میگم دقیق چی میخوام :)))) 
      +اونو ولش کن.... :)
  • دُچــــ ــــار
    چهارشنبه ۱ شهریور ۹۶ , ۱۲:۳۰
    قضیه اش توی کلمات کلیدی ش مستتره :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۹
      برم دقت کنم :)
  • ملیکا
    چهارشنبه ۱ شهریور ۹۶ , ۱۳:۱۵
    توده ی سینه اگه سرطانی باشه چی میشه؟ ماموگرافی مامانمو هنوز ندادیم دکتر ولی تورم غدد لنفاوی دیده شده بایه توده تو ربع خارجی فوقانی
    • author avatar
      دلژین
      ۱ شهریور ۹۶، ۱۳:۵۹
      توده های سینه چه خوش خیم و چه بدخیم انواع مختلف دارن و برای هر کدوم یه راه و روشی هست :) 
      کلی هیچ کس نمیتونه به این سوالت جواب بده
  • ملیکا
    چهارشنبه ۱ شهریور ۹۶ , ۱۴:۴۷
    خیلی نگرانم... 
    ممنونم ازت
    • author avatar
      دلژین
      ۱ شهریور ۹۶، ۱۶:۴۴
      نگران نباش ، انشاءالله که چیزی نیست... ❤❤❤
  • خانوم فاف
    جمعه ۳ شهریور ۹۶ , ۰۹:۰۶
    از کل رشته ی پزشکی فقط قسمت نوزادانش با روحیه ی من سازگاره. فک کنم تو سایر قسمتا غش کنم 😁😁
    • author avatar
      دلژین
      ۳ شهریور ۹۶، ۱۰:۳۱
      اونم فکر کنم وقتی نوزاد مریضی ببینی که اوضاعش زیاد خوب نیست خوشت نیاد... ❤
      :)) 
  • یک عدد منِ سرکش ...
    شنبه ۴ شهریور ۹۶ , ۰۹:۳۹
    منم جای مامانه بودم بغضی و اشکی می شدم واسه کله ی نیمه کچل بچه ام:(
    مو خیلی تاثیر داره تو زیبایی و زشتی 
    مثلا الان مستر ما یه ساله و سه ماهشه ما تا حالا یبارم موهاشو کوتاه نکردیم چون حضرت آقا دبل گوش تشریف دارن موی بلند بیشتر بهش میاد الان انقدر بلند شده که از پشت با کش مو می بندیم موهاشو😂
    • author avatar
      دلژین
      ۴ شهریور ۹۶، ۱۴:۱۹
       :))) اینقدر خنگول خنده دار بود :))) 
      اره خیلی زشت شد :))) 
      😂😂😂😂 
      مستر رو قربون ❤❤❤
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...