تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بنشین لحظه ای ، رو در روی من...


تا اطلاع ثانوی نمینویسم...

شاید یک روز ،یک هفته،یک ماه ، یک سال... 

اصلا حالی برای نوشتن ندارم...

دلم میخواست باهاتون راجع به انتخاب غلط در زندگی به خصوص برای کنکوری ها و انتخاب غلط رشته پزشکی با تعریف داستانهای واقعی دوباره و دوباره حرف بزنم...

شاید چند نفر تکون بخورن و اشتباه انتخاب نکنن...

دلم میخواست قبلا از روزمرگیهام براتون بگم...

شاید یکی تو اوج ناراحتیش با روزمره ی من سر حال اومد...

شاید یکی به کتاب خوندن علاقه مند شد...

شاید یکی با درست کردن همون غذای من سر حال اومد...

دلم میخواست از ناراحتی هام و از اشتباهاتم بنویسم...

برام نظر بذارین دلداریم بدین ؛ راهنماییم کنین...

من به معنای تمام از نوشتن در این فضا در این لحظه زده شده ام...

این احساس معلوم نیست چقدر طول بکشه... شاید یک ساعت، یک روز ، یک ماه بعد این حس از بین رفت و دوباره نوشتم...

براتون حتما سوال میشه این حس از کجا نشات میگیره ؟ 

از اتفاقات چند ماه اخیر بین آدم های دور و برم در دنیای واقعی و اتفاق دیروز در این دنیای مجازی و زده شدن از ادم هایی که از حرفهاشون فرسنگ ها فاصله دارن با اعمالشون... 

حرف ها ی قشنگ...

روشنفکری های قشنگ تر...

با اعمال یک زاغه نشین پشت کوهی...

در پناه حق  ❤

+آهنگ سیمین غانم رو شب زیر پتو گوش بدین و قشنگ بخوابید... 

دلژین ۱۱ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۲۱ ۳۳ ۴ ۳۵۹

نظرات (۳۳)

  • لیمو جیم
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۳:۲۸
    بانو نرو:( میتونم بفهمم چه حسی به وبت داری ولی اخه اینجا مال خود خودته,نظرات مردم ک مهم نیست 

    بانو برگردیا:( وای نه:(( 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۴۲
      برمیگردم عزیزمم...ی
      یه  نمه ناز کردم براتون :))
  • آروشا
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۳:۳۸
    سلام مجدد بانو مریم عزیز
    من امروز اومدم براتون پیام بزارم و شما میخواید برید و دیگه ننویسید؟ 🙁
    متاسفم برای کسانی که دلتون رو شکستند و ناراحتتون کردند ، بهشون توجه نکنید ، منم خیلی از تجربه هاتون درس گرفتم و با پستهاتون انرژی گرفتم و دوست ندارم ناراحت باشید ، بعضی وقتا زمان میتونه دل رو آروم کنه ، براتون خیر و آرامش از خداوند میخوام ، دلم براتون تنگ میشه ، لطفا دوباره برگردید❤❤❤❤❤
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۴۲
      یه مدت کوتاهی نمینویسم...
      ممنون مهربون...
  • بانوی عاشق
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۳:۴۰
    حیف
    فقط همین کلمه گویای تمام احساساته منه
    حیف،حیف،حیف
    دلم برای روزمرگی هات تنگ میشه
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۴۱
      برمیگردم....
  • آرزوهای نجیب (:
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۳:۴۴
    یکی از اون منفی ها زیر این پست رو من دادم، خودت  بهتر از هر کسی می دونی چرا
    چون از رفتن آدمها دل خوشی ندارم ):
    قبلا به یکی از بچه های دیگه هم گفتمرننوشتن و رفتن هیچ چیز رو درست نمی کنه.
     اگر برای ماجرای دیروز می خوای ننویسی، که به اون آقای هکر می فهمونی کم آوردی و اونم توی دلش خوشحاله و با خودش میگه دیدی حالشو گرفتم. 
    با آدمهای اینطوری هر جا برخورد کردی بی محلی کردن بهترن جوابه براشون
    چند روز استراحت کن، حالت خوب که شد بعد دوباره بنویس برامون.
    من شاید زیادکامنت نذارم، ولی دونه دونه پستات رو می خونم و یه وقتایی خوشحال می شم، یوقتایی بغض می کنم، یوقتایی به فکر میرم و یوقتایی هم حرص می خورم. 
    برای همه این حس ها ازت می خوام دوباره بنویسی(:
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۴۱
      برمیگردم و اونایی که منفی دادن رو پیدا میکنم و از دم هرچی پست دارن منفی میدم تا انتقام بگیرم :)))
      برمیگردم مهربان...
      نیاز به چند روزی نبودن دارم...
      بوس به اون لپهای خوشگلت آخههه
  • بق بقو
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۳:۵۱
    عه :(
    من هنوز چند وقت آمدم وبت ...
    من واقعا از غذاهایی که درست کردی و عکس صبحانه هایی که میذاشتی خوشم میومد...کتابایی که معرفی میکردی ... وقتی عکسایی از خودت میذاری وبت زنده میشه ... یعنی هر وبلاگی اینکارو میکنه حس میکنم زندست و جون داره ... امیدوارم بازم همون حسای قبلی بهت برگرده و بنویسی .

    هر چند درک میکنم!
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۴۰
      برمیگردم بق بقو جان
  • شارمین
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۳:۵۲
    تو جزء معدود افرادی هستی که روزانه نویسیهات رو دوست دارم و می خونم. یه سادگی و بی غل و غشی خاصی تو وجودت هست که بهم انرژی مثبت میده. امیدوارم زودتر خوب بشی و بنویسی.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۴۰
      لطف داری مهربان
  • نازنین
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۰۵

    سلام. می فهمم ... انشاءالله که حال دلت زود زود خوب بشه 🙂

    + آهنگ فوق العاااااااااااااااده ست ✔
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۹
      ممنووون
      +نوش جان
  • marita
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۳۷
    من فقط واسه نظر تو وبت تو بیان عضو شدم... عاغا نرو خواهشن. ادمای این مدلی همه جا هستم ولی همع ادما این طوری نیستن که نرو😔😔
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۸
      برمیگردم ماریتای مهربان :)
  • الی .
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۴۲
    رفتن چاره نیست مریم جان.
    یه هفته ننویس باشه ولی بیشتر نه.
    قالبتو عوض کن، حالت عوض شه. یکم برو بگرد، کتاب بخون، بعدش خدا بزرگه و همه چی درست میشه :)
    میدونم حس بدی داری نسبت به خونده شدن اون پست. میدونم خیلی خصوصی بود واست. واسه کامنتا ناراحتی. ولی پریود یه چیزیه که خیلیا سعی میکنن دیگه پنهانش نکنن و به چشم یه اتفاق عادی بهش نگاه کنن. میدونم میگی این حرکت و رفتار قرار نیس با پست تو صورت بگیره ولی از این دید بهش نگاه کن که یه آقایی یه چیز خیلی عادی رو اومده خونده و اونی که باید خجالت بکشه اونه نه مایی که این اتفاق و حواشیش نه دست خودمونه، نه قراره پنهونش کنیم.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۸
      چشم.... برممیگردم...
      ممنوووون
  • :)
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۴۳
    مریم عزیز سلام 💛
    نوشته های تو انقد زیبا و پر انرژی هست که نمیشه گفت ننویس 💙
    بنویس لطفاً، امیدوارم خیلی زود شروع به نوشتن کنی 💚
    درسته که یه دوست مجازی هستی ولی این رو بدون که دوست دارم و از دعای خیرم فراموشت نمیکنم 💜
    امیدوارم هیچ راه نجاتی نداشته باشی وقتی غرق در خوشبختی هستی ❤

    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۸
      سلام...
      تو خیلی بهم لطف داری...
      همچنین مهربون...
  • ستاره جان
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۴۴
    می گم تو که نگفتی نظر اون یارو چی بوده بریم یک کم مشت و لگدش بزنیم تو وبش 
    در مورد رشته پزشکی هم اگه فرضا هم حق با تو باشه عزیزم بازار کار اونقدر خرابه که مردم به اندک امید پزشکی میفرستن بچه هاشونو و البته به شرطی رتبه خوب باشن 
    برای خودت هم 
    خوب باشی مریمَم
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۷
      نظر بدی نذاشته بود...
      فقط گفت چقدر چندش و بعدم گفت طبیعیه...
      +به چه قیمت... میدونی چقدر زن فارغ التحصیل و چقدر مرد فارغ التحصیل پزشکی داریم که طبابت نمیکنن و مشغول کارهای دیگه ان ؟؟

  • X
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۴۷
    مریم این وبلاگزدگی واسه هممون گاهی پیش میاد 
    تردید واسه در میون گذاشتن تجربیات و به اشتراک گذاشتن مسائل خصوصی و خیلی چیزای دیگه .... حست و خستگیت طبیعیو قابل درکه, هر چقدردوست داری استراحت کن ک ما هم منتظر برگشتت هستیم
    یادمه اولین بار اسم ملت عشق رو تو وب تودیدم و وسط امتحان هام رفتم کتابو خریدم و باذوق وشوق دوسه روزه تمومش کردم _باوجود حجم زیادش_و خیلی دیدگاهم بعدش نسبت به خدا تغییر کرد بعد از این کتاب و خیلی متاثر شدم وهمش می گفتم  دمش گرم اگر مریم  تو وبش این کتاب رومعرفی نمی کرد عمرا سراغ خوندنش میرفتم 
    یا مثلا عکسای قشنگت از شب یلدا یادمه انار رو پیچیده بودی تو سلفون و حسابی شیک شده بود , همیشه توعکسات زندگی وشادابی پیدابود .... زندگی هیچ کس صددرصد خوب نیست ولی برام خوشحال کننده بود که تو باوجود سختی هاای زندگیت , زندگیت رو تک بعدی نکردی (مثل موقعی که بدمینتون میرفتی یا با بانو میرفتی بیرون یا همین کتاب خوندن هات بین کلی درس)و برام قشنگ بود می دیدم سعی می کنی خوشحالی های کوچیک واسه خودت ایجاد کنی واین حس و دیدگاه مثبتت رو بادیگران درمیون بذاری 

    همیشه مادر وپدرت برام خیلی محترم بودن که با وجود تک فرزند بودنت تو رو خیلی مستقل بار اوردن .... برام قشنگ بود وقتی می نوشتی تهران میری راننده هاکه میخوان تا خونه ببرنت شماره پلاکشون روبرای بابات می فرستی و در مورد کرایه هم زیر بار حرف زورشون نمیری که بخوان از راه دورتری برن و خودت ادرس میدی از راه نزدیک تر ....

     ستایشت کردم محکم جلوی اون پسر همکلاسی وایسادی که مثلا شاگرد ممتاز هم بودومشکل روانی داشت وتهدید به اسیدپاشی کرده بود دخترا رو و توتنهادختری بودی که جرات کردی آشکار نارضایتیت روابراز کنی 

    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۶
      درسته....
      مرسی x
      هزار بار مرسی....
  • تینا
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۵۰
    سلام خانم دکتر.ایشالا این حسای بد بره
    کاش بنویسین 
    من راجع ب انتخاب رشته سوال دارم
    بین این رشته های خودگردان کدومش بهتره؟ 
    پرستاری،مامایی،هوشبری، اتاق عمل،رادیولوژی، رادیوتراپی، کاردانی تکنسین پروتز دندانی 
    از لحاظ درامد و اینده شغلی
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۶
      سلام...
      بهتر...
      اصلا نمیتونم بگم کدوم بهتره... باید از فارغ التحصیلان همون رشته ها بپرسی جتما... همه اشون خوبن... بستگی به روحیه شما داره...
      فکر میکنم پرستاری و مامایی و اتاق عمل بهتر باشن از نظر شغلی... راجع به بقیه نمیدونم...
  • خاتون ..
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۵۵
    خیلى کار اون آدم زشت بوده...خیلى..خیلى زیاد
    من نمی فهمم چرا براى یکسرى از ماها حریم خصوصى تعریف نشده.شاید اون حرف واقعا خصوصى نباشه اما همین که به اون چیز هایى که خط قرمز تلقى شدند احترام بگذارند ارزشمند و نشانه شخصیت و ادب اون فرد هست.حالا رفتار زشت اون فرد نشاندهنده ادب و فقط برخواسته از شخصیت خود اون آدمه و با اینکار فقط خودش رو زایل کرده .حیفه بخاطر این آدما خودتو ناراحت میکنى عزیزم.
    من امروز بعد چند وقت اومدم بخونمت و پیام بذارم برات که دیدم این پست رو گذاشتى.جا خوردم و ناراحت شدم...من منتظر اومدنت هستم خانوم دکتر دوست داشتنى.
    زود زود زود برگرد .حتی اگه سخت بود سعی کن که بشه و بازم بیای بنویسی و خونده بشى..
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۴
      برمیگردم به زودی عزیزم...
      مرسی
  • iiiiiii
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۴:۵۶
    اخ اخ متاسفم خدابه بعضیها شعوربده واقعا انشاا...زود بنویسید دوباره
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۴
      ممنون
  • X
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۵:۰۴
    مریم من ازت یادگرفتم از حقوقم و حریم شخصیم بلند بلند به عنوان یه زن دفاع کنم , همون موقع که نوشتی یه بار تواتوبوس بودی و یه مرد دستش رواوردسمت تو و تا متوجه کارش شدی منتظر موندی تا بخواد دوباره کارش روتکرار کنه ودفعه بعدکه دستش رو اورد نزدیکت بلند گفتی دستت روبگیر به میله اتوبوس آقا وطرف فهمید دیگه جامعه ای نیست که خانم هاش قربانی شن 

    حتی یه بار به شوخی اسم یه دارو رو جواب کامنتهات بردی که همین نام بردن باعث شد من بااین دارو اشنا شموبعدکلی بهدردم بخوره(لوپرامید!!)

    توبه من قاطع بودن رویاد دادی وقتی نوشتی همکلاسیت که یه دختر خیلی پررو بود خواست تا خونه ات بمونه و نذاشتی (همونی که یه بار جلوی پسرا گفته بود مریم خونش روعوض کرده)

    من لذت می بردم وقتی تورومی دیدم که در عین محترم شمردن عقاید دیگران عقیده خودت رو حفظ می کنی و ثبات شخصیت داری  .... خیلی کار سختی بود بین فامیل هایی که به گفته خودت خیلی تو قر و فر بودن توهمون مریم ساده واسپرت باشی 

    خیلی برام قابل احترام بود که در عین رک بودن محترمانه رفتار می کردی و به موقع بگو بخند داشتی و بهموقع به حساب ادم هایی که حدودشون رو فراموش می کردن , می رسیدی 

    برام قابل احترام بودی وقتی که رفتی گوشی پزشکی بخری از تهران و کل مغازه هارو قیمت گرفتی و محکم وایسادی جلوی یه ادم گرون فروش که داشت به یه شهرستانی وسایل رو کلی گرون می فروخت بااین دروغ که تو سایت میشه چک کرد و تو بااطمینان می گفتی اینا رو قاچاقی اوردی چی میگی ..... برام قابل احترام بودی که زیر بار حرف زور نمیری 
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۴
      سلام X
       نمیدونم چی بگم از این همه محبت...
      در عین حال کمی ترسوندیم... باید حواسم بیشتر جمع باشه تا چیزهای خوب تری بنویسم... چون عین فیلم در ذهن مخاطبم ذخیره میشه...
      مرسی...
      احتیاج داشتم بشنوم این ها رو...
  • دُچــــ ــــار
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۵:۲۵
    احتمالا یه ساعتی طول بکشه :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۲
      نه احتمالا چند روز :)
      وقتم رو از دیروز وب زیاد گرفت و باید به کارهام برسم... امتحان پایان بخش دارم :)
  • یک خواننده
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۵:۴۶
    باورت میشه من دقیقا همین الان داشتم همین اهنگ گل گلدون من رو زیر پتو گوش میدادم وسطش بود که اومدم این پستت رو خوندم؟؟؟واقعا باورت میشه؟خیلی جالب بود واسم...
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۲
      چه جااالب :))
  • مریم
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۵:۵۵
    سلام دکتر  ماریا
    اخه چرا؟؟؟من تقریبا هر روز وبتو می خوندم ..وخیلی باهات احساس نزدیکی می کردم ..واقعا با حرفهای پدرت حالم جا می اومد وخستگی هام از بدی زمانه می رفت ..از اتاق فرمون وغرهای مادرانه ... به هر حال با حرف یه نفر ناراحت نشو ...این جور ادما زیادن .. به هرحال هر تصمیمی می گیری خودت صاحب اختیاری:(فقط بابت همه حالای خوب که بهم دادی ممنونم
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۱
      بر میگردم دوست عزیزم
      چقدر لطف دارید همگی به من
      ممنون
  • پشمآلِ پشمآلو
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۶:۱۱
    به قول قیمت تو دورهمی:
    خدافظی نمیکنم خدافظی نکن .. فلن
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۱
      فلللننن :))
  • حمیده
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۶:۲۹
    سلام.کاملا احساستو درک میکنم.این حس عدم امنیت برای نوشتن.من تو نوجوونیهام عادت داشتم همه چیو بنویسم.چندین سال نوشتم.وقتی که لو رفت٬ همه شونو سوزوندم و دیگه ننوشتم.حالا شاید کاملا جریاناتمون مشابه نباشه.اما میفهمم که دلزدگی که میگی چه جوریه...اما امیدوارم زودتر ازش خلاص شی وبیای وبازهم برامون بنویسی خانوم دکتر.من خودم یه بچه درسخون تک بعدی بودم واین برام خیلی سخت وگرون تموم شد تو زندگی واقعی با شوهر ودوتا بچه.خیلی خوبه که شما تک بعدی نیستین وازهمه چیز برامون مینوشتین.لطفا زودتر بیا.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۱
      منم دو تا دفترم رو در نوجوانی دور انداختم :)
      برمیگردم...
  • Va hid
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۶:۳۷
    امیدوارم زودتر برگردید !! البته برای تصمیم شما احترام قائلم !!! دلسردی و دلزدگی جزو لاینفک زندگیست !!اما امیدوارم برای  شما  دگر وجود نداشته باشد. موفق هستید امیدوارم موفق تر باشید.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۰
      ممنووون
  • میس پرتقال
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۷:۴۶
    عزیزم، منکه همیشه از خوندن مطالبت لذت میبرم و انرژی میگیرم، از دیدن عکسات،از برنامه هات،کتابا،کارایی ک انجام میدی،همه و همه.و بخصوص توصیه هات در مورد پزشکی خوندن ک محشرن.هر وقت فکر پزشکی خوندن میاد تو سرم،میام اون مطالبتو دوباره میخونم.
    فقط ببخش حال نظر دادن ندارم.
    مدت ها قبل یادم نیست کجا ی جمله شنیدم یا خوندم ک خیلی ب دلم نشست. اون جمله این بود که هیچ وقت آدمارو قضاوت نکنید، بلکه رفتارشون رو قضاوت کنید.مثلا اگر میبینی کسی ی کاری انجام میده ک تو از اون رفتار بدت میاد، نگو ازین آدم بدم اومد یا از چشمم افتاد. بگو این رفتارش خوب نبود یا این رفتارشو دوست نداشتم. 
    من خودم آدم کمال طلبی هستم.اینقدر ک با یکی دو تا رفتار بد از کسی ک خیلی دوستش داشتم زده میشدم.کم کم دیدم رسیدم ب جایی ک از خیلیا ک قبلا دوست داشتم، بدم اومده.این جمله خیلی بهم کمک کرد ک ذهنیتمو تغییر بدم و راحت تر فراموش کنم و ببخشم .
    در آخر اینکه هیچ کس کامل نیست،هممون  نقصیایی داریم.خیلی وقتا کم و کاستی هایی ک میبینیم باعث میشه ب خدا نزدیک تر شیم،و چی ازین بهتر.
    نمیدونم حرفام مناسب حال الان شما بود یا ن.ولی گفتم بگم.امیدوارم همیشه شاد و سلامت و موفق باشی در کنار خانواده.
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۰
      ممنون عزیزم
  • ام اسی خوشبخت
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۸:۰۸
    ان شالله تو این مدت هر جا هستید سلامت و موفق باشید.
    امیدوارم باز هم حس و حال نوشتن بیاد سراغتون :)
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۰
      مرسی مهربان

  • ملیکا
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۱۹:۳۸
    امیدوارم حست طولانی نباشه...
    کاشکی ادامه بدی من دلم با این نوشته هات شاد میشه.
    دنیاس دیگه یه روز توش بدی میبینی یه روز خوبی...
    مریم صادقانه میگم که دوست دارم نمیدونم چه شکلی هستی شهر دانشجوییت کجاس اینا مهم نیس  ولی مهم اینه که  بهم آرامش میدی پس بیا و بنویس حتی از ناراحتی هات بنویس
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۰
      لطف داری ملیکای عزیز
      +خوشگلم میدوونی ؟؟ :))))))))))))
  • نورا
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۲۰:۴۲
    امیدوارم هرچه زودتر بیای بنویسی من خیلی دوست دارم مدل نوشتنتو.....
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۲۹
      مرسی نورای عزیز
      به زودی مینویسم
  • Va hid
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۲۱:۲۶
    چرا هم پست جدیدتون حذف شد و هم کامنتی تو بلاگ اون آقا گذاشتید !!! عجیبه !!!!
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۱:۲۷
      به احترام اقای زوزف من پست رو موقتا پیش نویس کردم...
      نطرمم رو اون اقا خودشون برداشتن
  • ملیکا
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۲۲:۳۶
    ببین دیگهههه کنجکاوم کردی برم رو اون عکست که توی آه ای زندگی انصافت کو گذاشتی زوم کنمممم 😂😂😂😂😂😂😂 
    منم خیلی خوشگلم کاشکی میشد ببینیم😂😂
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۳۹
      خدا نکشتت
      زوم که میشم تو اون عکس انگار ابروهام مدل شیطونیه ، با یه دماغ تیز و یه جوریهه :))
      :)))))))))))))
  • ملیکا
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۲۲:۴۳
    یا اکثر امامزاده هااا😂😂😂😂😂 راس میگی ابروهاتووووو😂😂😂😂 ملکه ی زیبایی کی بودی تووووو؟😂😂
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۴۶
      :)))))))))) شبیه جادوگر شهر اوز میفتم با زوم این عکس :))

  • soolin :)
    چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ , ۲۲:۴۸
    من الان اومدم درمورد پستی که امروز صب خوندم نظر بدم ولییییی نالاحتم کلدی دلژین بانو...{ناراحت}{استیکر قلب شکسته و منفجر شده از ناراحتی}
    نالاحتم الاان..خیلیی هم نالاحتم...
    میدونی اومدم چی بگم؟؟میخواستم بگم خدا به مامان و بابات بچه نداد ولی اخرش یه بچه ی خیلییی خوب داد.یه گل دختر که بنظرم خیلی ادم کامل و جالبی هستی شما.
    اصنشم الان از نالاحتی دیگه حرفم نمیاد.شب بخیر{استیکر خوابای خوب ببینی}
    {استیکر برگررد..خیلی زوووود}{استیکر قلب}{استیکر دلم تنگ میشه برات}
    • author avatar
      دلژین
      ۱۱ مرداد ۹۶، ۲۲:۴۹
      برمیگردم لوسچه جان :))
      بوس
  • لبخند ماه
    جمعه ۱۳ مرداد ۹۶ , ۱۹:۵۸
    عاشق گل گلدونم


    به به


    میزارمش تو وبم
    • author avatar
      دلژین
      ۱۳ مرداد ۹۶، ۲۱:۳۳
      نوووش جووونت بذاااار
      من هعی دنبال این وب جدیدت بودم 
      هیستوریم رو پاک کرده بودم و نظراتت گم شده بود :)) 
      همین رو لینک کنم جا قبلی ؟ 
  • خاله ریزه
    شنبه ۱۴ مرداد ۹۶ , ۱۳:۰۹
    خدا رو شکر من بعد از اینکه تصمیم گرفتی دوباره بنویسی این پستهای اخریتو خوندم.
    چه معنی داره که به خاطر چند تا نابخرد ما بخردها رو تهنا بذاری :D:D:D:D

    • author avatar
      دلژین
      ۱۵ مرداد ۹۶، ۱۴:۰۴
      واااالااااا :)))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ...
با مهربانی وارد شوید...